هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی
کانال این وبلاگ

۲۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حضرت زینب(س) مرثیه» ثبت شده است

اشعار وفات حضرت زینب سلام الله علیها۱۹

×××××××××××××××××××

روح الله مردان خانی

 

شکسته بال و پری شوق آسمان دارد

درون سینه خود زخم بیکران دارد

 

همان که قامت صبر از صبوریش خم بود

در اوج قله ماتم شکوه پرچم بود

 

همان که آینه روشن حقایق بود

همان که همدم هفتاد و دو  شقایق بود

 

همان  که از غم هجران شکسته قامت او

هزار خاطره مانده است از اسارت او

ذاکر شهید

اشعار وفات حضرت زینب سلام الله علیها۱۸

×××××××××××××××××××

 مهدی مقیمی

 

بار دیگر محرم آمده است

ماه وصل حسین با زینب

از ورود به کربلا تا شام

روضه ها خوانده میشود امشب

××

مثل امشب در اوج تنهایی

در دلش با حسین نجوا کرد

چشمهایش دوباره ابری شد

زخم کهنه دوباره سر وا کرد

××

در خیالش دوباره در میدان

حرمله با دو دست پر آمد

عکس نیزه به قاب چشمش بود

یا دوباره سپاه حر آمد

ذاکر شهید

اشعار وفات حضرت زینب سلام الله علیها۱۷

×××××××××××××××××××

امیر علوی

به نام حضرت پروردگار یا زینب

فقط دوای دل بیقرار یا زینب

و ذکر مردم شب زنده دار یا زینب

براین کویر دو چشمم ببار یا زینب

دل ترک ترکم از تو عشق میخواهد

هوای تازه کمی از دمشق میخواهد

 

تو معنی همه ی عاشقانه ها هستی

پیمبر سفر شام و کربلا هستی

به خیل اهل جنون هم تو مقتدا هستی

اجازه هست بگویم شما خدا هستی

پس از حسین علمدار این قبیله تویی

بزرگی و جبل الصبری و عقیله تویی

ذاکر شهید

اشعار وفات حضرت زینب سلام الله علیها۱۶

×××××××××××××××××××

 محسن عرب خالقی

 

همه رفتند و من جا ماندم ای دوست

ز بخت بد به دنیا ماندم ای دوست

چرا رفتی مرا با خود نبردی

ببین بعد از تو تنها ماندم ای دوست

×××

ببین از داغ تو خیلی شکستم

شکستم که چنین از پا نشستم

شکسته دشمنت از بس دلم را

چنان گشتم که نشناسی که هستم

ذاکر شهید

اشعار وفات حضرت زینب سلام الله علیها۱۵

×××××××××××××××××××

حسن کردی

به شیعه آبرو داده وجود زینب کبری

یقین و صبر بوده تار و پود زینب کبری

اگر خالی ست جایش در کسا اما خدا پر کرد

نماد پنج تن را در وجود زینب کبری

نه تنها زینت باباست بلکه زینت دنیاست

علی پیداست در حین شهود زینب کبری

پس از چشمان مادر_آن همیشه محرم حیدر_

غم از رخسار بابا می زدود زینب کبری

حسین از یاد ها می رفت و پرچم ها زمین می خورد

نبود از عشق ردی در نبود زینب کبری‌‌

ذاکر شهید

اشعار وفات حضرت زینب سلام الله علیها۱۴

×××××××××××××××××××

رضا قاسمی

گریه کردم روضه ی سخت تو را یک سال و نیم

زهر شد در کام من آب و غذا یک سال و نیم

در شگفتم ، من که با تو زنده بودم روز و شب ...

زنده ماندم بی وجودِ تو چرا یک سال و نیم ؟!

هیچ جا حتی گلستان هم دلم را وا نکرد

بعدِ تو هر چیز ، دق داده مرا یک سال و نیم

با سرِ تو سر شده روز و شبِ این سرنوشت

پیش چشمم بوده ای بر نیزه ها یک سال و نیم

ذاکر شهید

اشعار وفات حضرت زینب سلام الله علیها۱۳

×××××××××××××××××××

یا اخا درد هم آغوش من است

پرچم عشق تو بر دوش من است

شکوه ای نیست در این ابرازم

به حدیث غم تو می نازم

نه غم و رنج کنون می کشدم

شوق دیدار رخت می کشدم

مرغ بشکسته پر و بالم من

راوی مقتل گودالم من

زائر تشنه لب علقمه ام

سند مستند فاطمه ام

ذاکر شهید

اشعار وفات حضرت زینب سلام الله علیها۱۲

×××××××××××××××××××

محسن عرب خالقی

زینب اگر نبود امامت تمام بود

شکر خدا که سایه او مستدام بود

بعد از حسین پایه گذار قیام بود

او خشم ذوالفقار علی در نیام بود

در انقلاب ماریه صاحب سهام بود

اخت الحسین و واجبه الاحترام بود

اعجاز کار اغلب اوقات زینب است

تسخیر شام و کوفه فتوحات زینب است

قرآن و روضه جزو مهمات زینب است

ذاکر شهید

اشعار وفات حضرت زینب سلام الله علیها۱۱

×××××××××××××××××××

سعید خرازی

کربلا بود که از کف همه ی هستم رفت

آنکه یک عمر دلم را به دلش بستم رفت

تا گرفتم بدنش را زدم تیغ و سنان

هرچقدر زخم شمردم عدد از دستم رفت

×××××××××××××××××××××

عین توحید بود ذکر صفات زینب

روز و شب وقف حسین است حیات زینب

نیمه ی ماه رجب جلوه ی روز عرفه است

نام آن را بگذاریم عرفات زینب

قاسم نعمتی

ذاکر شهید

نوحه وفات حضرت زینب سلام الله علیها۱۰

××××××××××××××××××××

مجتبی صمدی

زینب ای نام آور اهل زمین و آسمان

عمۀ صاحب زمان (2)

 

خطبه هایت زلزله شد ریخت کاخ دشمنان

عمۀ صاحب زمان(2)

×××××××××××××××××××

باورت می شد ببینی خواهرت را یک زمان 
دست بسته، مو پریشان، مو کنان، مویه کنان 

باورت می شد ببینی دختر خورشید را 
کوچه کوچه در کنار سایه ی نامحرمان 

نه لبی مانده برای تو نه جای سالمی 
من که گفتم این همه بالای نی قرآن نخوان 

ذاکر شهید

نوحه وفات حضرت زینب سلام الله علیها۹

××××××××××××××××××××

مجتبی صمدی
زمینه

 

رو لباش نواست ، کوه غصه هاست

دمِ آخرش  یاد کربلاست

بین بستره یاد دلبره

یاد اون سر و برق خنجره

لحظه های آخر صداش چقدر پرآهه

ناله های جانسوز و پر غمش جانکاهه

تا حسین نیاد چشمای ترش بر راهه

انّا للّه و انّا الیه الراجعون

زینب غمدیده امشب میره تا آسمون

××××××

 نگاهش تاره شبا بیداره

روضه می خونه یاد گهواره

غرق زمزمه است یاد فاطمه است

تا می بینه آب یاد علقمه است

بعد کربلا روز و شب فقط می ناله

جای زخمای رو تنش شده چون لاله

بین بستر امّا دلش توی گوداله

انّا للّه و انّا الیه الراجعون

زینب غمدیده امشب میره تا آسمون

ذاکر شهید

نوحه وفات حضرت زینب سلام الله علیها۸

××××××××××××××××××××

نوحه

 

آنکه دلیل سوز دلها بُوَد

مرثیه ی مهدی زهرا بُود

اسارت زینب کبری بُود

زینب کجا و ، یک عده کافر

الله اکبر الله اکبر

×××××××

اگر چه با ناله ی امّ الیُجیب

ماندند با یک عده ایی نانجیب

نصرُ من الله  وَ فتحٌ قریب

چون کوه ، محکم دختر حیدر

الله اکبر الله اکبر

ذاکر شهید

نوحه وفات حضرت زینب سلام الله علیها۷

××××××××××××××××××××

زمینه - شور

 

آسمونم محزونه

دو چشم خواهری پُر خونه

سری رو نیزه سرگردونه

سری که دیگه بی سامونه

بارون غم می‌باره

رو نیزه ای سر شیرخواره

یه مادری که قلبش زاره

یه کاروان که بی سالاره

یاحسین

ذاکر شهید

نوحه وفات حضرت زینب سلام الله علیها۶

××××××××××××××××××××

حسین نوری

زمینه

 

تو حسرت دیدارتم

یکسال و نیمه آزگار

حالا دارم یواش یواش

سوی تو میشم رهسپار

هنوز به یادت هستم ، خالیه جای تو توی آغوشم

هنوز میخونم روضه ، پای غمت لباس سیا می‌پوشم

هنوز می‌لرزه قلبم ، داغ بزرگیه اخا رو دوشم

یادت میاد که شدی با زینب هم قسم

حالا ببین یکسال و نیمه که بی کسم

یه خواهرم مگه چقدر طاقت دارم

ذاکر شهید

اشعار وفات حضرت زینب سلام الله علیها۱۰

×××××××××××××××××××

خون دلی که خورده ای آغاز راه بود

پرواز آسمانی ات از دودِ آه بود

خورشید خردسالی ات اندوه ابر داشت

وقتی ز داغ مادر تو تیره ماه بود

می دید موج مدّ نگاهت که همچو ماه

دریای ناله های علی رو به چاه بود

از روزهای زخم که بر مجتبی گذشت

خون لخته های طشت فقط عذرخواه بود

مثل تو شوق نیزه و شمشیر بوسه خواست

وقتی دلت به گوشه ای از قتلگاه بود

ذاکر شهید

اشعار وفات حضرت زینب سلام الله علیها۹

×××××××××××××××××××

به روی دل، غم و داغ تورا گذاشته ام

به روی شانه ی خود کربلا گذاشته ام

برای آنکه مرا غُصه ی تو پیر کند

روی تمام جوانیم پا گذاشته ام

برای آنکه بگویم هنوز فکر توام

ببین که پیرهنت را کجا گذاشته ام

شکسته تر شده این دل،دله بدون حسین

شکسته تر شده هرچه دوا گذاشته ام

اگر بناست ببینی مرا بیا گودال

گه خویش را لب گودال جا گذاشته ام

ذاکر شهید

اشعار وفات حضرت زینب سلام الله علیها۸

×××××××××××××××××××

یک سال و نیمه چشام ابر بهاره

یک سال و نیمه دلم آروم نداره

یک سال و نیمه قلب من بیقراره یک سال و نیمه

یک سال و نیمه غرق گریه و نالم

یک سال و نیمه یاد طفل سه سالم

یک سال و نیمه تو فکر یک گودالم یک سال و نیمه

من بودم و ناله و گریه ها

آتیش گرفت تموم خیمه ها

وای من از سنان بی حیا

خدا میدونه چیا کشیدم سر حسینو رو نیزه دیدم

داداش حسینم

ذاکر شهید

نوحه وفات حضرت زینب سلام الله علیها۵

××××××××××××××××××××

محـمد جواد حیدری

زمینه

 

توی این مدینه ، از غم تو گریونم

بعد یکسالونیم ، بی تو من نمیتونم

هنوزم که هنوز مثه ابر بارونم

بعدِ یه سالو نیم

خُونه هنوز چشام

یادمه که رو نی گره میخورد بهم نگات

بعدِ یه سالو نیم

هنوز تو گوشَمه

نغمه ی هَل من ناصرو غریبی صدات

آه ، ببین که زینب ، چه بی شکیبه

بعد تو بی سامونه

آه ، ببین که زینب ، یه سالونیمه

با سُوز دل میخونه

آه ، غریب مادر بین ، غریب خواهر

ذاکر شهید

نوحه وفات حضرت زینب سلام الله علیها۴

××××××××××××××××××××

هنگامه ی اشک و درد و بلا شد

زینب شهید داغ کربلا شد

واویلا واویلا آه و واویلا...

با قلب پر خون و قدّ خمیده

مهمان شده بر یار سر بریده

از وادی غربت با دیده ی تر

رفته به دیدار امام ِ بی سر

در وقت جان دادن غرق عزا بود

یاد غریب ِ دشت کربلا یود

بوده به یاد ِ آن دمی که جانان

جان داده در گودال با کام عطشان

آندم که دیده روی خاک صحرا

افتاده خونین جسم ارباً ارباً

آندم که شد پرپر از کینه لاله

جان داده در ویران دخت سه ساله

ذاکر شهید

نوحه وفات حضرت زینب سلام الله علیها۳

××××××××××××××××××××

ای کوثر کوثر   زینب یا زینب آه زینب یا زینب

مدد بنت الحیدر   زینب یا زینب آه زینب یا زینب

یا عصمت الله      نور وجه الله

مظلومه یار        ابا عبدالله

زینب یا زینب...

 

محزون کربلا  زینب یا زینب آه زینب یا زینب

دلخون کربلا   زینب یا زینب آه زینب یا زینب

با غصه همراه      داری به لب آه

دیدی حسینت        را در قتلگاه

زینب یا زینب...

ذاکر شهید

نوحه وفات حضرت زینب سلام الله علیها۲

××××××××××××××××××××

تا لحظه ی آخر ، می تپه دل ِ خواهرت برات

یادمه هنوزم ، غربت و غم ِ آخرین نگات

آرامش قلب و ، دل بیقرارم ، برادر ، برادر

منتظرت هستم ، بیایی کنارم ، برادر ، برادر

یادمه ، سرتو بریدن من دیدم

روی خاک ، تن تو کشیدن من دیدم

اسبای ، بی حیا رسیدن  من دیدم

واویلا ، حسین من ، غریب ِ مادر

××

رفتی و نگفتی ، با این همه غربت  چیکار کنم

با روزای سخت  و ، تاریک ِ اسارت  چیکار کنم

یه سال و نیمه که ، براتو می سوزم ، برادر ، برادر

گریه برای تو ، کار ِ شب و روزم ، برادر ، برادر

رو لبم ، هر نفس هر نفس یک آهه

چشمای ، خواهرت مونده بر این راهه

بوی سیب ، بوی گودی ِ قتلگاهه

واویلا ، حسین من ، غریب ِ مادر

ذاکر شهید

نوحه وفات حضرت زینب سلام الله علیها۱

××××××××××××××××××××

تماشایی شد حال زارم ، غریب و تنها جان سپارم

کجایی ای دار و ندارم ، حسین جان

بین دستانم پینه بسته ، شده زینب خیلی شکسته

شدم از هجران تو خسته ، حسین جان

حسین جان ، کجایی ببینی تو احوال من

به سینه بچسبانم این پیراهن ، شده وقت رفتن

شده تمام گیسوی من سپید

خبر نداری زینب چه ها کشید

مقابل من راس تو را برید

یابن الزهرا مظلوم کربلا

ذاکر شهید

اشعار وفات حضرت زینب سلام الله علیها۷

×××××××××××××××××××

گفته بودم که دیر یا زود از

راه می آیی و مرا با خود

بعد یک سال و نیم خون گریه

میبری تا وصال خود، تا خود

××
چقدر چشم من به راهت بود

صبح و شب نامتان به روی لب

آمدی و خوش آمدی اما

دیر کردی و پیر شد زینب

ذاکر شهید

اشعار وفات حضرت زینب سلام الله علیها۶

×××××××××××××××××××

ای مــادر پیـامبـران در مقــامِ صبر

تا حشر، صابـران جهـان را امـامِ صبر

از سن کودکـی سخنت نـوش فاطمه

مثـل حسـین، زینـت آغـوش فـاطمه

سـر تـا قـدم تمـام تجـلای حیدری

زیـن ابـی و زینـب کبــرای حیدری

بیـن دو آفتــاب ولایــت ستــاره‌ای

در چشـم اهـل‌بیت، حسین دوبـاره‌ای

ذاکر شهید

اشعار وفات حضرت زینب سلام الله علیها۵

×××××××××××××××××××

تو کیستی که عقل مجنون توست

عشق به تو عاشق و مدیون توست

تویی جگرگوشه ی آل کسا

به درک تو فهم رسا، نارسا

چشم علی محو تماشای تو

به جای پای فاطمه پای تو

هیچ گلی ندیده خندیدنت

به غیر لحظه ی حسین دیدنت

دایه ی تو ز کودکی غم شده

قامت غم در غم تو خم شده

کتاب عشق و عقل تألیف توست

مُهر به لب، زبان ز توصیف توست

ذاکر شهید

اشعار وفات حضرت زینب سلام الله علیها۴

×××××××××××××××××××

علی ناظمی

صورت به خاک مانده و چشمم به در بیا

ای یاور غریب ترین محتضر بیا

پایین نرفت بعد تو آب خوش از گلوم

تا بیشتر ازین نگدازد جگر بیا

خشکیده ام به یاد تو لب می زنم به هم

با آب قهرم ای غم چشمان تر بیا

خورشید یار گریهٔ هر روزهٔ من ست

مهمان آفتاب سه روزه، دگر بیا

می میرم و به یاد زمین خوردن توام

افتاده ام به زانوی غم، زودتر بیا

کابوس قتلگاه رهایم نمی کند

زجر مرا مخواه از این بیشتر، بیا

ذاکر شهید

اشعار وفات حضرت زینب سلام الله علیها۳

×××××××××××××××××××

من آن یاس کبود لاله پوشم
که داغ لاله ها شد بار دوشم
گرفتار غم و آزاده دهر
خریدار بلا و گل فروشم

در این شهر غریب از مردمی ها
صدای آشنا آید به گوشم
سری خواند به روی نیزه قرآن
که آوایش ز سر برده است هوشم
گمانم صوت قرآن حسین است
حسین است این و صوت او سروشم
سرت نازم برادر جان حسینم
چرا افکندی از جوش و خروشم
تو استادی و من شاگرد دَرست
که با قرآن خود کردی خموشم

ذاکر شهید

اشعار وفات حضرت زینب سلام الله علیها۲

×××××××××××××××××××

علی صالحی

این مدتی که می گذرد در عزای تو

روزی نبوده اشک نریزم بپای تو

با یاد آخرین شب پیش تو بودنم

یک شب نبوده روضه نگیرم برای تو

یکسال و نیم شمع شدم سوختم حسین

یک سال و نیم آب شدم در عزای تو

ای کاش لحظه ای که رسد جان من به لب

بودم کنار قبر تو در کربلای تو

ای کاش لحظه ای که می آیی به دیدنم

از تن سرم بریده شود پیش پای تو

ذاکر شهید

اشعار وفات حضرت زینب سلام الله علیها۱

×××××××××××××××××××

دوبیتی و رباعی

 

تصویر تمام کربلا زینب بود

تفسیر پیام کربلا زینب بود

در عشق و فداکاری و ایمان و وفا

زهرای قیام کربلا زینب بود

مؤید
××
زیبایی گلشن علی زینب بود

پرورده دامن علی زینب بود

بر خصم شکست داد ولی خود نشکست

آیینه نشکن علی زینب بود

مؤید
××
در فضل، محیط بیکرانی زینب

در صبر، بسیط آسمانی زینب

ای خورده به سینه ات مدال عظمت

بانوی همیشه قهرمانی زینب

مؤید

ذاکر شهید