هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی
کانال این وبلاگ
شنبه, ۱۱ فروردين ۱۳۹۷، ۱۲:۲۱ ق.ظ

نوحه وفات حضرت زینب سلام الله علیها۸

  • ۵۸ نمایش
  • نوحه وفات حضرت زینب سلام الله علیها۸

    ××××××××××××××××××××

    نوحه

     

    آنکه دلیل سوز دلها بُوَد

    مرثیه ی مهدی زهرا بُود

    اسارت زینب کبری بُود

    زینب کجا و ، یک عده کافر

    الله اکبر الله اکبر

    ×××××××

    اگر چه با ناله ی امّ الیُجیب

    ماندند با یک عده ایی نانجیب

    نصرُ من الله  وَ فتحٌ قریب

    چون کوه ، محکم دختر حیدر

    الله اکبر الله اکبر

    ××××××

    زینب کبری گوهر امامت

    داده به عالم از سر شهامت

    درس حجاب و صبر و استقامت

    نورش فروزان ، تا صبح محشر

    الله  اکبر الله اکبر

     

    دریافت سبک

    ××××××××××××××××××××××××
    رسول میثمی

    زمینه

     

    دگر بار سفر بستم برادر

    ببین که نیمه جان هستم برادر

    تمام هستیم بودی حسین جان

    که رفتی نا گه از دستم برادر

    کجایی ای یار زینب

    تویی تو غمخوار زینب

    قرار و  دلدار  زینب

    نشانی دارم از رنج واسارتها

    ز ظلم کوفی و شامی حکایتها

    ای حسین جان

    ××××××

    به عشق تو برادر مبتلایم

    منم زینب برایت جان فدایم

    پس از تو تا در این لحظات آخر

    عزادار غم کرببلایم

    زداغ تو من تب کردم

    ببین از غم کوه دردم

    بدون تو برگی زردم

    دم آخر برایت دیده گریانم

    فدای تو همه هست وتن و جانم

    ای حسین جان

    ××××××

    نمی شد باورم آنجا به گودال

    که بینم پیکرت گردیده پامال

    خودم دیدم کنار قتلگاهت

    نماند از تو بجز مشتی پروبال

    روم با قلب بشکسته

    ز پیشت با دست بسته

    به اشک و آه پیوسته

    نگاهم خیره شد بر قتلگاه تو

    شده پرپر تمامی سپاه تو

    ای حسین جان

     

    دریافت سبک

    ××××××××××××××××××××××××
    بهمن عظیمی
    زمزمه – واحد

     

    دل بیقرار و غمگین و تنها و غرق آهم

    قدم بزار رو چشمام برادر که چشم به راهم

    دار و ندارم و داغ دورى از تو سوزونده

    بیا ببین دیگه چیزى از خواهرت نمونده

    شده کارم گریه وزارى

    ندارم دیگه کس وکارى

    تک و تنها جون میدم اینجا

    نه سالارى نه علمدارى

    حسین من ای حسین من

    ××××××

    یکسال و نیمه چشمام برات بارونیه داداش

    این زندگىِ بى تو برادر تموم شه اى کاش

    این دل بی قرارم به سوگت نشسته بازم

    یکسال و نیمه دارم با درد دلم می سازم

    از این دنیا ، بى تو دلگیرم

    غمت کرد ، از زندگى سیرم

    تو رفتى و بى کسم کردى

    میدونستى بى تو می میرم

    حسین من ای حسین من

    ××××××

    سامون نداره قلبى که از غصه هاشکسته

    هنوزدارم می بینم کسى رو سینه ت نشسته

    نفس کشیدنِ بى تو واسم مُردن محضه

    سر تو رو به نیزه می بینم لحظه به لحظه

    دو چشمونم ابرى و زاره

    شب و روز از غصه می باره

    هنوز از داغت سیاه پوشم

    هنوزم زینب عزاداره

    حسین من ای حسین من

    ××××××

    خودم دیدم تنت رو بخاک و بخون کشیدن

    خودم دیدم سر پاکِت و لب تشنه بریدن

    تو دست و پا زدى و منم دست و پام می لرزید

    تنت روخاک صحرا ، سرت دست به دست می‌چرخید

    چقد بی تو ظلم و کین ، دیدم

    تو رو بشکسته جبین ، دیدم

    امان از اون لحظه هایی که

    سرت افتاد رو زمین ، دیدم 

    حسین من ای حسین من

     

    دریافت سبک

    ××××××××××××××××××××××××
    بهمن عظیمی

    زمزمه

     

    لبریز فریادم و خاموشم

    پیراهن کهنت تو آغوشم

    چیزی ازت نموند برام بجز همین پیرهن پاره

    پیرهنی که هنوز به خود شمیم عطر تو رو داره

    پیرهنی که نیگا به اون گودال و یاد من میاره

    (حسین من)3 غریب مادر

    ××××××

    جونم و آورده غمت بر لب

    چیزی نمونده دیگه از زینب

    قدم خمیده از غمت بیا ببین رمق ندارم

    بیا ببین که بعد تو تیره و تاره روزگارم

    ذکر لبم شده حسین تا لحظه ای بیای کنارم

    (حسین من)3 غریب مادر

    ××××××

    بیا ببین که خواهرت تنهاست

    روز وشبش غروب عاشوراست

    کابوس هر شبم شده گودال قتلگاه و خنجر

    مونده هنوز تو گوش من صدای ضجه های مادر

    شکر خدا که می میرم از غصه های تو برادر

    (حسین من)3 غریب مادر

    ××××××

    یادم نرفته عشق دیرینت

    با پا نشستن به روی سینت

    ای وای از اون لحظه ای که هجوم آوردن توی گودال

    تو زیر دست و پا بودی می‌شد تن پاکت لگد مال

    خودم دیدم که مادرم کنار جسمت رفته از حال

    (حسین من)3 غریب مادر

    ××××××

    نشد برات کاری کنم داداش

    زودتر ازین جون می دادم ای کاش

    تو بی کفن موندی و من با قاتلت رفتم اسارت

    خودت دیدی از روی نی چقد به من می شد جسارت

    شد پاره پاره جیگرم مثل گلوی پاره پارت

    (حسین من)3 غریب مادر

     

    دریافت سبک

    ××××××××××××××××××××××××
    ابوالفضل آلوئیان
    زمینه

     

    از کجا براتون بگم

    یکی دوتا نیست دیگه غم دلم

    چادرِ خاکیِ مادرم

    به خدا که شده قاتلم

    میگذره ، ازپیش نگام صحنهِ اون در

    عمریه ، میونِ گوشمه نالهِ مادر

    ناله داره مادر ، یافضه خذینی خذینی

    والله اماتوا جنینی جنینی جنینی

    مادر جوونم ، یازهرا یازهرا یازهرا

    ××××××

    از کجا براتون بگم

    یکی دوتا نیست غم دلم

    دور بودنِ از برادرم

    به خدا که شده قاتلم

    قاتلم ، شده مقتل و پیکر پامال

    قاتلم ، شده ناله های میون گودال

    میخونه یه حنجر ، اُخَیَّ اِلَیَّ اِلَیَّ

    میخونه یه مادر ، بُنَیَّ بُنَیَّ بُنَیَّ

    عزیز خواهر ، حسین جان حسین جان حسین جان

     

    دریافت سبک

    ××××××××××××××××××××××××
    امیر عباسی
    زمینه

     

    بر غم دلبر نوحه گر زینب

    یار ثارُالله خونجگر زینب

    سَیّده زینب

    ××××××

    هر دلی سوزان در عزای تو

    عمه سادات جان فدای تو

    سَیّده زینب

    ××××××

    دختر مولا جانِ زهرایی

    نافله خوانِ شامِ غمهایی

    سَیّده زینب

    ××××××

    وقت جان دادن با دلی غمگین

    سَیّده زینب

    ××××××

    یاد آن روزی که چه ها گردید

    ‌یار تو تشنه،سرجدا گردید

    سَیّده زینب

    ××××××

    یاد آن روزی که به چشم تر

    میزدی بوسه بر رگ حنجر

    سَیّده زینب

    ××××××

    طعنه ها گردید تَعزیت بر تو

    تازیانه شد تسلیت بر تو

    سَیّده زینب

    ××××××

    در دفاع از دین در رَهِ رهبر

    پیکرت نیلی گشته چون مادر

    سَیّده زینب

     

    دریافت سبک

    ××××××××××××××××××××××××
    مجتبی صمدی

    نوحه

     

    ای برادر کجایی سر آمده جدائی

    منتظرم که امشب به استقبالم آیی

    می آید امشب ، زینب ، سویت

    مُردم ، آخر از هجر رویت

    واویلا زینب زینب زینب

    ××××××

    از خاطرم بخدا نرود کرب و بلا

    دیدمت سر بریده زیر تیغ و نیزه ها

    لب تشنه بودی زیر خنجر

    دیدمت زخمی ، عطشان، بی سر

    واویلا زینب زینب زینب

    ××××××

    شدم از جور زمان موسفید و قدکمان

    دیدم بر لبهای تو ضرب چوب خیزران

    پیراهنت شد بهرم کفن

    غرق کبودی شد این بدن

    واویلا زینب زینب زینب

     

    دریافت سبک

    ×××××××××××××××××
    موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۱۱

    نظرات  (۰)

    هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی