هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی
کانال این وبلاگ
شنبه, ۱۱ فروردين ۱۳۹۷، ۱۲:۱۹ ق.ظ

نوحه وفات حضرت زینب سلام الله علیها۷

  • ۶۷ نمایش
  • نوحه وفات حضرت زینب سلام الله علیها۷

    ××××××××××××××××××××

    زمینه - شور

     

    آسمونم محزونه

    دو چشم خواهری پُر خونه

    سری رو نیزه سرگردونه

    سری که دیگه بی سامونه

    بارون غم می‌باره

    رو نیزه ای سر شیرخواره

    یه مادری که قلبش زاره

    یه کاروان که بی سالاره

    یاحسین

    ××××××

    بی کس و تنها مونده

    با قامتی که شد از غم خم

    با چشمی که می باره نم‌نم

    میون این همه نامحرم

    شد همسفر با قاتل

    زینب کجا و بزم اغیار

    زینب کجا و کوچه بازار

    زینب کجا و شام و آزار

    اباالفضل

    ×××××××

    سر داداش و دیده

    یه دم نرفته این غم از یاد

    هربار که از رو نیزه افتاد

    خدا می دونه صد بار جون داد

    میگه با چشمای تر

    می خونه با یه قلب مضطر

    جلو چشام گلم شد پرپر

    دعا بکن بمیره خواهر

    یازینب

     

    دریافت سبک

    ×××××××××××××××××××
    محـمدجواد حیدری

    زمینه

     

    از داغ حسین خونه دل تو

    باغم اجینه آب و گل تو

    پرپر می زنی توی نفسات

    این اشک چشات شده قاتل تو

    زندگیه تو اول و آخرش پر محنه

    یا به یاد علی یا به یاد اون بی کفنه

    یا غم دلت از بابت یه زخم و بدنه

     زینب زینب زینب ، یازینب

    ××××××

    خوب شبتم با چشم تره

    مرغ سحرت بی بال و پره

    کابوس شبات گودال و سر و

    تشت و ، جگر و ، فرق و ، یه دره

    اول غم تو شده کوچه های مدینه

    تا رسیده به گوشواره و گوشای سکینه

    کاشکی کسی سر داداشش و رو نی نبینه

    زینب زینب زینب ، یازینب

     

    دریافت سبک

    ×××××××××××××××××××

    محـمدمهدی روحی

    زمزمه

     

    ام المصائب یعنی ، پرستار شبای مادر

    دیدن خون میون بستر ، رد طناب رو دست حیدر

    ام المصائب یعنی ، دویدن توی کوچه ها

    مادر بره زیر دست و پا ، نتونه کاری کنه بابا

    ××××××

    ام المصائب یعنی ، بابات بیاد با سر بسته

    تاابروها سرش شکسته ، بیفته توی خونه خسته

    ام المصائب یعنی ، داداشتو ببینی محزون

    کنار تشتی که شد پر خون ، تابوتی که شده تیر بارون

    ××××××

    ام المصائب یعنی ، اون که سر بریده دیده

    گلوی پاره رو بوسیده ، دشمن به گریه هاش خندیده

    ام المصائب یعنی ، ببینی صحنه های گودال

    برادرت که رفته ازحال ، به زیر سم اسبا پامال

    ××××××

    ام المصائب یعنی ، خواهری که شده بیچاره

    توی بیابونا آواره ، بارون گریه هاش می باره

    ام المصائب یعنی ، موهاش سفید شده یک روزه

    از یه چیزی داره می سوزه ، نامحرمی که چشم می دوزه

    ××××××

    ام المصائب یعنی ، خرابه ای که خیلی سرده

    دختری که دلش پر درده ، بهونه ی باباشو کرده

    ام المصائب یعنی ، رفتن و مجلس مِی دیدن

    دور اسیرا می رقصیدن ، گوشواره هاشونو دزدیدن

     

    دریافت سبک

    ××××××××××××××××××××××××
    میثم مومنی نژاد

    نوحه

     

    دختر خانه ی هل اتایم

    من عزادار آل کسایم

    بر دلم غصه های مکرر

    تیغ و مسمار و زهر است و خنجر

    زینبم زینبم زینبم من

    ××××××

    چون من عصمت ندارد حجابی

    سایه ام را ندید آفتابی

    ای فلک من کجا کوچه گردی

    روزگارا تو با من چه کردی

    زینبم زینبم زینبم من

    ××××××

    نوح کرببلا غرق خون شد

    پیکر یوسفم لاله گون شد

    پیش چشمم به غارت کفن رفت

    از تن یوسفم پیرهن رفت

    زینبم زینبم زینبم من

     

    دریافت سبک

    ××××××××××××××××××××××××
    میثم مومنی نژاد
    زمینه - واحد

     

    ملائک ز نجوای تو نوحه خوان

    به صورت زنند از غمت حوریان

    اسیری تو داغ صاحب زمان

    اسیری تو داغ صاحب زمان

    مولاتی یازینب سلام علیک

    ××××××

    شده اشک دیده چراغ شبت

    به قربان چشمان پر کوکبت

    تو روح نمازی که گفته حسین

    دعا کن مرا در نماز شبت

    مولاتی یازینب سلام علیک

    ××××××

    بگو آسمان گریه کن تا ابد

    که ناموس حیدر اسیری رود

    کسی که بود پرده دارش ملک

    عدو بر تنش کعب نی می زند

     مولاتی یازینب سلام علیک

     

    دریافت سبک

    ××××××××××××××××××××××××
    میثم مومنی نژاد
    نوحه

     

    کوه صبرم ای خدا غم مکرر دیده ام

    پهلوی بشکسته و جسم بی سر دیده ام

    آمده جان بر لبم ، زینبم من زینبم

    ××××××

    بین دریایی زخون غوطه ور شد نوح من

    تازیانه شاهد پیکر مجروح من

    آمده جان بر لبم ، زینبم من زینبم

    ××××××

    ای برادر دیدنی است اشک چشم خواهرت

    بین خون بوسیده ام پاره پاره حنجرت

    آمده جان بر لبم ، زینبم من زینبم

    ××××××

    دست بسته یا اخا رفته ام شام خراب

    من کجا بازار شام من کجا بزم شراب

    آمده جان بر لبم ، زینبم من زینبم

     

    دریافت سبک

    ××××××××××××××××××××××××
    میثم مومنی نژاد
    نوحه

      

    بین دیوار و در یک برادر دادم از دست

    پهلوی مادرم فاطمه دیدم شکسته است

    فرق شیر خدا دیدم دریده

    دیده ام طشت خون، سر بریده

    زینبم زینبم ام المصائب

    ××××××

    ای خدا گشته پرپر تمام گلشن من

    حوریان روضه خوان اسیری رفتن من

    غم روی غم شرر زده به جانم

    یک ستاره ندارد آسمانم

    زینبم زینبم ام المصائب

    ××××××

    کوچه های مدینه حسن ، شد تیر باران

    کربلا شد کفن ، بر حسینم سم اسبان

    ای فلک ظلم تو اندازه اش نیست

    گل من تاب نعل تازه اش نیست

    زینبم زینبم ام المصائب

    ××××××

    ای گل سرخ من غرق خون دیدم تن تو

    من کجا و سخن گفتن با دشمن تو

    دست خود را به روی سر نهادم

    مادرم فاطمه برس بدادم

    زینبم زینبم ام المصائب

    ××××××

    یاد مسمار خونین کنم از تیغ قاتل

    دشمنت روی سینه نشست من در مقابل

    ای دریغا دگر مهلت ندارم

    بهر یحیای خود طشتی بیارم

    زینبم زینبم ام المصائب

    ××××××

    خواهر کربلا مادر اشک و عزایم

    ای خدا گشته پر پر تمام لاله هایم

    کوهی از غم روی شانه کشیدم

    مرگ شمع و گل و پروانه دیدم

    زینبم زینبم ام المصائب

     

    دریافت سبک

    ××××××××××××××××××××××××
    میثم مومنی نژاد
    نوحه

     

    یا امام زمان سیدی سرت سلامت

    گریه کن در غم زینب و رنج اسارت

    کمر آسمان از غم خمیده

    همچو زینب کسی ماتم ندیده

    سیدی سیدی آجرک الله

    ××××××

    یا امام زمان قلب آسمان شکسته

    عمه ات رفته در شام و کوفه دست بسته

    تا ابد چشم ما گردیده خونبار

    عصمت حق کجا و کوچه بازار

    سیدی سیدی آجرک الله

    ××××××

    یا امام زمان الامان از قاضریه

    چه کشید عمه ات روی تل زینبیه

    هستی اش همچو بسمل زد پرو بال

    فاطمه آمده میان گودال

    سیدی سیدی آجرک الله

     

    دریافت سبک

    ××××××××××××××××××××××××
    یوسف رحیمی

    زمزمه

     

    بدون تو دیگه دلم نداره طاقت و صبری

    چطوری بارونی نشه بی تو این چشمای ابری

    بیا که رنگ و بوی حق بگیره تموم دنیا

    بیا که معنا بگیره غیرت و اخلاص و تقوا

    بیا ای روح مناجات ، بیا ای قبله ی حاجات

    هستی امام اشک و امید عمه ی سادات

    ××××××

    نگاه تو صحیفه ی غصه و غربت و درده

    مصیبتای کوفه با دل تو بگو چه کرده

    از سنگایی که زخم تو دادن التیام نمی گم

    از کینه ی یهودی و کوچه های شام نمی گم

    نمی گم از خونه ای که یه گوشه ش وادی طور بود

    نمی گم از اون سری که تا سحر کنج تنور بود

     

    دریافت سبک

    ××××××××××××××××××
    موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۱۱

    نظرات  (۰)

    هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی