هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی
کانال این وبلاگ

اشعار میلاد حضرت زینب سلام الله علیها-۱۲

*******************

در جهـان، مهر حقیقت، زینب است

مشعل صبح هدایت، زینب است

دختر بانوی آب و آفتاب

محرم اسرار عصمت، زینب است

کهکشان عشق و ایثار و کمال

تابش مهر فضیلت زینب، است

آسمان سروری را او رسول

لایق عقد نبوت، زینب است

خطبه خوان خون، زبان مرتضی

ذوالفقار عشق و غیرت، زینب است

بر مشام کوفه ی رنگ و فریب

بوی توفان قیامت، زینب است

خواهر توفان سرخ کربلا

مادر صبر و مصیبت زینب است

بحر درد و کوه داغ و عرش زخم

ارتفاع استقامت، زینب است

وصف زینب، وصف یک ناممکن است

عاشقان! تفسیر حیرت، زینب است

من کجـا و وصف این خاتون، غزل !

فصل شرح بی نهایت، زینب است

رضا اسماعیلی

*******************

السلام علیکِ یا زینب
نام او بهترین سرآغاز است
خبر آورده اند از امشب
در میخانه تا ابد باز است

زیر پای ملیکه ی عالم
پر و بال فرشته ها فرش است
گذر اهل آسمان امشب
شاهراه مدینه تا عرش است

باز با لحن عشق می خواند
جبرئیل آیه های کوثر را
می کند وصف با کلام خدا
دختر دختر پیمبر را

پای شیرینی مضامینش
کوک شور است تار قافیه ها
گل به ساز بهار می رقصد
شد گلستان تمام بادیه ها

با خود آورده اند ثانیه ها
وقت شرعی به ساعت خُم را
ریسه های پیاله می بندند
سر در آسمان هفتم را

عطر و بوی خمار پیچیده
در رواق حریم میخانه
باده خیرات می کند ساقی
سهم هر مست پنج پیمانه

از سبوی تو عشق می نوشیم
معنی آسمانی مستی
"
زَین اَب" ، "زَین اُم" و "زَین نبی"
زینت  خاندانتان هستی

پای تا سر شبیه زهرایی
همه ی باور منی بانو
صحبت از صبر و اقتدار شود
با علی مو نمیزنی بانو

خواهر مهربان و خوب حسین
حضرت عمه جان ساداتی
دختر مرتضی و فاطمه ای
صاحب این همه مقاماتی

ای تجلی خواهرانه ی عشق
حرمت پایتخت غیرت ماست
بی سبب نیست روی گنبد آن
پرچم ساقی حرم بالاست

لشکریان حضرت عباس
نوکران عقیله بسم الله
حرف نامردهای تکفیریست
مردهای قبیله بسم الله

آخر شعر خواهشی دارم
این من و کوله پشتی سفرم
کاش رخصت دهید تا بروم
در صفوف مدافعان حرم....
محمد جواد مهدوی

*******************

هست ساحل زینب و تفسیر دریا زینب است

غم ز طوفان نیست در دلهای ما تا زینب است

اولین ام ابیها حضرت صدیقه بود

شک ندارم دومین ام ابیها زینب است

هست ناموس علی بی شبهه ناموس خدا

کیست ناموس علی و حقتعالی، زینب است

هر قدم لحظه به لحظه در تمام زندگی

ذکر زینب یا علی ذکر علی یا زینب است

منعکس گردیده مادر در وجود دخترش

حق و الانصاف باید گفت زهرا زینب است

اوست جان حیدر و زهرا و پیغمبر لذا

مومنون و کوثر و اخلاص و طاها زینب است

نَقل یک روح و دو پیکر هست زینب با حسین

او سراپایش حسین و این سراپا زینب است

جان عالم از حسین و جان او خواهر بُود

پس تو دنبال چه می گردی مسیحا زینب است

کوفه را لرزاند با صوت رسای حیدری

شیر زن تر از تمام شیرزنها زینب است

ارث حیدر را به میدان برده در میدان شام

لا فتی الّا علی مُنجر به الّا زینب است

مرقدش هیهات آسیبی ببیند در دمشق

چونکه خط قرمزِ طوفان سقا زینب است

" لیس للانسان الّا ما سعی " پس سعی کن

دامن او را بگیری حشرِ ما با زینب است

مهدی مقیمی

*******************

آیه‌ای از طرف جنت الاعلی آمد

هر ملک سوی زمین بهر تماشا آمد

غنچه‌ی خنده به روی لب زهرا آمد

مژده، ای اهل زمین زینب کبری آمد

اشک شوق علی و ذوق نبی دیدنی است

شب، شبِ رحمت حق است، شبی دیدنی است

میکده از سر شوق است مرتب گشته

ساغر از کوثر ناب است لبالب گشته

گوش کن... ذکر لب فاطمه زینب گشته

ملک از عطر نفس هاش مقرب گشته

فاطمه شاد که باشد همه عالم شادند

باغ های دو جهان از نفسش آبادند

زینب از نسل خدیجه است، شرافت دارد

هیبتش فاطمی و رتبه ی عصمت دارد

نزد ما خاک قدم هاش قداست دارد

در دل سینه زنان، تخت حکومت دارد

تا قیامت همه محتاج و حقیرش هستیم

پیرو مکتب و در خط و مسیرش هستیم

راهِ بی زینب کبری به خدا بی راهه است

سالک خالیِ از معرفتش گمراه است

بی سبب نیست که گفتند امین الله است

سرّ أب بوده و از سرّ سما آگاه است

حافظ و محرم اسرار امامت، زینب

صاحب حکمت و دریای بصیرت، زینب

خطبه‌اش مثل علی، فن بیانش غوغاست

صاحب علم لدنی است شبیه زهراست

نائب فاطمه در واقعه ی عاشوراست

یک تنه آینه ی پنج تن اهل کساست

گرچه گفتند به او عابده ی آل علی

کل عمرش همه جا بود به دنبال ولی

در صف اول هر معرکه حاضر بودن

کوه غم، کوه بلا دیدن و شاکر بودن

کم نیاوردن و جنگیدن و صابر بودن

همه جا در پی تعظیم شعائر بودن

این همه ذره ای از وصف کمالش هم نیست

قطره ای از اقیانوس جلالش هم نیست

شصت و نه آیه به دنبال دمش می آیند

شصت ونه معجزه با بازدمش می آیند

شصت و نه ذبح پی هر قدمش می آیند

شصت و نه نور طواف حرمش می آیند

زینب است و همه محتاج به نورانیتش

جمع ها واله و دلداده ی وحدانیتش

ما نمردیم کسی صحبت غارت بکند

ما نمردیم کسی باز خباثت بکند

داعشی سمت حرم قصد عزیمت بکند

یا که در خواب اگر فکر جسارت بکند...

...سر آن نطفه حرام از رگ گردن بزنیم

تا بدانند همه عبد سرای حسنیم

همه هستیم گدای حرمت بی بی جان

همه ی ما به فدای حرمت بی بی جان

ما کجا... کرب و بلای حرمت بی بی جان

خوش به حال شهدای حرمت بی بی جان

دور ماندیم رفیقان... سرمان رفت کلاه

رانده از سوی بهشتیم و پی بذر گناه

محمد جواد شیرازی

*******************

ای ز عطر تو عالمی سرمست
زینبی بوده ام ز روز الست
باده تا آن زمان که دست تو هست
میکده وقف تو شود در بست
جرعه ای از تو عالمی دارد
بی تو بودن عجب غمی دارد

روز روشن ، به ذکر نامت شد
شب محیطی بروی بامت شد
هر نبی مات آن مقامت شد
کوفه تسخیر هر کلامت شد
لحن حیدر تجلی سخنت
به فدات عقیله ، صد چو منت

درس تو ، علم آسمان باشد
جای پای تو کهکشان باشد
گرچه نذر تو جانمان باشد
کمترین هدیه در توان باشد
پاسبانت شدن ، در ناب است
گردن نوکران ارباب است

دیده شد در جنان رد پایت
بوسه می زد به روت بابایت
در دل شیعیان بود جایت
عرش حق آمده تماشایت
وقف عشق برادرت هستی
دائما فکر مادرت هستی...

چشم ما گریه بر شما دارد
التماسی به آن دعا دارد
دل تو داغ صد عزا دارد
دیده ات روی نیزه جا دارد
روضه خوانم برای مادر تو
ای بمیرم برای معجر تو

تا به رویت رسید روی حسین
لب گشودی به گفت و گوی حسین
نام زیبای تو سبوی حسین
لعل اشکت شده وضوی حسین
روضه ات بوی کربلا دارد
جان دهم بین روضه جا دارد

علی احمدیان-جنت

*******************

وقتی نگاه خاص تو بردل اثر کند
عاشق مدام وقف تو خون جگر کند
کار جنون به اذن تو معنا گرفته است
مجنون کجا به غیر تو کار دگر کند
مبداء و مقصد دل عاشق حرم  بُوَد
با ذکر تو به این ور و آن ور سفر کند
وقتیکه ارتباط تو با یار دیدنیست
آنجا کلام معنی خود در بصر کند
مقصود خلقت تو فقط دلبری بود
باید مَلَک رسد که جهان را خبر کند
وقتِ درخشش جَلَوات تو بر زمین
خورشید از تلألو نورش هذر کند
امری نما و نوکر خود را محک بزن
بایک کرشمه ات دلِ خود پُر شَرَر کند
ریزم به پای مقدم تو جان خویش را
تا چشم تو به حال خرابم نظر کند
حینِ نظاره ات به حسین و تَبَسُمَت
باید خدا به ثبتِ وقوعش هنر کند
تو آمدی و کاسه ما پر شراب شد
محو جمال فاطمی ات بوتراب شد

*******************

آیِنه در آیِنه نورِ مُکَرَم زینب است
جلوه در جلوه تجلیاتِ خاتم زینب است
خطبه در خطبه امیرالمؤمنین دَم زینب است
زُهره در زُهره ظهورِ اسمِ اعظم زینب است
آنکه با عشقِ حسینی گَشته همدم زینب است

با مُسَمَط با قصیده با غزل با مثنوی
صائِبی از اصفهان و بیدلی از دهلوی
جودی و یَغما و نَیِر شهریار و مولوی
می بَرَد اما دلم را مصرعی از مُنزوی
این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است
این حسین عاشق یکی دارد که آن هم زینب است
*
نامِ او پُر کرده عالم را حجابش بیشتر
خُطبه اش بنیان کَن و فصلُ الخِطابش بیشتر
غیرتش مبهوت ساز است،انقلابش بیشتر
محملش دارد تماشا و رکابش بیشتر
گفت با عباس پُشتیبانِ پرچم زینب است
*
شمع اگر این است دل پروانه باشد بهتر است
مِی اگر این است پُر پیمانه باشد بهتر است
سر اگر خاکِ درِ میخانه باشد بهتر است
عقل در توصیفِ او دیوانه باشد بهتر است
در شهامت برتر از سارا و مریم زینب است
*
عشق وقتی می تپد عاشق پرستو می‌شود
دستِ عاشق زود از حالِ دلش رو می‌شود
هر که با خورشید شد آیینه ی او می‌شود
دخترِ شاهِ نجف هم شاه بانو می‌شود
یک تن اما حامیِ ناموسِ عالم زینب است
*
از همان اول خدا میخواست او را شُد حسین
اصلاً او با اولین پلکِ تماشا شُد حسین
فاطمه شُد مرتضی شُد پیش از آنها شُد حسین
گرچه نامش بود زینب بعدش اما شُد حسین
او حسین است و حسینش هم مُسَلَم زینب است
*
گرچه بر بال و پرِ خود سلسله دارد هنوز
او که باشد سایبانی قافله دارد هنوز
می‌رود پشتِ برادر فاصله دارد هنوز
با سرِ هر زلفِ او صدها گله دارد هنوز
آنکه ریزد در فراغت اشک ماتم زینب است

حسن لطفی

*******************

برای مصحف تاریخ زیوری بانو
ز بعد مادرت از هر زنی سری بانو

تو آمدی که شوی اعتبار واژه ی صبر
و با نگاه خود ایوب پروری بانو

سلام مادر غمها، سلام خواهر عشق
الا که زینت فتاح خیبری بانو

برای وصف شما در مضیقه ی کلمات
قلم نوشت به دفتر که محشری بانو

برای حضرت مادر،برای کوثر حق
قسم به حق که عطیناک کوثری بانو

به وقت سوختن خیمه میشوی زهرا
به شهر کوفه و شامات، حیدری بانو!

بهنام فرشی

*******************

امشب از بهشت حقّ بر زمین دری وا شد

بیتِ مرتضی گویی رشک باغ طوبیٰ شد

جلوه ی علی آمد، زینِ اَبْ هویدا شد

تا سحر ز شور و شوق بس که سینه شیدا شد

 

صحن جان عشّاقش مثل طور سینا شد

بس شعف به دل داریم کار ما هم أحیا شد

ما هوایی عشقیم، شور و تاب و تب داریم

کار ما همین باشد ذکرِ او به لب داریم
.

ای به دست احسانت چشم انبیا زینب

خاک چادرت دارد حُکم کیمیا زینب

چون خدیجه ی کبریٰ مظهر وفا زینب

در مراتب عصمت فوق فکرِ ما زینب

مثل مادرش زهرا قدر او خفا زینب

قهرمان میدان هر غم و بلا زینب

قدر او وَلا یُدْرَکْ ، شأن او وَلا یوصَفْ

او عَلَم به دوش آمد، عصرِ روز غم از تَف

.
او شریک ارباب و نائب برادر بود

کعبهُ الرَزایٰا را دل اگر پُر آذر بود

مادر مصائب بود، لیکن او ز غم سر بود

در سپهرِ صبرْ آخر، او یگانه اختر بود

در فصاحتش گفتند مرتضای دیگر بود

چون که خطبه میخواند او، چشم دشمنان تَر بود

این عقیله ی والا بِنْتُ الحیدرش نام است

از دَمِ پُر از آهش، روز شامیان شام است

.
نهضت حسینی را خطبه های او جان داد

بر جهانیان تا حشر درس دین و ایمان داد

پای یاری دینش دو پسر ز پاکان داد

او ز صبر خود ما را مشقِ عهد و پیمان داد

پیکری که شد صد چاکْ را نشان به جانان داد

درس بندگی زین کار او به جمله یاران داد

رو به آسمان گفتا با دو چشم بارانی

کن خدا قبول از ما این قلیلْ قربانی
.

صبح و شب پس ازآن غم، روضه خوان عاشوراست

او مُنادی داغی بس عظیم و جانفرساست

او به چشم خود می دید قتلگه ز خون دریاست

یک نفر به گودال و دور پیکرش غوغاست

خنجری نمی بُرّید، دستِ قاتلی بالاست

وامحمّدا ذکرِ اهل خیمه ی آقاست

روضه چون رسید اینجا طاقت همه کم شد

قامتِ کمانیّ مادری ز غم ، خم شد
.

شیعه تا ضمانت بر جنّت برین دارد

عاقبت به خیری را آخرت یقین دارد

کی مضایقه از جان پای حفظ دین دارد

با علی ولی الله طینتی عجین دارد

چون امام خود صبری بر جفا و کین دارد

دست انتقام حقّ روز واپسین دارد

چون مدافعان ما هم پای تو سر اندازیم

نسل دشمن شیعه از زمین بر اندازیم

وحید دکامین

*******************


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی