هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی
کانال این وبلاگ
ولادت امام حسن عسکری علیه السلام – اشعار۸

************************

تقدیمِ محضر تو هزاران سلام، کم

کعبه اگر کند به شما استلام، کم

آنقدر محترم شده ای که اگر کند

عالم به احترام وجودت قیام، کم

پشت درت برای تبرک به محضرت

کُلِّ ملائکه که کنند ازدحام، کم

ای چهرهء تو روشنیِ راه عالمی

پروانۀ رخ تو شود خاص و عام، کم

شایستۀ مقام و بزرگی، وجودتان

گرچه که در قبال شما این مقام، کم

شکر خدا که فاطمی و حیدری شدیم

مجذوب حضرت حسن العسکری شدیم

تمثال دیگری ز علی باز زاده شد

ماهی نصیب و قسمت این خانواده شد

وا شد ز آسمان  درِ رحمت به سمت خاک

وقتی به دستهای پدر، طفل داده شد

نور پسر به نور پدر تا که شد مُضاف

زیبائیِ جهان خدا فوق العاده شد

گل کرد بر لبم صلوات پیا پی ام

دست خودم نبود لبم بی اراده شد

این بارِ دوم است که در خانواده شان

از نام دلربای حسن استفاده شد

وقتی کرم ز چهرهء او منجلی شده

یعنی که دومین حسن بن علی شده

خورشید محو روی درخشندهء شماست

حاتم گدای سفرهء بخشندهء شماست

ماه فلک ازین که شده ماه، نام او

سر را به زیر برده و شرمندهء شماست

دل نیست آن دلی که در او نیست عشق تو

دل آن دلیست کز ازل آکندهء شماست

در روز حشر هر که ز تو گفت، بُرد کرد

برگ برنده دست سرایندهء شماست

دل برده از امام دهم طعم خنده ات

اصلا بهشت جلوه ای از خندهء شماست

ای صولتت ز صولت حیدر گرفته وام

بر ساحت تو و پدر و مادرت سلام

از ما سلام بر تو و از تو جواب ما

چون می رسد فقط به شما انتساب ما

آقا سلام بر تو و اجداد اطهرت

بالاترین عبادت ما و ثواب ما

شاد است در ولادت تو گرچه پشت ابر

جانها فدات ای پدر آفتاب ما

هستیم ما به فضل نگاهت امیدوار

در طولِ لحظه لحظۀ یوم الحساب ما

شکر خدا که روزیِمان هم شما شدید

ذکر شماست روزیِ ما آب و نان ما

نذر تو خوانده ایم به لب آیه های نصر

تبریک گفته ایم همه بر امام عصر

باید تو را به باغ ولایت ثمر نوشت

از هر چه خوب نام تو را خوبتر نوشت

باید به لوح دل حرمت را جنان کشید

یا از حریم تو به جنان چند در نوشت

از هر چه عالمان ز کمالت نوشته اند

باید هزار دفعه از آن بیشتر نوشت

نامت ازین عمو و جمالت از آن عمو

نامت حسن نوشت و جمالت قمر نوشت

ما را فقط به خاطر فرزند پاک توست

گر سرنوشت، شیعۀ ثانی عشر نوشت

امشب اسیر توست دل مستمند ما

تقدیم مادرت صلواتِ بلندِ ما

تا سامرا ز فیض وجودش صفا گرفت

حتی بهشت هم شرف از سامرا گرفت

می داد بوی فاطمه قنداقه اش عجیب

عطری عجیب عرش خدا را فرا گرفت

عرش خدا ز جاذبه اش در شگفت شد

فرش از تبرکِ نفسش ارتقا گرفت

باب المراد اوست عجب نیست گر کسی

عیدی ز دست مرحمتش کربلا گرفت

افسانه نیست لطف امام همام ما

این است آن امیر که دست گدا گرفت

خوشحال گشته فاطمه از این ولادتش

همنام با عمو شده خوش به سعادتش

مهدی مقیمی

************************

جهان به کام غلام امام عسکری است
که شاه میشود آنکه غلام عسکری است

برای بار دهم مرتضی نما آمد
نمای عرش مزین بنام عسکری است

زمین اگر پس ازاین رنگ و روی دیگر یافت
ز روشنایی ماه تمام عسکری است

شراب ناب چکید از لب گدا اینجا
اگر فرشته هوایی جام عسکری است

رسیده کعبه برای طواف قبله نما
که قبله حاجی بیت الحرام عسکری است

حلال زاده کشیده است به عمو این بار
کرامت حسنی در امام عسکری است

کبوتران مدافع اسیر سامره اند
که این زخاصیت جذب بام عسکری است

کریم کار ندارد که کیست سائل او
نگاه خاص ز الطاف عام عسکری است

گدای سامره ایم و نمی رویم از رو
همیشه روی گدا از مرام عسکری است

برای مهدی اش انگار یار میطلبد
هرآنکه کرد اطاعت”، غلام عسکری است

علی اکبر نازک کار

************************

 ای که در مَحْبَس گیسوی تو شب زندانی ست
کار خورشید،به فرمان تو نور افــــشانی ست

سامرا نه ! که جهان سیطره ی قدرت توست
ای که در عرش تو را مرتبه ی سُلطانی ست

تا که تکــــمیل شود فیـــض ربیـــعُ الاوّل
مُوعدِ جلوهْ نمائیـت، ربیــعُ الثّانی ست

خضر را پیر غلامیّ تو فخری ابدی ست
در حریمی که سلیمان، شرفش دربانی ست

هرکسی چشم دلش باز شود می بیند
شغل داوود نبی نزد تو مِدْحت خوانی ست

پسرت حضرت مهدی ست اگـر”رَبّ الأرض
کُـــلّ حـالات و صفـات پدرش، ربّانی ست

تو به قدری حسن بن علی اَستی که چو ما
حال آیـیـنه هم آشفته تر از حیرانی ست

دل ندادن به تو از سخت ترین مُشکل هـا
دل سپردن به تو، برعکس، پُر از آسانی ست

می شود بی سر و سامان تو باشم گر چه
هر که را دیدم، دنبال سر و سامانی ست

سـرگرانی صفـت نرگـس رعـنا باشـد
همچنانی که مرا روزیِ سرگردانی ست

خیس اشک، از غم دنیا بشود چشمانش
هر کسی آرزویـش دیــدن سامـــرّا نیست

اربعین هر که مشرّف به حریمت شد گفت:
صف زوّار ضریحت چه قَدَر طولانی ست

فاطمه، بانیِ رفتن به بهشــت است او را
آنکه اندازه ی خشتی، حرمت را بانی ست

سائلِ” رحمـت بی منّت و بی پـایـانت
چشـم در راه تو در آن نفــس پایانی ست

محمّدقاسمی

************************

 مسیر شهر مدینه ستاره باران بود
و کوچه کوچه ی این راه، ریسه بندان بود

مُقَّربان الهی به صف شده بودند
هوای مستی و عاشق شدن نمایان بود

سکوتِ محض، فضا را گرفته بود و سحر
ملک به شکل بشر آمد و غزل خوان بود

چه ازدحام عجیبی، چه راه بندانی
و هرچه قدر بخواهی گدا فراوان بود

حسودِ شهر، لبش را گزیده از حسرت
در انتهای همین کوچه ها پریشان بود

بشارت از در و دیوار کوچه می بارید
ترانه بر لبِ حور و پَری و قِلمان بود

جنون به حَدِ خودش می رسید هر لحظه
بشیر آمده و دست به گریبان بود

فضا فضای تهیَّت، هوا هوای جنون
زمان زمانِ رسیدن، ملک گل افشان بود

نفس به سینه گرفت و، صدا نمی آمد
فقط طنینِ صدا، آیه های قرآن بود

ز رفت و آمد قدّوسیان شنیدم که
حرام بود غم و غصه، عشق ارزان بود

نسیمِ باد صبا می وزید نیمه ی شب
مسیر سبز حضورش به کوی جانان بود

تعارف این لحظات، آمد و نیامد داشت
که مور دور و برِ خانه ی سلیمان بود

از این طرف همه میخانه ها شده آباد
از آن طرف بت و بتخانه هرچه ویران بود

سبد سبد گل یاس از بهشت آوردند
عبورِ خانه ی وحیٍ خدا گلستان بود

پیمبران الهی جلوس می کردند
طبیب می رسد از راه، وقت درمان بود

فرشته از دل عرشِ برین زمین آمد
خبر چه بود، که در بینِ شهر حیران بود؟

خبر رسید که آمد امامِ یازدهم
زمان آمدنش فرش، باغِ رضوان بود

رسید و روشنی آورد با قدم هایش
و عمرِ تیرگیِ محض، رو به پایان بود

به یمن مقدم مولود خانه ی زهرا
امامِ هادی علیه السلام، خندان بود

نگاهِ فاطمه در چهره اش هویدا شد
برای اهل نظر این عقیده آسان بود

کشید پرده به رویش ستاره ی زهره
ز بسکه این پسر فاطمه درخشان بود

کسی رسیده که حاتم گدای او بود و
همیشه سفره ی او پهن و از کریمان بود

کسی رسیده که هر نیمه شب شبیه علی
به فکر سفره ی خالیِ مستمندان بود

کسی که قبل ولادت نبود، آمده بود
خلاصه خانه ی او مجمعِ محبان بود

رضاباقریان

************************

جان میدهم فقط وفقط پای سامرا

زاده شدم به شوق تمنای سامرا

دیگرنیازمندکسی نیستم که من

هستم گدای دست توآقای سامرا

حال مرابرای خودت روبه راه کن

حاذق ترین طبیب- مسیحای سامرا

ازلطف بی نهایت توبی مقدمه

پرزد دلم به گنبدزیبای سامرا

حالا شدم برای حریمت کبوتری

ای منتهای عشق خداوند"عسگری"

ای دومین حسن که وجودت خدایی است

صبرتو مرتضایی دلت مجتبایی است

درکنج صحن خلوت توحضرت مسیح

مشغول لحظه های شریف گدایی است

خوش به سعادت دل آن عاشقی شود

که آب وتاب عاشقی اش سامرایی است

وقتی کبوتری به هوای تومیپرد

دیگرکجابه فکرفرار وجدایی است

هرکس که میرسدتوبه او لطف میکنی

فرقی نمیکند طرف اصلأ کجایی است

با این حساب بردراین خانه آمدم

بردور شمع روی تو پروانه آمدم

ای جلوه ی حقیقی هفت آسمان حسن

رفته شعاع نورتو تا لامکان حسن

در زیر چتر سایه ی تو آرمیده ایم

از پرتو جمال تو روشن جهان حسن

در مدح تو همیشه قلم کم می آورد

قفل است در سرودن تو هر دهان حسن

می خوانمت به طرز زمان های کودکیم

بابای مهربان "امام زمان" حسن

بنیان گذارکرب وبلا روز اربعین

ای بانی زیارت ما شیعیان حسن

شغل همیشگیم در این خانه نوکریست

کار همیشگی شما بنده پرویست

حتی بهشت دربه در آستان توست

تنها نه آسمان که زمین هم از آن توست

قطره اگر کنارتو باشد که قطره نیست

زیرا که تحت مرحمت بی کران توست

از پشت پرده یک دو کلامی سخن بود

گوشم در انتظار شنود بیان توست

بین درندگان به نماز ایستاده ای

این هم نشانه ای ز جلال نهان توست

هرچند به زیارت کعبه نرفته ای

کعبه همیشه گرم طواف نشان توست

روز ولادت توزمان هم عهدی است

بعد تو جانشین بلافصل مهدی است

شاعر:محمد حسن بیات لو

 ************************

درشب میلاد تو دارایی ام

گشته اینکه مثل تو زهرایی ام

 

از علی اللاهیان کافر ترم

چون خدای خود علی مولایی ام

 

از گدایی های پیش اهل بیت

افتخارم اینکه سامرّایی ام

 

در گداییِ من و اسم شماست

علتی دارد اگر آقایی ام

 

در حرم دیدم شده خیلی شلوغ

پیش تنهایی تو تنهایی ام

 

قسمتم کن بازهم کاری کنم

دارد از کف می رود کارایی ام

 

بسکه گرم از لحظه ی وصل توام

سرد خواهد شد کنارت چایی ام

 

قسمت عالم دوتا شش گوشه شد

من در این تکرار، پایینْ پایی ام

 

با تمام خویش سویت آمدم

چون فروش عید استثنایی ام

 

سیرتی درشأن درگاهت نشد

چون گرفتم صورت از دارایی ام

*********************

کسی که در این آستان مور شد

کمش را خریدند و مشهور شد

 

شبی بین راه سلیمان نشست

همان لحظه نورٌ علی نور شد

 

دلش را به دست کریمان سپرد

گدای ز گهواره تا گور شد

 

گذر کرد از هر کجا خیر داشت

گذر کرد از هر کجا طور شد

 

سر افکنده آمد که شد سر بلند

فقیر آمد اینجا و مأجور شد

 

و من هم رسیدم درِ خانه ات

به این نیت آقا که هم جور شد

 

مرا یازده بار عاشق کنید

شد اصلا به اجبار عاشق کنید

 

پر و بال ما در هوای شماست

کریم است آن که گدای شماست

 

ندیدم که با درد درمان کنند

طبیب همه مبتلای شماست

 

همیشه سرم آبروی شماست

همیشه سرم خاک پای شماست

 

قیامت نمی ماند اصلا غریب

دل هرکسی آشنای شماست

 

به گلدسته و صحن و گنبد که نیست

بهشت خدا سامرای شماست

 

بیا روی قلبم ضریحی بساز

در این سینه صحن و سرای شماست

 

در اوصاف تو واژه ها گفته اند

چه سرّی است ابن الرضا گفته اند

 

تو اصلا رسیدی قیامت کنی

به هر روز و هر شب کرامت کنی

 

تو اصلا رسیدی که تاریخ را

از آقایی ات غرق حیرت کنی

 

درَت باب حاجات عالم شود

بخواهند از تو اجابت کنی

 

مرا منصب کارداری دهی

دل عاشقت را سفارت کنی

 

زمانش رسیده که مثل قدیم

زمین خورده ها را شفاعت کنی

 

چرا سامرای من امضا نشد ؟

نمیخواهی امروز قسمت کنی ؟

 

اگر رزق و روزی من میرسد

به یمن امام حسن میرسد

 

گداییم آقا گدای درت

فدای تو و نقش انگشترت

 

گره های ما یک به یک باز شد

توسل که کردیم بر مادرت

 

چه حاجت به حج و به حاجی شدن

که کعبه است گرم طواف سرت

 

بدون شک علامه ی دهر شد

نشست آنکه یک لحظه در محضرت

 

عبای خودت را سر ما بکش

که باشیم آقا زیر پرَت

 

بمیرم نبینم که خلوت شده

در این پادگان باز دور و برت

 

به یک گوشه چشمت مرا پاک کن

حسن جان مرا کربلا خاک کن

 

زمینیم و تا آسمان میرویم

ز لطف تو تا آسمان میرویم

 

گدای قدیمی این خانه ایم

سر سفره ی لطف تان میرویم

 

غرض دیدن روی یار است و بس

نه اینکه پِی آب و نان میرویم

 

سه شنبه سه شنبه گدا میشویم

به اذن شما جمکران میرویم

 

حسینیه برپاست در قلب ما

در این آستان روضه خوان میرویم

 

به یاد تنی که به گودال رفت

شکسته دل و نیمه جان میرویم

 

سرِ جدتان ذبح شد از قفا

امان از سر رفته بر نیزه ها

*****************

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی