هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی
کانال های این وبلاگ
    
سه شنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۲:۰۲ ب.ظ

اشعار ولادت امام حسین علیه السلام۱۷

  • ۸ نمایش

  • اشعار ولادت امام حسین علیه السلام۱۷

    ************

    حسن لطفی

    ببینید گیسوی پُر تابِ ما را

    ببینید جوش می ناب ما را

    ببینید ماه جهانتاب ما را

    ببینید لبخند ارباب ما را

     

    ندارد ظهورش در عالم نظیری

    امیری حسینُ و نعم الامیری

     

    جنون چاک کرده گریبانِ ما را

    قیامت ندیده است طوفان ما را

    چه می‌خواهد از جان ما ، جان ما را

    ببینید این عید قربان ما را

     

    سر آورده ام تا سرم را بگیری

    امیری حسینُ و نعم الامیری

     

    پُرم کرده‌ای با سبوی دو چشمم

    که شش‌گوشه شد آرزوی دو چشمم

    به سوی شما میرود سوی دو چشمم

    تو و جانِ من ای به روی دو چشمم

     

    کنارت ندارم بجز سر به زیری

    امیری حسینُ و نعم الامیری

    ***

    حضرت عباس علیه السلام

     

    خدا با تو وا کرده درهای خود را

    به گِردت دوانده قمرهای خود را

    علی دیده جمع پسرهای خود را

    خدا رو نموده هنرهای خود را

     

    چه نور عظیمی چه شاه و وزیری

    امیری حسینُ و نعم الامیری

     

    زمانی که میدان نفس گیر می‌شد

    زمانی که لشگر سرازیر می‌شد

    زمانی که دشمن کمی شیر می‌شد

    فقط ضربه‌های تو تکثیر می‌شد

     

    تو سلطان میدان درآن زَمهریری

    امیری حسینُ و نعم الامیری

     

    به میدان رسیدی و عالم به پا شد

    که با تو خدایِ مجسم به پا شد

    به پیش تو محشر دمادم به پا شد

    که با ذوالفقارت جهنم به پا شد

     

    تو مانند مولایی و در غدیری

    امیری حسینُ و نعم الامیری

     

    اگر بار دیگر قدم را بکوبی

    بهم دستگاه ستم را بکوبی

    سر کافران کاخ غم را بکوبی

    اگر زینبیه عَلَم را بکوبی

     

    الا نور عینی و بدرالمُنیری

    امیری حسینُ و نعم الامیری

    ***

    امام سجاد علیه السلام

     

    خدا آرزویِ علی را بر آورد

    حسن بوسه زد از لبت شِکَّر آورد

    حسین امشب از خنده‌ات  پَر در آورد

    علی را برای علی‌اکبر آورد

     

    تو حُسنِ قدیمی و خیر کثیری

    امیری حسین و نعم الامیری

     

    اگر ما به یادت اگر یادِ مایی

    تو آرامش حیدرآباد مایی

    تو و شهربانو تو سجاد مایی

    تو همشهریِ ما تو دامادِ مایی

     

    تو ایرانی و قبله‌ی این مسیری

    امیری حسینُ و نعم الامیری

     

    کشیدم برای تو کرببلایی

    شبیه نجف صحنِ ایوان طلایی

    ضریحِ بلندی و دارالشفایی

    رواقی و طاقی و جمع گدایی

     

    کشیدم خودم را فقیر فقیری

    امیری حسین و نعم الامیری

     

    اگر عمه‌ات تکیه گاهت نمی‌شد

    اگر بینِ آتش پناهت نمی‌شد

    اگر مانع خون نگاهت نمی‌شد

    اگر مرحم آه آهت نمی‌شد

     

    تو جان داده بودی زمانِ اسیری

    امیری حسین و نعم الامیری

    حسن لطفی

    ********************

    محمد حسین رحیمیان

    شوری میان این دل دیوانه پا گرفت

    بیچاره ای به لطف تو نان و نوا گرفت

     

    من عاقبت بخیر شدم ، عاقبت بخیر

    در گاهواره بودم و چشمت مرا گرفت

     

    شکر خدا بزرگ شدم زیر پرچمت

    هر آن چه خواست مادر من از خدا گرفت

     

    هر کس شنید نام مرا بی اراده گفت

    او در کنار منبر روضه بها گرفت

     

    آقا کمک ! دوباره دل بی قرار من

    حرف تو شد بهانه کرببلا گرفت

     

    یا ایهاالعزیز بهم ریخت نوکرت

    آقا بده بدات حرم جان مادرت

     

    شکر خدا که دار و ندارم فقط تویی

    لیلا و دلربا و نگارم فقط تویی

     

    تنها دلم خوش است که هستم غلام تو

    کی گفته بی کسم کس و کارم فقط تویی

     

    من با کمک ز نام تو آرام می شوم

    ممنونم از خدا که قرارم فقط تویی

     

    یا منتهی الرجا ، و یا دافع البلا

    مهتاب روشن شب تارم فقط تویی

     

    خلوت شده است دور من از دست روزگار

    آقا چه قدر خوب کنارم فقط تویی

     

    این اوج عزت است که دیوانه توام

    یک عمر می شود که در خانه تو ام

     

    هر کس که خورد نان تو را رو به راه شد

    عشقت دلیل توبه اهل گناه شد

     

    از معجزات خانه ات این است نوکری

    دیروز نوکر تو و امروز شاه شد

     

    یک شب رسول ترک خودش را به تو سپرد

    شد عاقبت بخیر و سگ خیمه گاه شد

     

    دیدم به چشم خود که بزرگ محل ما

    کوچکترین غلام غلام سیاه شد

     

    قبله نما همیشه به دنبال نام توست

    هر جا که ذکر خیر تو شد قبله گاه شد

     

    بی معرفت منم که تو را خوانده ام مسیح

    آقا مرا ببخش ، ببخش اشتباه شد

     

    کوری چشم آل امیه تو محشری

    الحق که ماه فاطمه ،  فرزند حیدری

    محمد حسین رحیمیان

    ********************

    مسعود اصلانی

    دلی به سینه طپید و دوباره شیدا شد

    به عشق عشق گره های کورمان وا شد

    دوباره چشم پر از شور و شوق دریا شد

    ببین دوباره زمین سفره دار بالا شد

     

    حضور کیست که میخانه ها زیاد شدند

    حسین آمد و دیوانه ها زیاد شدند

     

    به شوق آمدنی چشم آسمان تر شد

    وخودبه خود به هوایش دلم کبوتر شد

    همینکه کشتی اربابمان شناور شد

    وزید بوی خداو جهان معطر شد

     

    همینکه فجر درآغوش هل اتی خندید

    به شوق خنده ی او کل ماسوا خندید

     

    گرفته مرتبه فطرس به احترام حسین

    بلندمرتبه شد هرکه شد غلام حسین

    خدا علیک رسانده است درسلام حسین

    به کام ماست بهشتی که شد به نام حسین

     

    به ذره گر نظری طفل بو تراب کند

    به آسمان رودو کار آفتاب کند

     

    بهار با نفسش رخت سبز میپوشد

    برای بوسه به پایش فرشته میکوشد

    پیمبراز لب او شهد وحی مینوشد

    چرا که چشمه ی توحید محض میجوشد

     

    رسول در بغلش جان هل اتی را دید

    حسین آمد و تندیسی از خدا را دید

     

    دوباره دست زمین را به آسمان دادند

    دوباره برسر هر مأذنه اذان دادند

    همینکه کرب و بلارا نشانمان دادند

    به خاک مرده به لطف حسین جان دادند

     

    به لطف خون خدا زندگی بهاری شد

    میان هررگ خلقت حسین جاری شد

     

    مسیرخانه ی او میشود مسیرنجات

    چه عاجزند به توصیف رتبه اش کلمات

    زلطف چشم حسین است چشمه های حیات

    هنوز تشنه ی لبهای اوست آب فرات

     

    به خاک زد قدم ازاو زمین مقام گرفت

    و از خدای خودش اختیار تام گرفت

     

    زمین به خاک قدمهای او تبسم کرد

    همینکه مرتبه اش دید دست و پا گم کرد

    بهشت خلق شد آن لحظه که تبسم کرد

    ودر نگاش خداراعلی تجسم کرد

     

    به لطف عشق دلم میهمان بالاشد

    حسین آمدو نعم الامیر دنیا شد

    مسعود اصلانی

    ********************

    محمد حسن بیات لو

    بی دلم بی بهانه می‌خوانم

    غزلی  عامیانه  می‌خوانم

     

    آن قدر از خودم رها شده‌ام

    از خودم یک ترانه می‌خوانم

     

    شبِ شعری چنین ندیده کسی

    تا سحر عاشقانه می‌خوانم

     

    ماهیِ حوض خانه‌ات هستم

    پایِ تو بی کرانه می‌خوانم

     

    نَفَسم در هوایِ تو جاریست

    جانِ تو هر کجا نمی‌خوانم

     

    خواندنم  پایِ  تو  فقط  زیباست

    خواندنم با تو خط به خط زیباست

     

    با دَمِ تو کسی که دَمپَر شد

    با  دَمِ  تو  مسیح  پَرور شد

     

    کوچه پس کوچه‌ی بهشتِ خدا

    با گُلِ خنده‌ات معطر شد

     

    فطرس از برکتِ قدومت بود

    صاحبِ بال و پَر نَه شهپر شد

     

    از همان ابتدایِ آمدنت 

    کشتی عشق تو شناور شد

     

    شدی از هر نظر رسولِ خدا

    شیره‌ی جانت از پیمبر شد

     

    معنیِ فجر و اِنَمّا هستی

    خامسِ آل مصطفی هستی

     

    ای  قبولیِ  طاعتِ  همگان

    مُهر پیوسته -لطف بی پایان

     

    رحمت واسعه ؛ فضیلت جود

    ای سراج المنیر ؛ کهف امان

     

    آیه‌ی عصمت و صحیفه‌ی نور

    ای جهاد و عقیده و ایمان

     

    آمدی و زمین شد آرزویِ

    آسمان ؛ روزِ سوم شعبان

     

    می‌نویسم "حسین" آقا جان

    می‌نشیند کنارِ نامت "جان"

     

     به‌ اَبی  انت  سیدالشهدا

    روزی‌ام کن دوباره کرببلا

    محمد حسن بیات لو

    *******************


    موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۲۸
    ذاکر شهید

    امام حسین(ع) مدح

    نظرات  (۰)

    هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی