هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی
کانال این وبلاگ
دوشنبه, ۶ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۱۷ ق.ظ

اشعار ولادت حضرت امام جواد علیه السلام ۱۷

  • ۵۴ نمایش
  • اشعار ولادت حضرت امام جواد علیه السلام ۱۷

    ×××××××××××××××××××

    محــمد جواد پرچمی

    نشسته‌ام بنویسم گدا نمی‌خواهی؟

    میان خانه‌ی خود بینوا نمی‌خواهی؟

    نشسته‌ام بنویسم کریم یعنی تو

    کریم‌زاده تو حاجت روا نمی خواهی

    شنیده‌ام که عطایت زبانزد همه است

    نیازمند برای عطا نمی‌خواهی

    به خاک تیره اگر بنگری طلا گردد

    تو علم و معجزه و کیمیا نمی‌خواهی

    قسم به روی شما خوب می‌شوم آقا

    فقط بیا و نگو که مرا نمی‌خواهی

    منم اسیر نگاه پر از عطوفت تو

    من از نگاه تو خواندم شما نمی‌خواهی...

    ... که من جدا شوم از تو؛ وَ خوب دانستم

    که می‌کنی ز محبّان خود هواخواهی

    هرآنکه بسته به چشمت دخیل سیّدنا

    نشسته روی پر جبرئیل سیّدنا

    من آمدم که بگویم به تو سپاسم را

    و جمع می‌کنم این بار من حواسم را

    که تا دگر نبرم یأبنَ فاطمه هرگز

    به غیر کوی شما دست التماسم را

    برای آنکه بیایم به محضرت آقا

    روا بُود که مرتّب کنم لباسم را

    برای جلب نظر از شما بسوی خودم

    من استفاده کنم عطر ناب یاسم را

    میان آیِنه‌کاری چنان شدم تکثیر

    هزار مرتبه دیدم من انعکاسم را

    به غیر نان شما که نخورده ام هرگز

    ببین زبان و دهان نمک‌شناسم را

    میان دغدغه ها عطر عاشقی آید

    فرو نشاند در این دل غم و هراسم را

    دلم کنار شما خانه در فلک دارد

    جواد فاطمه نامت عجب نمک دارد

    برای ذات خداوند امتدادی تو

    دوباره نور خدا را به سینه دادی تو

    زمینِ مُرده‌ی مردم دوباره احیا شد

    از آن زمان که بر این خاک پا نهادی تو

    تجلّی نبی و حیدر و حسین هستی

    که با تهاجم هر فتنه در جهادی تو

    تو از مریضی هر شیعه غصّه می‌خوردی

    ز شادمانی دلهای شیعه شادی تو

    تمام جود خدا را اگر کنم تفسیر

    رسم دوباره به نامت ز بس جوادی تو

    نثار روی تو خواندم وَ أن یَکادم را

    به عالمی ندهم ذکر یا جوادم را

    به پیش نام شما پا شدم خدا را شکر

    دوباره مست تولّا شدم خدا را شکر

    من از ولایت ‌تو آبرو گرفتم پس

    کنار نام تو آقا شدم خدا را شکر

    از آن قدیم که مهر تو در دلم افتاد

    مقیم عالم بالا شدم خدا را شکر

    تو در نهایت اکرام و من تُهیدستم

    مقابل تو تمنّا شدم خدا را شکر

    هزار مرتبه مُردم ز دیدن رویت

    هزار مرتبه احیا شدم خدا را شکر

    تو در کرانه‌ی یا ربّنای من هستی

    من از دعای تو دریا شدم خدا را شکر

    من از علاقه و عشقت به مادرت زهرا

    مُحبّ حضرت زهرا شدم خدا را شکر

    هزار غبطه به پای نگات می‌ریزم

    تمام عمر خودم را به پات می‌ریزم

    من از نگاه مدامت دوام می‌گیرم

    ولایت از سخنان امام می‌گیرم

    به خاک میکده من سر فرود آوردم

    فقط ز دست کریم تو جام می‌گیرم

    من آنقَدَر به شما می دهم سلام آقا

    که آخر از تو عَلَیکَ السّلام می‌گیرم

    اگرچه بال و پرم زخمی از زمانه شده

    من از دوای شما التیام میگیرم

    کبوترم که شدم جلد گنبد زرّین

    فقط پر از سر این برج و بام می‌گیرم

    به سنگ‌فرش حریم تو می‌کشم دستم

    تبرُّکاً در بیت الحرام می‌گیرم

    تو رتبه ای بده تا خاک پایتان باشم

    چه خوب پیش شما من مقام می‌گیرم

    غلام هیچکسی جز شما نخواهم شد

    گدای کس به جز إبن الرّضا نخواهم شد

    تو آمدی که شوی قبله‌گاه مردم ما

    تو آمدی شده دلشاد امام هشتم ما

    تو آمدی که رود غم ز سینه ها دیگر

    و تا همیشه بماند به لب تبسّم ما

    تو آمدی که به مردم نشان دهی حق را

    فقط صفا بنویسی بر این تلاطم ما

    من و دلم به تو سوگند عاشقت هستیم

    محبّت تو بُود باعث تفاهم ما

    تو آمدی که شوی با گدات همسفره

    که نان جو بخوری جای نان گندم ما

    کنار حضرت معصومه یادتان کردم

    چه وقت بهر زیارت تو می‌روی قمِ ما؟

    دلم دوباره به یادت به شور و شین آمد

    به سر هوای پریدن به کاظمین آمد

    امیر هر دو سرا یا جواد ادرکنی

    نظر نما به گدا یا جواد ادرکنی

    به حقّ مادرتان فاطمه قسم آقا

    بخر مرا ز وفا یا جواد ادرکنی

    خدای جودی و جود خدای منّانی

    به سائلت کن عطا‌ یا جواد ادرکنی

    طواف کوی تو برتر بُود ز بیت‌الله

    قسم به سعی و صفا‌‌ یا جواد ادرکنی

    رود به سوی بهشت خدا هر آنکس که

    تو را نموده صدا یا جواد ادرکنی

    فقط ز راه ولای تو یا ولیَّ الله

    روم بسوی خدا یا جواد ادرکنی

    نشسته‌ام که بگیرم برات رفتن خود

    به شهر کرب و بلا یا جواد ادرکنی

    تویی تو زاده‌ی شمسُ الشّموس یا مولا

    علیّ اکبر سلطان طوس یا مولا

    نشسته مرد غریبی کنار گهواره

    کنار گریه‌ی بی اختیار گهواره

    رضا نشسته بخواند نوای لالایی

    برای کودک زیبا عُذار گهواره

    چقدر شب به سحر درد و دل کند با این

    گلی که شد همه باغ و بهار گهواره

    چقدر طعنه شنیده ز دیر آمدنت

    چقدر سخت گذشت انتظار گهواره

    دوباره صحبت گهواره و نوای لالایی

    دوباره مرثیه‌ی شیرخوار گهواره

    میان هُرم عطش مادری صدا می‌زد

    بخواب کودک دل بیقرار گهواره

    امان ز اشک رباب و غم علی اصغر

    چه بد شد عاقبت آن روزگار گهواره

    نشد که لب بزند کودکش به آب ای وای

    نشد که قد بکشد کودک رباب ای وای

    ××××××××××××××××××××××

    سید هاشم وفایی

    ای دوست مراد اهلبیت آمده است

    یک گل ز نژاد اهلبیت آمده است

    امروز تمام سائلان می گوینـــد

    میــلاد جواد اهلبیت آمده است

    ×××××××××××××××××××

    حامد اهور

    آسمان متن چشم های شماست

    ای سرود طهارت و شادی

    هرگز از لوح جان نخواهی رفت

    تو به من عشق را نشان دادی

     

    باید از زمزمی وضو گیرم

    که طهارت دهد به جان لغات

    ای جواد شرافت و عزت

    می فرستم به یاد تو صلوات

     

    آفتاب از نگاهتان لبریز

    مثل رنگین کمان نور خداست

    راضی ام جان فدا کنم، امشب

    شب خوشحالی امام رضاست

     

    کوچه ی شعر من چه قابل توست

    که قدم بین بیت بگذاری

    ای عبور مطهر معصوم

    که شمیم خوش خدا داری

     

    آه ای روشنای سینه ی من

    باب جود و مروت و کرمی

    تو مدد کن به کاظمین رسد

    شعر بی تاب مُحرم حرمی

     

    آه ای هستی مدینه ی نور!

    آه ای دلخوشی حضرت طوس

    نور چشمان مادر خورشید

    ای هلالِ لطیفِ شمس شموس

     

    تو بهار دوباره ای هستی

    فصل پایان غم برای رضا

    که تو را عاشقانه می گرید

    صبر بی تاب چشم های رضا

     

    ای که جود و سخاست بیتابت

    چشم های همه به دست شماست

    آبرودار خانه ی توحید

    دست بردار! وقت، وقت دعاست

     

    خون شده شعرهایمان آقا

    ای امام جواد ادرکنا!

    التماس دعا برای زمین

    شده غم ها زیاد ادرکنا!

     

    السلام علیک یا تسبیح!

    السلام علیک سجاده!

    با دو رکعت نماز شکر آری

    دل زارم به پایت افتاده

     

    وقت قد قامت الصلوة دل است

    می سپارم به باد قلبم را

    باز تکبیر می کند مُحرم

    بند بند وجود شعرم را

     

    باز بسم الحضور، بسم النور

    بسم چشمان عشق افشانت

    بسم تو، بسم جود، بسم جواد

    ای همه وصف ها به قربانت

    ××××××××××××××××××××××
    حامد اهور

    بر شادی پیغمبر و زهرا صلوات

    بر آینه ی علی اعلی صلوات

    هم مولد اصغر است و هم روز جواد

    بر کرب و بلا و طوس یکجا صلوات

    ×××

    معشوق، به باد داده گیسو صلوات

    بر نوگل کربلا ز هر سو صلوات

    نقّاره زدند، ماه پیدا شده است

    بر جلوه ی آن هلال ابرو صلوات

    ×××

    بر دلخوشی ضامن آهو صلوات

    جانم! بفرست باز بر او صلوات

    آمد دو علی دو جلوه از پیغمبر

    بر هر دل مشتاق علی گو صلوات

    ×××

    بر روی جواد، باز بهتر صلوات

    بر ناز نگاه علی اصغر صلوات

    این نیست صدای این همه جمعیت!

    بفرست بلندتر به حیدر صلوات

     ×××××××××××××××××××

    محــمدعلی بیابانی

    بر آن شدیم باز که دلبر بیاوریم
    در آسمان ستاره دیگر بیاوریم
    باید دوباره نخل ولا را ثمر دهیم
    یعنی به باغ عشق صنوبر بیاوریم

    خورشید روی دیگری از نسل یاسها
    مهتابی از تبار بیمبر بیاوریم

    ای جبرئیل مژده بده بر رضایمان
    باید برای پر زدنش پر بیاوریم

    تا چشمهای ابتریان کورتر شود
    باید دوباره سوره کوثر بیاوریم

    این طفل باب رحمت و باب مراد ماست
    از اهل بیت ماست همانا جواد ماست

    دستان ابرهاسبد گاهواره اش
    پر میکشند حور و ملک با اشاره اش

    دنیا ترانه خوان قدومش غزل غزل
    جنت قصیده ایست ز یک استعاره اش

    از عرش تا زمین همه صف بسته منتظر
    دل بیقرار مانده به شوق نظاره اش

    در لابلای بال سپید فرشتگان
    خورشید دیگریست رخ ماهپاره اش

    غرق ستاره میکند آغوش عشق را
    وقتی رسیده با قدم پر ستاره اش

    با خنده اش گل از گل بابا شکفته است
    بر روی دست مادرش آرام خفته است

    وقتی که آمدی تو،باران نزول کرد
    از فرط شوق بر تنمان جان نزول کرد

    جبریل بهر تهنیت از نزد کردگار
    همراه خیل حوری و قلمان نزول کرد

    گویا دوباره مثل تمام کریمها
    کاملترین کرامت انسان نزول کرد

    در لیله های قدر خدا دفعه نهم
    قرآن دوباره بر روی قرآن نزول کرد

    ای یوسف رضا که به بازار حسن تو
    نرخ فروش یوسف کنعان نزول کرد

    ای آسمان جود بباران کرامتت
    در خرمن وجود بباران کرامتت

    تو کوثر آمدی و ز کوثر چکیده ای
    در ظلمت همیشه دنیا سپیده ای

    تو اولین ولی خدایی که اینچنین
    در سن کودکی به امامت رسیده ای

    مأمون و پور اکثم ، نزد تو عاجزند
    با تیغ علم گردنشان را بریده ای

    تو آن نسیم سبز در اوج طراوتی
    که در کویر مرده دلها وزیده ای

    ما در مسیر پرتو باب المرادیت
    تو در جوار جد خودت آرمیده ای

    مرده است هر کسی نرود زیر دین تو
    جانهای ما فدای تو و کاظمین تو

    پروردگارمان که تورا آفریده است
    ما را اسیر دست شما آفریده است

    قبل از ازل که وصله جود شما شدیم
    مارا به خاطر تو گدا آفریده است

    یعنی به جز شما به کسی رو نمیزنیم
    وقتی جواد ابن رضا آفریده است

    یعنی تویی که نقطه عطف کرامتی
    خالق برای جود خدا آفریده است

    با هدیه اش برای امام رئوفمان
    بابی برای حاجت ما آفریده است

    با نام تو هر آینه دلشاد میشود
    هر کس دخیل بنجره فولاد میشود

    ××××××××××××××××××××××

    موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۰۶
    ذاکر شهید

    امام جواد(ع) مدح

    نظرات  (۰)

    هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی