هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی
کانال این وبلاگ
يكشنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۷، ۱۰:۳۴ ب.ظ

شعر شهادت حضرت زهرا سلام‌الله علیها-29

  • ۱۰ نمایش
  • شعر شهادت حضرت زهرا سلام‌الله علیها-29

    *********************

    راهی شده دلم از سینه در پی تو 
     مثل هر سال امشبو میری مدینه
    زائره بی نشون زهرا،

    کاشکی امشب گرد راهت
    روی سرِ ما بشینه

    مُردم از جدائی، عشق من کجائی  
    صاحب عزایِ این ، مجلس عزائی

    روی لبت ، تبسّم داری بین چشمات
     اشکِ پر خون مُردم از این بیقراری
    ***
    حال دلم شده پائیزی ، حال و روزت
    ابر و بارون بارون فصل بهاری

    چشم من گریونه ، روی تو خندونه
    دست من لرزونه ، دست تو بی جونه

    لخته ی خون ، گلِ بستر شد
    نوحه ی تو شام آخر
    داغِ تنِ بی سر شد
    ***
    خیمه گَهی ، که خاکستر شد 
    گوشواره  گوشِ پاره
    معجر و انگشتر شد

    کربلا شد خونه ، زهرا روضه خونه
    دل نگرونه ، وای ، گریه هاش روونه

    ******************

    مدح و مصائب

     

    زهراست دختری که پدر را چو مادرست

    زهراست سوره ای که مُسمّا به کوثرست

    زهراست بضعه ای که رضایش رضای حق

    از خـشم او خدای مدبِّر مکدّرست

    پیغمبری مگر به دو تا معجز آوری ست؟!

    او نیز فضّه اش به خدا معجز آورست

    همتا نداشت فاطمه، یا ایّها الأنام

    کُفوَش به عالمین فقط شخص حیدرست

    افسـوس در تهاجم طوفان غم شکست

    آن سینه ای که مخزن اسرار داورست

    دیروز جمع سالم بیت نبوّت و -

    امروز جمع سرخ و کبودِ مکسَّرست

    دنیا نداشت حوصـله ی فهم شأن او

    درک مقام واقعی اش روز محشر ست

    *************************
    طاها خراسانی

     

    ای پرتویِ جلال تو پیداتر از همه

    خورشیدِ حُسنِ تو متجلاتر از همه

    آئینه هم ندید جمال تو آشکار

    ای راز خلقت تو معماتر از همه

    تو روح استجابتی و در قنوت بود

    دستان بی نیاز تو بالاتر از همه

    همسایه از دعای شبت بهره مند بود

    ای شیوه ی دعای تو زیباتر از همه

    عالم نیافت چون تو مسیح آفرین ترین

    ای روح قدسی تو مسیحاتر از همه

    باید به لوح دل بنگارم حدیث لوح

    ای خطبه ی رسای تو غرّاتر از همه

    بعد از نبی که بار سفر بست و رفت، بود-

    اسباب رفتن تو مهیاتر از همه

    وقتی کسی نبود تو را تسلیت دهد

    معلوم شد غریبی و تنهاتر از همه

    تو مخفیانه رفتی از این خاک و مانده است

    راز غریبی تو هویداتر از همه

    در حیرتم چگونه تمنای مرگ داشت؟

    آن مادری که بود شکیباتر از همه

    ************************
    حسن بیاتانی

     

    ابریست کوچه کوچه، دل من ـ خدا کند

    نم نم، غزل ببارد و توفان به پا کند

    حسّی غریب در قلَمَم بغض کرده است

    چیزی نمانده پشت غزل را دوتا کند

    مضمون داغ و واژه و مقتل بیاورید

    شاید که بغض شعر مرا گریه وا کند

    با واژه های از رمق افتاده آمدم

    می‌خواست این غزل به شما اقتدا کند

    حالا اجازه هست شما را از این به بعد

    این شعر سینه سوخته، مادر صدا کند؟

    مادر! دوباره کودک بی‌تاب قصه‌ات

    تا اینکه لای لای تو با او چها کند

    یادش بخیر مادرم از کودکی مرا

    می‌برد تکیه تکیه که نذر شما کند

    یادم نمی‌رود که مرا فاطمیه‌ها

    می‌برد با حسین شما آشنا کند

    در کوچه‌های سینه‌زنی نوحه‌خوان شدم

    تا داغ سینه‌ی تو مرا مبتلا کند

    مادر! دوباره زخم شما را سروده ام

    باید غزل دوباره به عهدش وفا کند:

    یک شهر، خشم و کینه، در آن کوچه – مانده بود

    دست تو را چگونه ز مولا جدا کند

    باور نمی‌کنم که رمق داشت دست تو

    مجبور شد که دست علی را رها کند

    تو روی خاک بودی و درگیر خار بود

    چشمی که خاک را به نظر کیمیا کند

    نفرین نکن، اجازه بده اشک دیده‌ات

    این خاک معصیت زده را کربلا کند

    زخمی که تو نشان علی هم نداده‌ای

    چیزی نمانده سر به روی نیزه وا کند

    باید شبانه داغ علی را به خاک برد

    نگذار روز، راز تو را برملا کند

    گفتند فاطمیه کدام است؟ کوچه چیست؟

    افسانه باشد این همه؛ گفتم خدا کند

     با بغض، مردی آمد از این کوچه ها گذشت

    می‌رفت تا برای ظهورش دعا کند

    از کوچه ها گذشت  و باران شروع شد

    پایان شعر بود که توفان شروع شد

    ************************
    سید مجتبی شجاع

     

    از فاطمه از وفا به مولاش بگو

    از راز و نیاز دل شبهاش بگو

    در روضۀ فاطمههمیشه اول

    یک ذره از آن خطبۀ غراشبگو

    ***

    فرقی نکند کدام سو بنشینید

     هرجا شده در مجلس اوبنشینید

    در روضۀ فاطمه مقید باشید

    با حال خضوع و با وضو بنشینید

    ***

    هرجا شده در مجلس اوبنشینید

    پاکیزه و خوشبو و نکو بنشینید

    در روضۀ فاطمه مقید باشید

    باحال خضوع و با وضو بنشینید

    ***

    سر بسته بگو روضۀ میخ در را

    اینقدر مسوزان دل پیغمبر را

    زنهار که باغبان نفهمدیعنی

    آهسته بخوان روضۀ نیلوفر را

    ***********************

    مهدی رحیمی

     

    گل که شد مقصود حتی خار حاجت می دهد

    خار با تو می شود گلزار حاجت می دهد

    زینب و زهرا بماند فضه هم جای خودش

    توی این خانه در و دیوار حاجت می دهد

    گرچه ایام عزای فاطمه این روزهاست

    ذکر یا حیدر ولی بسیار حاجت می دهد

    حب مولا را میان قلب خود تشدید کن

    چون که زهرا طبق این معیار حاجت می دهد

    فاطمه باذکر مولا می دهد کرببلا

    کعبه گر با ذکر استغفار حاجت می دهد

    فاطمیه شد اذان را نیز با حاجت بگو

    یاعلی وقتی شود تکرار حاجت می دهد

    از طبیبان جهان باید بپرسی که چطور

    درمیان بستر این بیمار حاجت می دهد

    شعله میداند که از نزدیک شاهد بوده است

    فاطمه بین در و دیوار حاجت می دهد

    *************************
    وحید عظیم پور

     

    از اولین فرمانده هشیار این میدان

    تا آخرین سربازمان که رد شد از قرآن

    از سبزها و چشمه های جاری گیلان

    تا سرخ خرمشهر و خرماهای نخلستان

    در قلبمان آرامگاه فاطمه داریم

    یک بارگاه از جنس یاس و لاله و ریحان

    زهرا به ایرانی همیشه مرحمت دارد

    گهواره جنبان حسینش می شود سلمان

    با "فاطمه یا فاطمه" خو کرده این کشور

    باید مراقب شد نیافتاد دست نااهلان

    باید که خمس حب زهرا را بپردازیم

    هر روز میمیریم زیر نعمت باران

    باید که بگذاریم اسم کشورمان را

    جمهوری اسلامی زهرایی ایران

    *************************
    محـمـد جواد پرچمی

     

    برای روضه‌ی زهرا به ما توان بدهید

    به چشم گریه کنان اشک بی امان بدهید

    برای سینه زدن در عزای مادرمان

    در این حسینیه‌ها بیشتر زمان بدهید

    میان روضه که همسایه ایم بین بهشت

    کنار خانه‌ی زهرا به ما مکان بدهید

    برای گریه بر آنچه که آمده سرمان

    به جای اشک به ما چشم خون فشان بدهید

    به آه و زمزمه در روضه‌ها تسلایی

    به قلب غم زده‌ی صاحب الزمان بدهید

    اگر سوال شد آخر چه شد به مادر ما

    فقط به دیده‌ی حسرت سری تکان بدهید

    نمی شود که بگوییم بین کوچه چه شد

    برای مرثیه خواندن اگر زبان بدهید

    به روز حشر زمان حساب ناله زنیم:

    فقط به خاطر زهرا به ما امان بدهید

    قسم به عصمت آن چادری که خاکی شد

    مزار مادرمان را نشانمان بدهید

    اگر که روزی ما دیدن مدینه نشد

    برات کرب و بلایی به دستمان بدهید

    ************************
    سید رضا موید

    حال و هوای مدینه

     

    این روزها مدینه، غوغای رستخیز است

    هم دهر فتنه بار است هم شهر فتنه خیز است

    یکسو همه عدالت با ظلم درنبرد است

    یکسو تمام ظلمت با نور در ستیز است

    گلخانه ی نبوت در معرض خزان است

    ریحانه ی ولایت از غصه اشک ریز است

    داس تقاص گلچین در پنجه ی غلام است

    یاس کبود یاسین در دامن کنیز است

    مدهوش گشته از درد بانوی ناتوانی

    بی جان فتاده بر خاک یک کودک عزیز است

    ************************
    سید جواد میر صفی

    من نمیدانم چرا این روزها غم بیشتر

    می گذارد روی زخم کهنه مرهم بیشتر

    پرچم مشکی عوض کرده ست حال کوچه را

    بر در و دیوار جا خوش کرده ماتم بیشتر

    سخت می گردد پی راهی که در خود بشکند

    در گلوی بغض می گردد صدا بم بیشتر

    عشق بی پروا تر است و دیده بارانی تر است

    روزی اشک ست حتی از محرم بیشتر

    حرف باباها به جای خود ولی این روزها

    حرف مادرهاست در خانه مقدم بیشتر

    در حصار باغچه باران که میبارد فقط

    می نشیند روی برگ یاس شبنم بیشتر

    چای را دم می کند مادر ، چقدر این روزها

    در هوای روضه می چسبد به آدم بیشتر

    ************************

    موسی علیمرادی

    فاطمیه

     

    رسید فاطمیه مادر محرم ها

    رسید فاطمیه چشمه سار ماتم ها

    رسید فاطمیه شد تولد روضه

    رسید مبدا تاریخ هجری غمها

    به فرش آمده عرش خدا که باشد او

    برای بزم عزای تو فرش مقدم ها

    برای داغ تو ای کوثر علی حتی

    بجوشد از دل هر سنگ آب زمزم ها

    بدون جرم گناهی تو را چرا کشتند

    شده کلام خدا گوشواره دم ها

    به پیش گریه خورشید آسمان علی

    شبیه شبنم صبح است اشک عالم ها

    به روی زخم محبت فقط به عشق علی

    نمک زداست به جای تمام  مرهم ها

    علی زفرط خجالت تو هم به خاطر او

    زهم گرفتن رو شد وفای محرم ها

    به محض دیدن هم هردو گریه میکردند

    فتاده بغض غریبی به چشم همدم ها

    رسید ارث دو عاشق به زینب و به حسین

    وداع روز دهم آتش محرم ها

    هرآنکه گریه نکرده برای روضه تو

    یقین که جای ندارد میان آدمها

    **************************

    محمود ژولیده

     

    ما از قدیم دربدر فاطمیه ایم

    پرچم بدست پشت در فاطمیه ایم

    تا روز حشر سینه زن مادر حسن

    مثل حسین خون جگر فاطمیه ایم

    با آل مصطفی ز ازل همنوا شدیم

    پس تا ابد پیامبر فاطمیه ایم

    از فاطمیه رزق محرم بما رسد

    زینب مآب همسفر فاطمیه ایم

    این آزمایشی است برای ولائیان

    یعنی قبول در اثر فاطمیه ایم

    همراه با تمام امامان و رهبران

    شیعه ! بگو که مفتخر فاطمیه ایم

    با خطبه های فاطمه بیگانه نیستیم

    حلقه بگوش ، پشت سر فاطمیه ایم

    تنها نه فاطمه است که پهلو شکسته شد

    ما اهل درد خم کمر فاطمیه ایم

    یک ثلث از سلالۀ سادات کشته شد

    ما پیروان گل پسر فاطمیه ایم

    او یک نهال کاشت به پشت در حرم

    ما شاخه های آن ثمر فاطمیه ایم

    او یک تنه برای ولایت قیام کرد

    ما صد سپاه هم نظر فاطمیه ایم

    ما جان نثارهای علمدار حیدریم

    میثاقهای معتبر فاطمیه ایم

    بد سیرتانِ پست بدانند در ظهور

    ما پیشتاز هر ظفر فاطمیه ایم

    زهرا سپر برای امام زمان خود

    ما بر امام خود سپر فاطمیه ایم

    دنیا بگوش! نهضت زهرا جهانی است

    در انتظار دادگر فاطمیه ایم

    ***********************

    ۹۷/۱۰/۲۳

    نظرات  (۰)

    هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی