هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی
کانال این وبلاگ
يكشنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۷، ۱۰:۳۱ ب.ظ

شعر شهادت حضرت زهرا سلام‌الله علیها-28

  • ۱۰ نمایش
  • شعر شهادت حضرت زهرا سلام‌الله علیها-28

    *********************

    برداشت چادری و گره زد به معجرش
    شد مستتر به خیمه سیاهی لشکرش

    همراه چند زن سوی مسجد روانه شد
    احمد به قزوه آمده این است خیبرش

    خونش به هر قدم زدن و هر نفس چکید
    از گوش و دست و سینه و ابرو به معبرش

    آهی کشید و کرک و پر آفتاب ریخت
    از بس که شعله داشت گلوی مطهرش

    یک بال ناتمام زد و گرد و خاک شد
    بگرفت بر مدار زمین گوشه ی پرش

    دستی به خون دیده کشید و نگاه کرد
    دست طناب بود گریبان همسرش

    در هم کشید چهره و پر کرد کام را
    نفرین شدش خطابه و اکراه منبرش

    دستی به اشک دیده و موی ندیده و
    پس شرم زد به حاشیه ی قدر و کوثرش

    فریاد زد که شوی ز مویم گران تر است
    کم مانده بود مقنعه بردارد از سرش

    افتاد عقب قیامت کبری در آن زمان
    پیکی رسید و گفت ز در بار حیدرش

    یا ایها الرسول مونث مجال ده
    بر امت خود از زن و طفل و مذکرش 

    ******************

    ذاتِ اَحد در چهارده معصوم ، زهراست
    باشرح کوثر چهارده معصوم ، زهراست

    هر پنج تن ، هر چهاده معصوم زهراست
    محور فقط بر چهارده معصوم زهراست

    زهرا علی را دارد از این دارِ دنیا
    هر شب گره وا می کند از کار دنیا

    تا حشر لولای درش لولاک سازست
    آن خانۀ کوچک مصلّیِ نمازست

    دست گدای چادرِ صدیقه باز است
    ما را خریده فاطمه این امتیاز است

    آنان که عشقِ مرتضی را می شناسند
    در نوکری سلمانِ ما را می شناسند

    اَسماءِ حُسنی را به مریم یاد دادن
    تسبیح زهرا را به ما هم یاد دادن

    هر چه به ما در زیر پرچم یاد دادن
    از فاطمیه تا محرم یاد دادن

    مهریه اش آب استُ اشکِ مستجاب است
    او گریه هایش منشاءِ هر انقلاب است

    ریحانۀ پیغمبرِ ما شد از اول
    امیدِ روز محشرِ ما شد از اول

    هم خط شکن هم سنگر ما شد از اول
    راهِ درستِ رهبرِ ما شد از اول

    زهرا مدال سینه اش عشقِ علی بود
    در کوچه حِرزَش لافَتی اِلا علی بود

    این زن جهادش روزه داری خانه داری ست
    شرطِ تولّیی که دارد جانِساری ست

    شمشیرِ گفتاری که دارد ذوالفقاریست
    وقتی اصولِ مکتبش حیدر مداری ست

    اسلام پیغمبر فقط تبیین زهراست
    ما هرچه داریم از اصول دین زهراست 

    پایِ علی زهرا سری پر درد دارد
    در کوچه ها سهمِ سلامی سرد دارد

    از ضعفِ بازو رنگُ رویی زرد دارد
     
    پر کرده دیگر خانه را مادر بمان ها
    دیوارُ در بودندُ زهرا آن میان ها

    پشت علی را داشت وقتِ امتحان ها
    بر صورتِ او ماندهِ از آتش نشان ها

    آنجا مقرّب ها سپر بودند ای کاش
    مقدادُ و سلمان پشتِ در بودند ای کاش

    جارو کشیدن با تنِ تب دار سخت است
    پهلو به پهلو گشتنِ بیمار سخت است

    رفتن کنارِخانۀ انصار سخت است
    زن پیشِ شوهر بشکند بسیار سخت است

    بر آشناها رو زد و رویش زمین خورد
    حیدر کنارش بود و پهلویش زمین خورد

    زهرا علی ،زهرا حسن،زهرا حسین است
    تفسیرِ یک یا فاطمه صد یاحسین است

    زهراست دنبالِ سرش هرجا حسین است
    پایین نیزه فاطمه  بالا حسین است

    مسمار خنجر شد گلو را زیر و رو کرد
    گودال را در کوچه باید جستجو کرد

    *****************

    اگر که راهی پشت دری مواظب باش
    فقط به جرم علی باوری ، مواظب باش

    تمام دلخوشی زندگی من حالا
    که بارشیشه ی خودمی بری،مواظب باش

    بیا به خاطر زینب هنوز محتاج است
    به عشق وعاطفۀ مادری ، مواظب باش

    قسم نخورده مگه خانه را بسوزاند؟
    بیا به خاطر من اِی پری ، مواظب باش

    چنان زدن که در را زِجا درآوردن  
    تو را خلیلِ در آتش ، زِپا درآوردن

    خدا به خیر کند ، در شراره افتادی  
    شکسته بالُ پر از سنگ خاره افتادی

    غرور زخمیِ من زیر دست و پا ماندی
    اذان غربتِ من ، از مناره افتادی

    اسیر میخِ در و تازیانۀ قنفذ
    به رنج و دردسرِ بی شماره افتادی

    به پیش چشمِ من و بچه های معصومم
    به خاک مثل دوتا گوشواره افتادی

    عبا برای تو آورده ام به خون خفته
    که بین معرکه با ماه پاره افتادی
    *******************

    بازم داره صدا میاد
    صدای مجلس عزا

    صدای مادری میاد
    تو سر صدای کوچه ها

    کی میدونه چی میگذره
    تو دلِ بچه سیّدا  

    گوشۀ چادرش مثهِ ضریح
    جایِ دخیلِ بستۀ منه

    چادر وصله دارِ فاطمه
    پناه قلبِ خستۀ منهِ  

    اشکِ همه گریه کنا
    از آب حوضِ کوثرِ

    گریه کنا همه بیاید
    که دم دمای آخرِ

    مجلس روضه واسۀ
    شهادت یه مادرِ  

    دوسش دارن زمین و آسمون
    فدایی داره قدّ کهکشون

    گریمونِ از اینه آخه چرا
    کمون شده قدِش،جوون جوون

    صاحب قبرِ بی نشون
    کم نشه سایت از سرم

    از صدقه سرِ توئهِ
    اشکِ تو چشمای ترم

    دلم هواتو کرده و
    بهم بگو کجا برم 

    صاحب سنگ قبر  بی نشون
    حرم داری میونِ قلبمون

    میگیره انتقامتو یه روز
    دولتِ عدلِ صاحب الزمون
    *******************

    تا که جان هست ، گدایم به عطایای حسن
    سرمه ی چشم ترم ، خاک کف پای حسن

    مقصد سیر و سلوکم ، شده کوه کرمش
    غرق احسان شده ام ، در دل دریای حسن

    مادرم خادمه ی مادر مظلومه ی او
    پدرم تعزیه دارِ غم بابای حسن

    خوب رویان جهان مست مه طلعت او
    برده غارت دل من ، زلف چلیپای حسن

    الدخیلم شده بر قاسم گلگون کفنش
    سر من باد فدای گل رعنای حسن

    غصه هایش نتوانم که شمارش بکنم
    خم شد عالم کمرش ، از غم عظمای حسن

    مادرم خادمه ی مادر مظلومه ی اوست
    پدرم تعزیه دارِ غم عظمای حسن 

    غصه هایش نتوانم که شمارش بکنم
    خم شد عالم کمرش از غم عظمای حسن

    پیش چشمان حسن ، مادر او را کشتند
    آه مادر ، شده ورد لب شبهای حسن

    گفت لایوم کیومک ، دم آخر به حسین
    ریخت زینب به هم از ذکر حسین وایِ حسن

    **********************


    بیا تا یک گل عشقی بکاریم 
    اونم حالا که یک ، توراهی داریم 
    بیا تا یک گل عشقی بکاریم
    اونم حالا که یک توراهی داریم
    حالا که هم حسن هست هم حسینم
    بیا تا اسمشو محسن بذاریم
    حالا که دل زِ هر غصه بِکَندیم
    بیا به روی همدیگه بخندیم
    بیا تا هرکی غیر از شادی در زد
    درِ این خونه رو به روش ببندیم
    ولی یک روز تموم میشه خوشیمون
    جلوی خونمون هیزم میارن
    علی رو واسه بیعت به مسجد
    برای عبرت مردم میارن
    دلت میسوزه از تنهایی من
    دلم میسوزه از تنهایی تو
    میدونم خوب نمیتونی ببینی
    بمیرم کم شده بینایی تو
    غم تو دیگه زهرا کرده پیرم
    الهی تو نمیری ، من بمیرم
    همش تو حسرت اینم نشد که
    قلافو آخر از دستش بگیرم
    ***
    الهی هیشکی زندگیش نیفته
    جلوی چشم قوم و خویش نیفته
    الهی صدتا مرد آتیش بگیرن
    ولی یک زن توی آتیش نیفته
    کسی برای تسلیت نیومد
    کسی اینجا به این نیت نیومد
    اگه خودم ندیده بودم اینو
    میگفتم هیچی جمعیت نیومد
    ***
    ولی یک جمعیت ریختند تو خونه
    به هم دوختند زمین و هم زمونه

    حسن زانوی غم بغل گرفته
    حسین داره به زیر لب میخونه 

    فلک دیدی چه خاکی بر سرم کرد
    به طفلی رخت ماتم در برم کرد
    الهی بشکنه دست مغیره
    میان کوچه ها بی مادرم کرد
    ******************

    ۹۷/۱۰/۲۳

    نظرات  (۰)

    هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی