هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی
کانال این وبلاگ
يكشنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۷، ۰۳:۱۹ ب.ظ

نوحه شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها-26

  • ۹ نمایش

  • نوحه شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها-26

    *******************

     میثم مومنی نژاد

    واحد

     

    نوشته ام با خون جگر

    حدیث دل بر دیوار و در

    ای ساحل بحر غم علی

    در خیر و شر با توام علی

    توکعبه من محرمم علی

    ابالحسن یا ابالحسن

    ******

    روحی لروحک الفدا

    نفسی لنفسک الوقا

    اباالحسن یا اباالحسن

    ******

    شکسته روح ستبر تو

    دست تو را بسته صبر تو

    مظلوم من ای امام من

    دیدی به کوچه قیام من

    شکسته شد احترام من

    ابالحسن یا ابالحسن

    ******

    روحی لروحک الفدا

    نفسی لنفسک الوقا

    اباالحسن یا اباالحسن

    ******

    از آتش و کوچه ها بپرس

    از آنکه میزد مرا بپرس

    گناه دخت نبی چه بود

    چرا شده روی او کبود

    حق ذوی القربی این نبود

    ابالحسن یا ابالحسن

    ******

    روحی لروحک الفدا

    نفسی لنفسک الوقا

    اباالحسن یا اباالحسن

     

    دریافت سبک

    *************************
    مرتضی کثیری نژاد

    واحد

     

    وای منو وای منو ، وای من و وای من

    من بودم و میخ در و ، سینه زهرای من

    محکم لگد زدن به در ، با این که می دونستن

    برای وا کردن در ، فاطمه رفت جای من

    نه این که تنها یک نفر زمین خورد

    مادر زمین خورد و پسر زمین خورد

    فضه برا کمک رسید و حیدر

    دو سه قدم مونده به در زمین خورد

    ام ابیها حضرت زهرا

    ******

    افتاده بودم رو زمین، افتادنت رو دیدم

    گلهای برجسته روی ، پیراهنت رو دیدم

    برام سئوال بود که چرا ، دست به کمر راه می ری

    جواب گرفتم وقتی که ، زخم تنت رو دیدم

    غبار غم رو پس بزن برا من

    غمِ تو واسه ی علی زیاده

    یه کم دیگه نفس بزن برا من

    کمِ تو واسه ی علی زیاده

    ام ابیها حضرت زهرا

    ******

    اسما بریز آب روان ، به روی گلبرگ من

    شب فراق فاطمه ، شده شب مرگ من

    پشتم و خالی می کنی ، قوت قلبم زهرا

    خونه خرابم کردی ای ، ملیکه ی ارگ من

    شعله به قلب من زدی و رفتی

    مونده علی و غصه ی جدایی

    ساختی با این همه بدی و رفتی

    سخته بدون تو برام ، خدایی

    ام ابیها حضرت زهرا

    ******

    از فرط گریه شوهرت ، با چشم تار راه می ره

    تو نیستی تو خونه و من ، دلم هزار راه می ره

    روزی سه بار برا نماز ، به سمت مسجد می رم

    قاتل تو جلو چشام روزی سه بار راه می ره

    چادر تو روی چشام می ذارم

    آخ تو رو از من بی گناه گرفتن

    هی غصه روی غصه هام می ذارم

    رفیقمو نیمه ی راه گرفتن

    ام ابیها حضرت زهرا

     

    دریافت سبک

    ************************
    ابوالفضل آلوئیان
    واحد

     

    نیمه ی شبها می‌شنوم ، صدایی عاشقونه

    شکوه به لب داره فقط ، از دست این زمونه

    چند وقتیه مادر ما ، دلش گرفته ای خدا

    شکسته پر با حال زار ، افتاده کنج این سرا

    مادر من جوونه جوونه

    چرا قدش کمونه کمونه

    دستهای ناتوونش بمیرم

    به سمت آسمونه

    ای وایِ من مادر من

    ******

    چه خبره تو کوچمون ، هیزم به دستها اومدن

    به پشت درب خونه ای ، آتیش به هیزما زدن

    آتیش زبونه می‌گیره ، سراغ خونه می‌گیره

    یه نانجیب با لگدش ، در و نشونه می‌گیره

    صدای ناله اومد وای من وای من

    می‌لرزه از دلهره پای من پای من

    مردی میخونه خدا

    میخ در و سینه زهرای من

    ای وایِ من مادر من

     

    دریافت سبک

    *************************
    ابوالفضل آلوئیان

    واحد (سنگین)

     

    باز روضه ی مادر ، روضه ی بال و پر

    دیوار و مسمار و ، کبوتر حیدر

    میون آتیشه مادر مادر

    یاس علی میشه پرپر پرپر

    مَجهُولَةِ قَدراً

    مَخفِیَةِ قبراً

    شَفیعَةَ العُقبی

    یافاطمه زهرا

    ******

    ای علت دنیا ، به زیر دست وپا

    نفس نفس داری ، ناله یا مولا

    انسیه الحورا زهرا زهرا

    بنت نبی الله زهرا زهرا

    مَغصُوبَةِ جَهراً

    مَدفُونَةِ سِراً

    فاطِمَهٌ الزَهرا

    یافاطمه زهرا

     

    دریافت سبک

    ************************
    ابوالفضل آلوئیان

    زمینه

     

    غم داره کعبه

    آتیش و پنبه

    مونده یه گل زیر بارون ضربه

    با بغض و کینه

    سنگ وآیینه

    پروانه و دامی که تو کمینه

    پرپر به پشت در گل پیمبر

    گلبرگ می‌ریزه از یه یاس پرپر

    مادر مادر مادر

    آسمون حالم و ببین 

    وای وای وای

    مادری نقش رو زمین وای

    (وای ، مادر)3 ، یازهرا

    ******

    دستی که سرده

    از کوه درده

    قلبی ترک داره دست نامره

    تاریک و تیره

    دستهای چیره

    با ضربه ای انگاری ماه می‌گیره

    سخته بمونی بین درب و دیوار

    دیوار یه سینه و فشار مسمار

    ای وای ای وای ای وای

    قطره قطره یه رد خون 

    وای وای وای

    تا مسجد با قدی کمون

    وای وای وای

    (وای ، مادر)3 ، یازهرا

     

    دریافت سبک

    *************************
    ایمان مقدم
    واحد

     

    مرد خیبر شکن دست بسته

    حرمت مولا شده شکسته

    مادری روی خاکا نشسته

    مدینه دیگه نداره غیرت ، همه اومدن برای بیعت

    جنس بیعت مگه با هیزمه ، مادری افتاده باز به زحمت

    تو کوچه داد می زد مادر شوهرم رو نبرید

    بس کنید آی نانجیبا رهبرم رو نبرید

    وای دلم

    ******

    شده بسته دو تا دست بابا

    بانویی افتاده روی خاکا

    اومدن اینجا همه تماشا

    هرم آتیش تو صورت می زنه ، دل پریشونِ مادر حسنه

    ناله می زد نزنید نامردا ، این که پشت دره عشق منه

    می خونه زیر لب حیدر همسرم رو نزنید

    جلوی چشمای دختر یاورم رو نزنید

    وای دلم

    ******

    ای خدا دردم و کی می دونه

    مادرم افتاد گوشه ی خونه

    روی میخ در لکه ی خونه

    توی خونمون پر از مردمه ، میون دست همه همیزمه

    مادرم بازم زمین می خوره ، نمی دونم دفعۀ چندمه

    دخترش با گریه داد زد مادرم رو نزنید

    آخرش حسین فریاد زد مادرم رو نزنید

    وای دلم

     

    دریافت سبک

    ************************
    ایمان مقدم
    زمینه

     

    قصه ی کوچه برا شیعه یه رازه

    شیعه با حیدر همیشه سرفرازه

    وقتی که زهرا برا علی زمین خورد

    یعنی ولایت برا همه نیازه

    میگن یه روز مدینه ، یه عده از اراذل

    به پشت در رسیدن

    جلو چشای حیدر ، فاطمه شُ تو کوچه

    به خاک و خون کشیدن

    علی رو بردن ولی اینجوری نمی مونه

    خیلی غریبه کسی قدرش رو نمی دونه

    ******

    یکی برامون داره خبر میاره      خونۀ مولا پر گرد و غباره

    در شکسته افتاده روی زهرا      مادر سادات دیگه رمق نداره

    کی باورش می شد که ، دستای مرتضی رو

    تو کوچه ها ببندن

    به اشک چشم مادر ، به اشک چشم زینب

    نامحرما بخندن

    غمای مادر تو دلامون زده جوونه

    خیلی غریبه کسی قدرش رُ نمی دونه

    ******

    دنبال حیدر داره می گرده زهرا

    با تازیونه افتاده روی خاکا

    چشمای تارش داره بارون می باره

    افتاده تنها به زیر دست و پاها

    اونا که تو مدینه ، از علی غیر خوبی

    چیزی دیگه ندیدن

    اومدن و کربلا ، برای قصد قربت

    حسینُ سر بریدن

    حسینُ کشتن ولی اینجوری نمی مونه

    هنوزم انگار مادرش روضش رو می خونه

     

    دریافت سبک

    **********************

    ۹۷/۱۰/۲۳

    نظرات  (۰)

    هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی