هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی
کانال این وبلاگ
بایگانی
شنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۷، ۰۲:۰۲ ب.ظ

سبک هماهنگ- به زیر نور ماه

  • ۵۰ نمایش
  • سبک هماهنگ- به زیر نور ماه

     

    ابوالفضل آلوئیان- ده شب

     

    زمینه

    مسلم ابن عقیل

     

    به زیر نور ماه

    غریب و حیرونم

    گفتم بیا اما حالا

    خیلی پشیمونم

    جا زدن همه ، کارکوفه بی حیاییه

    این غریب کشا ، رسمشون به بی وفاییه

    اینجا فقط ، دل منه که بدا تو تنگه

    نیایی که ، دست اهل کوفه پره سنگه

    امون امون امون امون از این غریبی

    ******

    تو سینه این مردم

    بغض علی دارن

    گفتند بیا اما حالا

    به فکر دینارند

    حالا که میای ، با خودت بیار چند تا عبا

    میمونی تو با ، پیکری که شد اربا اربا

    پسر عمو ، من کشته داغ کربلاتم

    دلنگرون ، برا معجرای خواهراتم

    امون امون امون امون از این غریبی


    ******************************

    ورود کاروان به کربلا

     

    یه با غبون اومد

    یه روز تو این غربت

    من خاک غم بودم اما

    (حالا شدم تربت)۲

    شاهدم خودم ، باغبون عجب گلایی داشت

    شاهدم خودم ، خواهری رو لب نوایی داشت

    داداش حسین ، من از این دشت بلا میترسم

    بیا بریم ، من از اسم کربلا میترسم

    امون امون امون امون از این غریبی

    ******

    تا آقا میده فرمان

    خیمه ها بشه برپا

    خیمه میزنه غم بین

    دخترای زهرا

    از رو محملا ، تا یه گهواره پایین اومد

    موج غربت و ، هی آب فرا صدا میزد

    میاد روزی ، روزی که تو خیمه قحطه آبه

    اون روزی که ، بخدا روز مرگ ربابه

    امون امون امون امون از این غریبی

     

    ******************************

    حضرت رقیه (س)

     

    دوباره بی تابم

    روخاکا میخوابم

    پیرشدم کجایی بابا

    بیا و دریابم

    میسوزه بابا ، پیکرم سرم چشم ترم

    بین دشمنات ، دست به دست میچرخه معجرم

    نبودی که ، این شامیا مارو کجا آوردن

    عمه نبود ، واسه کنیزی مارو می بردن

    امون امون امون امون از این غریبی

    ******

    به من بگو بابا

    یتیم به کی میگند

    پیش چشم ما تو بازار

    زنا میرقصیدن

    هر کی اومدش ، زد یه تازیونه بیخبر

    هر دفه زدند ، هر بار عمه شد برام سپر

    بابا جونم ، خواب دیدم سرتو رو نیزه بستن

    بیا ببین ، سر منم مثه سرتو شکستن

    امون امون امون امون از این غریبی

     

    ******************************

    طفلان حضرت زینب (س)

     

    غریب و تنهایی

    براتو گریونم

    میدونی که داداش عمری

    من به تو مدیونم

    مدیونم بهت ، روی خواهرو نزن زمین

    مدیونم بهت ، پس بیا کم منو ببین

    بیا ببین ، شوق پرکشیدن و تو نگاشون

    اگه برن ، فدایی تو میشن هر دوتاشون

    امون امون امون امون از این غریبی

    ******

    بیا به این گلهام ، یه بار بده فرصت

    تابرا یه مدت داداش ، نمونی تو غربت

    خون حیدره ، میجوشه میون رگاشون

    تو غریب باشی ، میدونم که سخته براشون

    یه کاری کن ، تو کربلا حاجتمو بگیرم

    بیا نزار ، ببینند روزی و که من اسیرم

    امون امون امون امون از این غریبی

     

    ******************************

    عبدالله ابن الحسن



    نگا کن اشکامو

    تو عموی تنهامو

    نوبتم رسیده عمه

    دیگه نبند رامو

    میبینی چطور ، افتاده روخاک بال و پرش

    جون نداره و ، گرگ ها می ریزند روی سرش

    دارم میام ، عمو نگو سینه سپر نداری

    دارم میام ، عمو نگو دیگه پسر نداری

    امون امون امون امون از این غریبی

    ******

    هنوز توی خیمه

    یه مجتبی داری

    میدونم یه جای خالی

    رو نیزه ها داری

    طاقتم برید ، با پاروی سینه میپرید

    طاقتم برید ، می دیدم که مو تو می کشید

    فدای تو ، هستی من و تموم دنیام

    تو بغلت ، جون میدم عمو به جای بابام

    امون امون امون امون از این غریبی

     

    ******************************

    قاسم ابن الحسن

     

    میون گردو خاک

    شده حنابندون

    می باره نقل سنگ روسر

    بازم مثه بارون

    ولوله شده ، باز بوی حسن داره میاد

    صحرا پر شد از ، خون پیکر تازه دوماد

    میبینه وای ، از میون خیمه ها سکینه اش

    دارن میرن ، اسب ها یکی یکی به روی سینه اش

    امون امون امون امون از این غریبی

    ******

    یه کوچه واکردن

    بالاسر قاسم

    ضربه های خنجر میشینه

    رو پیکر قاسم

    باز یه کوچه و ، پهلویی که میشکنه خدا

    زیر دست و پا ، ناله ای که میزنه صدا

    عمو بیا ، دیگه نفسام شده بریده

    بیا ببین ، عمو قاسمت چه قد کشیده

    امون امون امون امون از این غریبی

     

    ******************************

    حضرت علی اصغر (ع)

     

    بازم شد آوازم

    لالایی گل نازم

    گریه نکن مادر دارم

    خودم رو می بازم

    دست و پا نزن ، قلب مادرت میشه کباب

    لب به هم نزن ، ماهیِ بیرون شده از آب

    می بوسمت ، داری میری و دلم میسوزه

    طاقت بیار ، برا من یه روزشم یه روزه

    امون امون امون امون از این غریبی

    ******

    قنداقش و بست زینب

    سربازم اماده است

    بابا حسینش اومده و

    می گیرتش رو دست

    مضطرب شدم ، پس چرا نرفته اومدی

    بالای سرت ، جون میدن جوابمو ندی

    نگفتی که ، اگه بری مادرت میمیره

    حالا بگو ، کی تو پیری دستامو بگیره

    امون امون امون امون از این غریبی

     

    ******************************

    حضرت علی اکبر (ع)

     

    باهر قدمی بی تو

    دارم میشم مضطر

    تو رفتی و مردم بابا

    بی تو علی اکبر

    ای وجود من بی تو حال من خرابه و

    رفتی تو علی موندن بی تو عذابه و

    داری میری داری میری تو بدون بابا

    داری میری به بابا بگو به جون بابا

    امون امون امون امون از این غریبی

    ******

    صدای اسبارو

    تا که شنیدم من

    نگم کنارت ای پسرم

    چه طوری رسیدم من

    دست و پا نزن حال من بدون تو بده

    می بینم گلم هرکی هرچی داشت به تو زده

    پاشو علی ریشه امید منو کندن

    پاشو علی دارن به گریه هام میخندن

    امون امون امون امون از این غریبی

     

    ******************************

    حضرت عباس (ع)

     

    زیبا گل سرخ

    ام البنین هستی

    بگو چرا پر پر داداش

    روی زمین هستی

    از رو خاک پاشو ، ای که هستی تکیه گاه ما

    اصغرم داره ، جون میده میون خیمه ها

    با خندشون ، دل من و زینب و شکستن

    با ریسمان ، سر تو رو روی نیزه بستن

    امون امون امون امون از این غریبی

    ******

    نا محرما عباس

    به خیمه رو کردن

    پاشو ببین داداش اینجا

    کعب نی آوردن

    ای غیور من ، حرف بزم می شده پاشو

    سهم دخترام ، بی تو کعب نی شده پاشو

    سپاه من ، سخته برام از جا برنخیزی

    بدون تو ، میره دخترم برا کنیزی

    امون امون امون امون از این غریبی

     

    ******************************

    شب عاشورا

     

    همش یه ترس دارم

    فردا بشی پرپر

    ای سر فراز من کاشکی

    نبینمت بی سر

    کاشکی خنجری ، روی حنجرت نیاد حسین

    بین قتلگاه ، کاش که مادرت نیاد حسین

    الهی که ، به زیر سم مرکب نمونی

    الهی که ، بالا نیزه نری قرآن بخونی

    امون امون امون امون از این غریبی

    ******

    شد دیدنی امشب

    حال بنی هاشم

    نجمه میکشه شونه بر

    اون زلف های قاسم

    خیمه ها گرفت ، عطروبوی مادر حسین

    چشم خواهری ، خیره سمت حنجر حسین

    میگه داداش ، نرو دل خواهرت میمیره

    دعایی کن ، از بعد تو زینبت بمیره

    امون امون امون امون از این غریبی

     

    دریافت سبک

    **********************


    نظرات  (۰)

    هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی