هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی
کانال این وبلاگ

نوحه شهادت امام علی علیه السلام-۱۹

*******************

میسوزد اما لیک خاکستر ندارد
حالا زمین گیرست و بال و پر ندارد
افتادن عرش را هیچکس باور ندارد
جز پر زدن فکری دگر در سر ندارد

بابای شهر کوفه روی بسترش بود
چادر نماز فاطمه زیر سرش بود

باران می بارید تنها مرد کوفه 
خیلی مصیبت دید تنها مرد کوفه 
دستش چه می لرزید، تنها مرد کوفه 
با چشم تر می دید تنها مرد کوفه
 
رد طناب مانده روی دستها را
آه از نهاد سینه اش می رفت بالا

میرفت چشمان علی رو به سیاهی
میرفت کوفه بی علی رو به تباهی
میگفت زینب در دلش با سوز و آهی
ای ابن ملجم بشکند دستت الهی ...

سر بند زرد و صورتش همرنگ میشد
خیلی برای فاطمه دلتنگ می شد ...

او روی بستر بود چشمش رنگ باران
چون موی حیدر قلب زینب شد پریشان
در پشت خانه شیر در دست یتیمان
اشکش بروی گونه بغضش بود پنهان

ای کاش می شد خون فرقش بند آید
یا بار دیگر بر لبش لبخند آید ...

علی ... علی ... علی ...

غم از دل بابای مظلومان جدا نیست 
دیگر گدایی با حبیبش هم غذا نیست 
خرمای حیدر سهم شام بچه ها نیست
کوچه دگر با مرد شبها پا به پا نیست

او درد را با قلب خود دمساز کرده 
زخم دلش از فرق او سرباز کرده

وقت وصیت ها شد و میسوخت زینب
 
وقت وصیتها شد و میسوخت زینب 
چشم علی دریا شد و میسوخت زینب 
حرف غم دنیا شد و میسوخت زینب 
زخم به سینه جا شد و میسوخت زینب
 
چشم علی خیره به چشمان ابالفضل 
دست حسینش بود و دستان اباالفضل

زینب همان جا سوخت مادر را صدا کرد 
کربُبلا را دید راهش را رها کرد
می دید کهنه خنجری را که چه ها کرد
چه وحشیانه از قفا سر را جدا کرد
حسین .......

صدا زد علی ... که بیرون برن ...
بمونن کنارم بنی فاطمه ...
فقط این میون کسی که باید
با اینها بمونه علمدارمه ...

اباالفضل من ... علمدار من ...
توان سپاه حسین و حسن ...
بیا مه جبین، کنارم بشین
بده جان بابا یه قولی به من ....

بزار دستاتو، تو دست حسین 
همه هستی توست هست حسین
تو تنهایی اش ... تو اون تشنگی ش
امیدش به دست تو بسته حسین ...

ابالفضل من ... علمدار من ...
امیدم به دست تو پهلوون ....
یادت باشه کار به هرجا رسید
تا آخر کنار حسینم بمون ...

ابالفضل من ... علمدار من ...
نذاری به عشقت جسارت کنند 
نذاری یه وقت تا تو زنده ای 
همین کوفیا خیمه غارت کنند

ابالفضل من ... علمدارمن ...
یادت باشه آب آبروی توه 
یادت باشه که خود فاطمه
در اون لحظه ها روبروی تویه 

حسینم بدون تو اون خاک و خون
تو آتیش به قلب خدا می زنی ...
یه روزی میاد غریب غریب
توی خاک و خون دست و پا میزنی ...

بگو دخترات، محیا بشن ...
که کعبه نی از دشمنا میخورن
تو اون ازدحام میاد خواهرت
سرت رو جلوش از قفا می برن ....

بحق الحسین الهی العفو ..... 
*******************

سی سال غم هایی مگو
چون استخوانی در گلو
چون خار در چشمان او
با روضه ای دشوار بود
یاد خزان و لاله اش
یاد پر و پروانه اش
آتش گرفته خانه اش
یاد در و دیوار بود
یک شهر گرم ائتلاف
با شعله سر گرم ِ طواف
با ضربه هایش با غلاف
قنفذ مگر بیکار بود
 

بر خاک خود را می کشید
از چادرش خون می چکید
لبخند محسن را ندید
تقصیر آن مسمار بود
***
سی سال لب گزیدم و کابوس ِ کوچه ها
لحظه به لحظه بال و پرم را شکسته است
تیغی که بین سجده شکسته سر مرا
قبلاً غلاف او کمرم را شکسته است

*******************

دلم گرفته که امشب است شب شهادت علی
دلم گرفته که امشب است شب شهادت علی
امان ز غربت علی فغان ز هجرت علی
دلم گرفته که امشب است شب شهادت علی
چرا ز سوز درد دل زند به سینه مجتبی
چرا حسین زند به سر کشد فغان وا ابا

رسیده است چه محنتی زینب داغدیده را
که اشک او روان شده به روی صورت علی

دلم گرفته که امشب است شب شهادت علی
سحر بپرس از شفق به خون نشسته ای چرا
زمین مگر چه داده رو زمان چه می شود ترا

چرا نشسته گرد غم به روی جمله ما سوا
مگر خبر رسیده از قتل و مصیبت علی

دلم گرفته که امشب است شب شهادت علی
علی نداشت همدمی که بشنود پیام او
کجا کسی که پی برد به رتبه و مقام او

نموده درد دل به چاه که بوده هم کلام او
آه ز بی یاوری و فغان ز غربت علی

دلم گرفته که امشب است شب شهادت علی
چرا خموش و ساکت است مسجد و خانه ی خدا
نمی رسد ز مأذنه بانگ علی مرتضی

بهت زده سراسر کوفه ی غم گرفته را
مسند عدل خالی از فیض قضاوت علی

دلم گرفته که امشب است شب شهادت علی
به پیشگاه کبریا فتاده در سجود خون
درد دل مبارکش ز جمله دردها فزون

زمزمه زیر لب کند انا الیه الراجعون
اشک یتیم ها سترگ مهر و محبت علی

دلم گرفته که امشب است شب شهادت علی
فزت و رب الکعبه اش بشارت از شهادت است
چهره ی ارغوانیش ز وصل حق حکایت است

وصیتش به مجتبی نشان ز گاه رحلت است
جمال دوست می دهد شفا جراحت علی

دلم گرفته که امشب است شب شهادت علی
خدای من خدای من تو را قسم تو را قسم
به خانه زاده ات علی که زاد و رفت از حرم

نمای حفظ قائد و امام پیر و رهبرم
فزای عمر آن عزیز به حق عزت علی

دلم گرفته که امشب است شب شهادت علی
به لشکر و سپاه حق عنایتت مزید کن
نصیبشان زیارت مرقد آن شهید کن

نام سیه معلمی ز لطف خود سفید کن
به حق جود و رأفت و بخشش و رحمت علی

دلم گرفته که امشب است شب شهادت علی
حاج حبیب الله معلمی

*******************

زمینه

میخوام برم، آخه خیلی تو دنیا تنها شدم

میخوام برم، آخه خیلی خسته از غمها شدم

میخوام برم، آخه خیلی دلتنگ زهرا شدم

سوختم و ساختم، با غم دلدار

سر گذاشتم از، غم روی دیوار

از فراق یار، از فراق یار

دستای خیبر شکنم رو بستن، دم نزدم

غرورمو تو کوچه ها شکستن، دم نزدم

اول زندگی شدم عزادار، دم نزدم

یاسم و با در کوبیدن به دیوار، دم نزدم

دم نزدم، از این قلب خون

دم نزدم، شدم بی سامون

دم نزدم، شدم سرگردون

وای علی، آقام ای آقام

******

داره میاد، به استقبالم زهرا از آسمون

داره میاد، به استقبالم یار قامت کمون

داره میاد، گل یاسم با غنچه ی غرق خون

وا شده فرقم، تا زیر ابرو

شد سرم زخمی، مثل اون پهلو

مثل اون بازو، مثل اون بازو

آتیش آوردن خونه مو سوزوندن، دم نزدم

میون کوچه ها منو کشوندند، دم نزدم

گوله ی آتیش روی چادر افتاد، دم نزدم

لگد زدن فاطمه با سر افتاد، دم نزدم

دم نزدم، دلم تب داره

دم نزدم، شدم آواره

دم نزدم، شدم بیچاره

وای علی، آقام ای آقام

دریافت سبک

************************
زمینه

 

دیگه وقت رفتن اومده، راحت میشم از غمها

دیگه وقت رفتن اومده، میرم کنار زهرا

دیگه وقت رفتن اومده، دنیا برام زندونه

دیگه وقت رفتن اومده، پر میکشم از خونه

وای یه عالمه غم و بلا دیدم

وای غم از غریب و آشنا دیدم

وای من بخدا مردم اونجا که

وای فاطمه رو به زیر پا دیدم

زدم دلمو به دریا میرم دیگه از این دنیا

میرم برای دیدن زهرا

******

دلخسته از این زمونه ام، روزی هزار بار مردم

دلخسته از این زمونه ام، زخم زبونا خوردم

دلخسته از این زمونه ام، از غصه پیرم کردند

دلخسته از این زمونه ام، من و حقیرم کردند

 

وای امام خسته و بی یارم

وای که اشکای بیصدا شد کارم

وای میرم و این سر شکسته م رو

وای روی پای زهرا میزارم

زدم دلمو به دریا میرم دیگه از این دنیا

میرم برای دیدن زهرا

******

دلم تنگه واسه دیدن، شمایل دلدارم

دلم تنگه واسه دیدن، روی کبود یارم

دلم تنگه واسه دیدن، فاطمه ی مظلومم

دلم تنگه واسه دیدن، شیشماهه ی معصومم

وای میرم با این دلی که پر آهه

وای روی لبم یه آه جانکاهه

وای الهی از تبار من دیگه

وای نره رونیزه سر شیشماهه

زدم دلمو به دریا میرم دیگه از این دنیا

میرم برای دیدن زهرا

 

دریافت سبک

*******************
زمزمه

 

دیگه دارم میبندم این چشامو

میرم تاکوفه نشنوه صدامو

حسن بیا اومده وقت رفتن

بکش بسمت قبله دست و پامو

دیگه وقت پرکشیدنم اومد

وقت از قفس پریدنم اومد

ببینید زهرا به دیدنم اومد

امشب دیگه برای من، شب جدایی و غمه

سلام تک تک تونو، میرسونم به فاطمه

******

آروم آروم بارون غم ببارید

یه شاخه یاس روی سینه م بزارید

فقط یه خواهش از شماها دارم

چادر زهرا رو برام بیارید

میخوام این و هر کسی خوب بدونه

بخدا که درد من بی درمونه

قاتل من غم یار جوونه

خوشحالم از اینکه دارم، از عطر یاس خوشبو میشم

باخجالت با فاطمه، دوباره روبرو میشم

 

دریافت سبک

*******************

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی