هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی
کانال این وبلاگ
بایگانی
يكشنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۲۴ ق.ظ

شعر ولادت حضرت امام سجاد علیه السلام۱۳

  • ۹۴ نمایش
  • شعر ولادت حضرت امام سجاد علیه السلام۱۳

    ***************

    ای اهل دعا! روح دعا باد مبارک
    در دیـده تجلای خدا باد مبارک
    این عید مبارک، به شما باد مبارک
    لبخند امـام شهدا بـاد مبـارک
    جان در بدن عالم ایجاد مبارک
    آمد به جهان حضرت سجاد، مبارک
    ای بانوی ایران پسر آورده‌ای امشب
    ای طوبی عصمت ثمر آورده‌ای امشب
    در بیت ولایت قمر آورده‌ای امشب
    الحق که حسینِ دگر آورده‌ای امشب
    بی پـرده ببینید جمـال ازلـی را
    تبریک بگوئید «حسین ابن علی» را
    حجر و حجر و حلّ و مقام و حرم است این
    دریای خروشندۀ جود و کرم است این
    در مجمع خوبان دو عالم، علم است این
    دردانۀ شهبانوی ملک عجم است این
    گردیـد عیـان کوکب اقبـالِ محــمد
    چشم و دلتـان روشن، ای آل محــمد
    این بضعۀ ثارالله و این جان حسین است
    این لالـۀ خنـدان گلستان حسین است
    این آیه بـه آیـه همه قرآن حسین است
    این جان حسین است بـدانید بـدانید!
    قرآن حسین است بخوانیـد بخوانیـد!
    خیزید که از اشک و شعف آینه شوئیم
    چون لالۀ خندان سر هر شاخه بروئیم
    پرواز کنان تـا حرم الله بپـوئـیم
    مانند فرزدق بخروشیم و بگوئـیم
    ریزد بـه ثنایش دُر نـاب از دهن ما
    تا شام شود روز «هشام» از سخن ما
    این است که توحید از او یافت ولادت
    دارد بـه وجودش حـرم الله ارادت
    داده بـه مقامش ز ازل کعبه شهادت
    کردند به مهرش همه حجاج، عبادت
    این سیـد و مولا و امام حرمین است
    این سبط نبی، پور علی، نجلِ حسین است
    این سورۀ قدر و زُمر و یوسف و طاهاست
    این سیـد بطحا پسر سیـد بطحاست
    این نـور دل فاطمـۀ ام‌ابیـهاست
    این نوح و خلیل است و کلیم است، مسیحاست
    رخشنده چراغ دل هر انجمن است این
    سر تـا بـه قدم آینۀ پنج تن است این
    ای یـوسف زهرا شده مبـهوت کمالت!
    ای عرش خدا گوشه‌ای از قصر جلالت!
    یـادآور خُلق نبـوی، خلق و خصالت
    بـا آنکه بـود حلقـۀ زنـجیر مدالت
    با آنکه بـه گردن اثـر سلسله داری
    آقائی و اشراف بـه هر سلسله داری
    غیر از تو که در شام بلا خطبه بخواند
    در حلقۀ زنـجیر، عـدو را بـکشانـد
    در کاخ ستم یکسره آتش بفشاند
    بـر خاک مذلت همگان را بنشاند
    تو صاحبِ فریـادِ تـمامِ شهدایی
    بر جان ستمگر، شرر خشم خدایی
    غیر از تو که در سلسلۀ سخت اسارت
    بـر فرق ستمکار زنـد مشت حقارت؟
    ویـرانـه کند کاخ ستم را بـه اشارت؟
    تـازد بـه سپاه ستم و ظلم و شرارت؟
    در خطبۀ تـو خشم خدای ازلی بـود
    فریاد خروشان خدا صوت علی بـود
    ای سر زده از سینۀ هـر نسل نـدایت
    ای زمزمۀ وحی خداونـد، صدایـت
    اسلام، رهیـنِ نـفسِ روح فزایـت
    در سلسله پیوسته به لب ذکر خدایت
    روزی که نبودی خبری از گِل”میثم
    شد بسته بـه زنجیر ولایت دل”میثم

    غلامرضاسازگار

    ************************

    یکبار دگر گُلبن امید ثمر داد
    دریای کرامت به بشر باز گهر داد
    پایان شب تار ز ره آمد و بر داد
    بر خلق زمین آینۀ نور سحر داد
    عشق آمد و با زمزمۀ شوق و مسرّت
    تا کوی مدینه به همه بال سفر داد
    جبریل به آواز جلی گفت، بیائید
    کامشب به حسین بن علی دوست پسر داد
    در وصف همین غنچۀ زیبای حسینی
    جبریل امین بر همۀ خلق خبرداد
    با سجدۀ خود دم زخدای ازلی زد
    لبخند به لبخند حسین بن علی زد
    امشب شب بشکفتن لب های حسین است
    گلزار جنان محو تماشای حسین است
    گل های بهشتی همه گفتند چه زیباست
    لبخند سروری که به لب های حسین است
    بخشید صفا و طرب و نور به گلزار
    این گل که ز گلخانۀ زیبای حسین است
    تا با نگه خویش کند راز دل ابراز
    پیوسته نگاهش سوی سیمای حسین است
    درفصل شکوفائی خود این گل توحید
    کز گلشن سرسبز و مصفای حسین است
    با سجدۀ خود دم ز خدای ازلی زد
    لبخند به لبخند حسین بن علی زد
    این مهر جهانتاب دعا مهر حبین است
    درچهرۀ نورانی او نور یقین است
    سجاده زند بوسه به پیشانی رازش
    مبهوت دعای سحرش روح الامین است
    قدسی نفسانِ حرم قدس خداوند
    گفتند بهم این گل سجاده نشین است
    هرکس که نظر کرد به رخسارۀ او گفت
    آئینۀ لطف و کرم دوست همین است
    گر غرق در اشراق و ظهور است سماوات
    گر روشن از انوار ولا روی زمین است
    با سجدۀ خود دم ز خدای ازلی زد
    لبخند به لبخند حسین بن علی زد
    اوشد همه شب دیدۀ بیدار مناجات
    زیباست به رخساره اش انوار مناجات
    باسجدۀ طولانی و با حال نیایش
    شد شب همه شب محرم اسرار مناجات
    با جلوۀ پر نور دعاهای صحیفه
    جاوید شده تا ابد آثار مناجات
    هر کس که کند پیروی از سید سجاد
    مست است ز پیمانۀ سرشار مناجات
    با سجده گذاران تو بیا زمزمه سرکن
    کامشب گل بشکفتۀ گلزار مناجات
    با سجدۀ خود دم زخدای ازلی زد
    لبخند به لبخند حسین بن علی زد
    فردوس برین شد حرم سید سجّاد
    جبریل امین شد خدم سید سجّاد
    پیدا کند او سرمۀ بینائی خود را
    سر هر که نهد بر قدم سید سجّاد
    در فصل نیایش ز خداوند طلب کن
    وصل حرم محترم سید سجّاد
    ای سائل و ای تشنۀ دریای محبت
    رو کن به عطا و کرم سید سجّاد
    گل های وفا و طرب و عشق و مسّرت
    گفتند به باغ ارم سید سجّاد
    با سجدۀ خود دم ز خدای ازلی زد
    لبخند به لبخند حسین بن علی زد
    تنها نه همین مصحف ایمان و دعا اوست
    تفسیرگر نهضت خونین بلا اوست
    هرچند مکّدر شده این آینه، اما
    آئینۀ نور سفر کرب وبلا اوست
    ازکرب وبلا تا سفر شام و مدینه
    پیغامبر نهضت خون شهدا اوست
    با اشک به روی پر پروانه نوشتند
    پروانۀ پرسوختۀ شمع هُدا اوست
    امروز «وفائی» همۀ سجده گذاران
    گفتند که دانید چرا عبد خدا اوست
    با سجدۀ خود دم زخدای ازلی زد
    لبخند به لبخند حسین بن علی زد

    سیدهاشم وفایی

    ************************

    میلاد سه نور

    ماه عشق است ماه عشاق است
    ماه دل های مست و مشتاق است
    درِ میخانه‌ی کرم شد باز
    الدخیل، این حریمِ رزاق است
    ریزه خوارش فقط نه اهل زمین
    جرعه نوشش تمام آفاق است
    بی حساب است فضل این ساقی
    شب جود و سخا و انفاق است
    بین دل های بیدلان امشب
    با سر زلف یار میثاق است
    شب زلف مجعدش «والّیل»
    صبح چشمش به عالم اشراق است
    «قبره فی قلوب من والاه»
    حرمش قبله گاه عشاق است
    ماه شعبان رسید! ماه سه ماه
    کربلا می رویم! بسم الله
    السلام ای پناه مُلک و مکان
    در ید قدرتت عنان جهان
    رفته قنداقه ات به عرش خدا
    تشنۀ پای بوسی‌ات همگان
    در طوافت قیامتی شده است
    می ‌رسد هر فرشته با هیجان
    پَر قنداقه تو می‌ بخشد
    پر و بالی به فطرسِ نگران
    از سر زلف عنبر افشانت
    سدره المنتهی گرفته ضمان
    عطر و بوی ملیح پیرهنت
    مانده در خاطر نسیم جنان
    بوسه می چیند از لب تو رسول
    رحمت واسعه گشوده دهان
    از سر انگشت پاک مصطفوی
    جرعه جرعه بنوش شیرۀ جان
    خواند جدت «حسینُ منّی» را
    «
    وَ أنا مِن حسین» را تو بخوان
    با تو جود و شجاعت نبوی‌ست
    ای شکوه حماسه های عیان
    در نمازت شبیه فاطمه ای
    بین میدان علی ست جلوه کنان
    چشم‌های تو مرز خوف و رجاست
    قَهر و مِهر تو آتش است و امان
    رحمت محض! یا ابا الأیتام!
    پدری کن برای عالمیان
    ای که آقائی تو بی حد است
    باز ما را به کربلا برسان
    شب جمعه شمیم سیب حرم
    منتشر می شود کران به کران
    روضه هایت بهشت اهل ولاست
    چشم ما چشمه های کوثر آن
    «وَ مِنَ الماءِ کُلُّ شَیءٍ حَیّ«
    اشک ها از غمت همیشه روان
    السلام ای شهید روز دهم
    السلام ای امام تشنه لبان
    تا ابد در فراز پرچم توست
    خون سرخت همیشه در جَرَیان
    کربلای تو از ازل بوده‌
    مبدأ حرکت زمین و زمان
    شب سوم رسیده‌ای، ای ماه!
    السلام علیک ثارالله

    *****

    السلام ای نگین عرش برین
    ماه بالا بلندِ ام بنین
    گره از گیسوان خود مگشا
    هر سر موی توست حبل متین
    جذبه های نگاه هاشمی ات
    ماه را می کشد به سوی زمین
    عبد صالح! مواسی لله!
    پدر فضل! روح حق و یقین!
    به حضورت گشوده دست، فلک
    به قدوم تو سوده عرش، جبین
    وقت هوهوی ذوالفقار علی ست
    به روی مرکب حماسه نشین
    می شود با اشارۀ‌ تو دو نیم
    هر کسی آید از یسار و یمین
    زینبت «إن یکاد» می خواند
    آسمان محو هیبت تو! ببین
    کاشف الکرب اهل بیت نبی!
    بازوان تواند حصن حصین
    ماه من بازوی رشید تو را
    که برافراشته است بیرق دین
    زده بوسه علی به گریه چنان
    بوسه ها چید از آن حسین چنین
    نقش باب الحوائجی داری
    به روی بازویت شبیه نگین
    سائلان تو بی شمارند و
    گوشه چشمی به ما! بس است همین
    شب جود و کرامت و بذل است
    شب چارم شب اباالفضل است

    *****

    السلام ای حقیقت جاری
    روح تقوا و زهد بیداری
    سید السّاجدین شهر رسول
    عبد مسکین حضرت باری
    روزهایت مجاهدت، ایثار
    نیمه شب هات بخشش و یاری
    در مناجاتت ای صحیفۀ نور
    آیه آیه زبور می باری
    همه مجذوب ربنای تواند
    محو این سیر و این سبکباری
    گوش کن این صدای داوود است
    که به شوق تو می شود قاری
    پا برهنه به حجّ که می آیی
    کعبه را هم به وجد می آری
    در شکوه و حماسه بی مثلی
    خطبه هایت زبانزدند آری
    واژه های تو تیغ برّانند
    ثانی حیدری و کراری
    شام و کوفه به لرزه افتادند
    سرنگون پایۀ ستمکاری
    در مصاف تو سهم دشمن دون
    چیست غیر از مذلت و خواری
    وارث عزت و سخای حسین
    ای که بعد از عمو، علمداری
    به محبان خود نظر فرما
    بیشتر موقع گرفتاری
    رو سیاهی من گذشت از حدّ
    تو برایم مگر کُنی کاری
    در نماز شبت دعایم کن
    تو عزیزی تو آبروداری
    دلم از بند هر غم آزاد است
    شافع من امام سجاد است
    شد روا حاجت همه، ما! نه
    کربلا شد نصیب ما یا نه؟
    رزق شش‌ گوشه می‌ دهند امشب
    کِی شنیده گدا ز آقا: نه
    کربلا رفته در شب جمعه
    می شناسد مگر سر از پا؟ نه
    کربلا می روی بخوان روضه
    روضه های جوان لیلا، نه
    زخم ها التیام پیدا کرد
    زخم فرق دوتای سقا، نه
    التیامِ دمادمِ سیلی
    می دهد فرصت تماشا؟ نه
    از شب خیزران مگر مانده
    لب و دندان برای بابا؟ نه
    زینب است و نوای جان کاهش
    ذکر أین بقیه اللهش

    یوسف رحیمی

    ************************


    موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۰۲
    ذاکر شهید

    امام سجاد (ع) مدح

    نظرات  (۰)

    هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی