هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی
کانال این وبلاگ

اشعار ولادت امام حسین علیه السلام۱۵

************

محمود ژولیده

حمد و شکرِ مزید یکتا را

خالق واهبُ العطایا را

که عطا کرد روزیِ ما را

آفرید آیۀ تولا را

کربلا داد و ذکر مولا را

او بما حِسِ ناطقه داده

رحمه الله واسعه داده

آن خدایی که هل اتا بخشید

چارده بار مصطفا بخشید

عترتِ ختم الانبیا بخشید

مرتضی داد و مجتبی بخشید

او بما شاه کربلا بخشید

آن که مَه پارۀ ولایت شد

صاحب پرچم هدایت شد

کیست مولودِ ماه پاره ، حسین

عرش حق را چو گوشواره ، حسین

آنکه دارد به دل نظاره ، حسین

جبرئیلش کند اشاره ، حسین

نغمه دارد به گاهواره ، حسین

هدیه قبل از ولادتش دادند

وعده های شهادتش دادند

روزی از روزها همین مولود

روی دامان مصطفی خوش بود

بوسه می زد نبی بر او به سُرود

مدح او داشت با سلام و درود

مَلَکِ وحی خواست اِذن ورود

آمد و گفت نزد پیغمبر

می شود کشته این پسر آخر

ای ز حکمت نهاده بر تو خدا

لقب خوبِ سید الشهدا

این تو هستی سفینه السُعدا

ای به راه خدا فنا و خدا

وی ز نسل اَعَزَّکم بِهُداه

بخدا نازنین امامِ منی

آسمانی ترین امامِ منی

ای ز بابا بما تو باباتر

پدر مهربانتر از مادر

مایۀ شادمانی حیدر

علت تشنه کامی کوثر

همۀ دلخوشیِّ پیغمبر

او سراپات از چه می بوسد

جای شمشیر را که می بوسد

ای که بر تو جهان گریسته اند

همه پیغمبران گریسته اند

برتو اهل جنان گریسته اند

همۀ مومنان گریسته اند

اولیا هر زمان گریسته اند

به زبانِ همه سروده شدی

در کتاب خدا ستوده شدی

ای تمام حقیقت قرآن

هم صراط و طریقت قرآن

رمز و راز شریعت قرآن

مدح و وصف و فضیلت قرآن

نام تو هست زینت قرآن

ای تو نزدیکتر ز حبل  ورید

السلام علی الحسین شهید

آمدی کِشتی نجات شوی

خون دهی چشمۀ حیات شوی

جان دهی برگۀ برات شوی

از کرم شافع ممات شوی

مظهر ذات و هم صفات شوی

بخدا راه بندگی با توست

بهترین سبک زندگی با توست

هیچ گه لفظ((من)) نمی گفتی

خطبه نزد حسن نمی گفتی

پیش مولا سخن نمی گفتی

حرفی از پیرهن نمی گفتی

سخنی از کفن نمی گفتی

عاقبت بی کفن شدی آقا

پاره پاره بدن شدی آقا

زیر نیزه به پیکرت چه گذشت

بر سر نیزه بر سرت چه گذشت

زیر خنجر به حنجرت چه گذشت

تَهِ مقتل به خواهرت چه گذشت

به سر و روی دخترت چه گذشت

معجر دخترت کشیده شده

نالۀ مادرت شنیده شده

***********************

محمود ژولیده

ای نور امید یا اباعبدالله

قرآن مجید یا اباعبدالله

با خود خبر شهادتت آوردی

ارباب شهید یا اباعبدالله

***

ای عافیت تمام دنیا دستت

وی عاقبت تمام عقبا دستت

تو زندگی تمام نوکرهایی

پس هر دو جهان شفاعت ما دستت

**********************

از اینجا ۹۷

به جای جای دلم جای پای توست ، حسین

خوشم که حنجره ام نینوای توست ، حسین

 

هزارچشمۀ اشکم مگر دهند به چشم

خدا گواست که وقف عزای توست ، حسین

 

صفا و مرو  و رکن و مقام و کعبۀ من

به کربلات قسم کربلای توست ، حسین

 

به هرزمان که بخوانند نسل ها قرآن

درون حنجره هاشان صدای توست حسین

 

به عالمی درِ دل بسته ام زِ روز ازل

مگر بروی تو این خانه جای توست حسین

 

معمای خون تو را جزء خدا نداند کس

به خون تو که خدا خون بهای توست حسین

 

اگرچه کعبه بُوَد،قبله ام به وقت نماز

دلم به جانب صحن وسرای توست حسین

 

بهشت باد به اهلِ بهشت ارزانی

بهشتِ من حرم باصفای توست حسین

 

زیارت همه پیغمبران زیارتِ حق

زیارتِ سرِ از تن جدای توست حسین

 

تو آن صحیفۀ  صد پارۀ ورق ورقی

که زخمهای تنت آیه های توست حسین

 

قرآن تو آن صحیفۀ  صد پارۀ ورق ورقی

که زخمهای تنت آیه های توست حسین

*******************

حسن لطفی

هرچه بادا باد اما عشق باد

عشق بادا عشق بادا عشق باد

جوهر این عاشقی‌ها عشق باد

کارِ دنیا کارِ فردا عشق باد

عقل رفت وگفت تنها عشق باد

 

عین و شین و قاف یعنی جان حسین

عشق یعنی جان سَنَ قربان حسین

 

عشق حسی زیرِ باران خداست

"عشق اسطرلاب مردان خداست"۱

اولین ابیات دیوانِ خداست

عشق آری شورِ طوفان خداست

حا و سین و یا و نون جان خداست

 

ای ظهورِ ذات بی پایان حسین

جانِ ما ای جان سن قربان حسین

 

"عشق یعنی جلوه‌ای در آبگین"۲

عشق یعنی دست حق در آستین

عشق یعنی عقل اما با یقین

عشق یعنی نیست غیر از او همین

عشق یعنی یا امیرالمومنین

 

یا علی گفتیم و بعداز آن حسین

جان ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

اینهمه غارتگری‌ها را ببین

از دلِ ما دلبری‌ها را ببین

زیر پایت پادری‌ها را ببین

شور و شوقِ نوکری‌ها را ببین

یا حسینِ آذری‌ها را ببین

 

سالدی قَلبیم د َعجب طوفان حسین

جان ما ای جان سن قربان حسین

 

ما خرابیم و شراب آلوده‌ایم

تربتت خورده تراب آلوده‌ایم

خواب تو دیدیم و خواب آلوده‌ایم

ما به این احساس ناب آلوده‌ایم

ما به نور آفتاب آلوده‌ایم

 

دست ما بادا بر آن دامان حسین

جان ما ای جان سن قربان حسین

 

روز اول که دلم را ساختند

با همین دلها حرم را ساختند

بعد آن شادی و غم را ساختند

از نوکِ مژگان قلم را ساختند

نقش شد نامت عَلَم را ساختند

 

نعره زد میرِ علمداران حسین

جان ما ای جان سن قربان حسین

 

تو حسینی و سلامت شد حسن

خوش بحالت که امامت شد حسن

آمدی و همکلامت شد حسن

آفتاب رویِ بامت شد حسن

استلامت احترامت شد حسن

 

"شد حسن با هیبتت حیران حسین"۳

جان ما ای جان سن قربان حسین

 

نام آقازاده هایت تا علی است

با همین سه کارهامان با علی است

یادمان دادی فقط آقا علی است

با شما شیرینی دنیا علی است

یاعلی و یاعلی و یاعلی است

 

گفت ایوان نجف : سلطان حسین

جان ما ای جان سن قربان حسین

 

مادرم من را به دستش تا گرفت

ماجرای ما همانجا پا گرفت

کربلایت در دلِ ما جا گرفت

کار عشق و عاشقی بالا گرفت

دست ما را حضرت زهرا گرفت

 

درحرم گفتیم آقا جان حسین

جان ما ای جان سن قربان حسین

 

ای دل از این زخم پنهانی بخوان

چند بیت عمان سامانی بخوان

یاد زینب از پریشانی بخوان

از وداعی سخت بارانی بخوان

رفت پیراهن ، زِ عریانی بخوان

 

من کی‌اَم عمان بی سامان حسین

جان من ای جان سن قربان حسین

 

"خواهرش بر سینه و بر سر زنان

رفت تا گیرد برادر را عنان

در قفای شاه رفتی هر زمان

بانگِ مَهلاً مَهلَنَش بر آسمان

اهل دل را آتش اندر جان زنان"۴

 

بی تو ای وای من و طفلان حسین

صبر کن ای جان سن قربان حسین

 

۱.تضمینی از مولوی

۲.اشاره ای به آیه مبارکه نور

۳.حدیثی از امام مجتبی علیه السلام

۴.ابیاتی از گنجینه ی اسرار عمان سامانی

حسن لطفی

*******************

محمد جواد شیرازی

حال ما را گاه گاهی باده می ریزد به هم

گاه گاهی تربت سجاده می ریزد به هم

 

هر کجایی می رسم می گویم از آقایی اش

عالمی را عبد نوکر زاده می ریزد به هم

 

در گذرگاهش کمی پیراهنش خاکی شده

عابران را عطر سیب جاده می ریزد به هم

 

گاه از بس که سرم را سوی پایش می کشم

حلقه های دور این قلاده می ریزد به هم

 

در رحِم از بس انا العطشان انا المظلوم گفت

مادرش را روضه های ساده می ریزد به هم

 

از غم زهرا دل احمد، دل حیدر گرفت

از غمش هر عاشق دل داده می ریزد به هم

 

نیمه شعبان... کربلا... من را نینداز از قلم

مجلسی را از قلم افتاده می ریزد به هم

 

راهی ام کن از نجف با عطر سیب کربلا

سوی وادی جنون، صحن غریب کربلا

 

پشت درب خانه ات سر می زنم تا وقت هست

سر به میخانه مکرر می زنم تا وقت هست

 

با پر و بال شکسته روی خاک افتاده ام

دور این گهواره پر پر می زنم تا وقت هست

 

من حسینی هستم و بر سینه ام در هر کجا

مهر و سنگ عشق دلبر می زنم تا وقت هست

 

نان نمی خواهم خودت از پشت در بیرون بیا

بی حیایم پشت هم در می زنم تا وقت هست

 

این بزرگی های تو من را موحد کرده است

حرف از "اللهُ اکبر" می زنم تا وقت هست

 

تا سحر بر عاشقانت جام کوثر می دهند

پس شراب از جام کوثر می زنم تا وقت هست

 

تا که بر حال من هجران زده رحمی کنی

به جنون خود را من آخر می زنم تا وقت هست

 

روسیاهم، پستم و بی ارزشم ای پادشاه

می نشینم پشت این خانه به امید نگاه

محمد جواد شیرازی

******************

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی