هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی
کانال این وبلاگ

اشعار ولادت امام علی علیه السلام۳۲

×××××××××××××××××××

زبان قلم شد و دل صفحه ایی ز دفتر شد
فضای دور و برم گوییا معطر شد

 تفضلی زخدا بود و سوی من آمد
لبان من متنعم به نام حیدر شد

 مرا کجا غزل از شاه لا فتی گفتن
از آن امام همامی که عشق داور شد

 برای مدح علی پای شعر من لنگ ست
کسی که مادح او مصطفی مکرر شد

 سرود ختم رسولان علی و انفسنا
پیمبری که جهان از رخش منور شد

 کنار واژه ی زهرا علی چه جلوه گرست
به اذن حضرت حق اینچنین مقدر شد

 میان طالع زهرا خدا علی به نوشت
نگار ختم رسل تکیه گاه صفدر شد

 علی مدال ولایت به گردنش افتاد
همینکه سائل انگشترش مفخر شد

 مثال شیر خداوند علی کجا باشد
که خرد طایفه اش چون علی اصغر شد

 میان خلقت خود پهلوان خدا کم داشت

 علی که آمد و راحت خدای منذر شد

 زمین ز شور نبردش به لرزه می افتاد
همین که گویی برپا زمان محشر شد

 زدرب قلعه ببین قدرت یدالله را
که کنده گشت و علی پهلوان خیبر شد

 چه ضربه ای!که شد افضل عبادت الثقلین

 چه ضربتی که دونیم جسم خصم کافر شد

 علی برنده شدو نقطه نقطه ارض و سما

 پر از نوای خوش کردگار اکبر شد

 غلام درگه یار از قدیم الایامیم
عیارمان به خدا عشق آن مطهر شد

 بهشت حضرت حق خانه ی بزرگان است

علی که بود و که نامش کلید این در شد

 هرآنکه نوکر این خانواده شد آری
عزیز هر دو جهان چون جناب قنبر شد

 ره علی و خدا یک رهست قسم بر حق

لعین شد آنکه علی را همیشه منکر شد

رضا آهی

×××××××××××××××××××

دست بالای دست حیدر نیست
مثل و مانند شاه خیبر نیست

او فقط لایق امیری هست
هر کسی که امیر و رهبر نیست

 

نظر سائلان همه این است
از علی هیچ کس سخی تر نیست

همه ی خلق نوکرش هستند
ولی یک تن مثال قنبر نیست

هم امام است و هم نبیُ الله
چه کسی گفته او پیمبر نیست

از زمین تا به آسمان فرق است
آب زمزم که آب کوثر نیست

هر چه گل هست در تمام جهان
بی ولای علی معطر نیست

پشت حیدر به فاطمه گرم است
بیخودی او دلیر و صفدر نیست

ابراهیم لآلی

 ×××××××××××××××××××

یا هو العالی و هو الأعلی
یا هو الطالب و هو الغالب
همه عالم چو مستحباتند
و فقط عشق مرتضی واجب
تو دلیل سجود بر آدم
تو گلستان نار نمرودی
تو نگهدار کشتی نوحی
همه جا یار انبیاء بودی
بهر تو چاک زد گریبان را
کعبه هم گشته منجلی با عشق
در لغت معنی تو را دیدم
مترادف شده علی با عشق
نَزِّلونا عَنِ الرُّبوبِیِّه
پس علی را خدا نمی دانیم
چون که در ذات حق شده ممسوس
از خدا هم جدا نمی دانیم
گر مرکب شوند دریا ها
برگ گل ها همه ورق بشود
گر به وصف علی نشیند خلق
حق عین علی ادا نشود
روز روز کمال دین خداست
مرتضی تا به عرش اعلا رفت
منبری از جهاز اشتر نه
که ز بال فرشته بالا رفت
نور خورشید هم دگر پیش
نور پیشانی تو گم شده است
چونکه عکس تو در غدیر افتاد
نام برکه غدیر خم شده است
دست خود را نبی گرفته به دست
همه محو کلام شیوایش:
هر که مولای او منم داند
بعد من این علیست مولایش
نور پیغمبر و علی یک نور
او نبی و علی ولی بوده
این میان هیچ کس نفهمیده ست
که محــمد خود علی بوده
علیرضا اسحاقیان

×××××××××××××××××××

ما نوکران نوکر سلمان و قنبریم
از شیعیان صادق آل پیمبریم

شکر خدا که فاطمه ما را خریده است
شکر خدا که گرد و غباری بر این دریم

هستیم منتصب به غلامی بوتراب
با این حساب از ملکان نیز برتریم

با دشمنان حیدر کرّار دشمنیم
با دوستان شاه نجف هم برادریم

مانند کوه پشت علی ایستاده ایم
در پای عشق شیر خدا چون اباذریم

در روز حشر هم همگی سر خوشیم چون
تحت لوای حضرت زهرا و حیدریم

زهرا دعا نموده اگر سینه زن شدیم
پس تا ابد غلام و بدهکار مادریم

تا آخرین نفس به همین روضه ها قسم
گریه کنان ماتم سلطان بی سریم

ابراهیم لآلی

 ×××××××××××××××××××

مست از سبوی دلبرم، از این چه بهتر!
سرخوش ز جام کوثرم، از این چه بهتر!

چیزی ندارم محضر حیدر بیارم
غیر از دو چشمان ترم، از این چه بهتر!

از اول عمرم عبای وصله دارش
سایه کشیده بر سرم، از این چه بهتر!

مِهر علی شد مُهر تأییدی برای
دامان پاک مادرم، از این چه بهتر!

قنبر غلام حضرت پروردگار و...
...
من هم غلام قنبرم، از این چه بهتر!

پوزه کشیدن بر درش چیز کمی نیست
کلب سرای حیدرم، از این چه بهتر!

من را نگاه فاطمه عبد علی کرد
با لطف زهرا نوکرم، از این چه بهتر!

وقت سحر با "یا علی" در سجده هایم
از رب خود دل می برم، از این چه بهتر!

او فاتح قلب من است و من اسیرِ
زلف امیر خیبرم، از این چه بهتر!

وقتی قسیم النار و الجنة علی شد
مشتاق روز کیفرم، از این چه بهتر!

هجر نجف خاک غریبی بر سرم کرد
در به درم...غم می خرم، از این چه بهتر!

مرد است و قولش، او خودش گفته می آید...
...
در لحظه های آخرم، از این چه بهتر!

علی سپهری

 ×××××××××××××××××××

ای کرامت جرعه نوش هل اتایت یا علی
ای جوانمردی رهین لا فتایت یا علی

شرح احسانت به مسکین و یتیم و بر اسیر
قدسیان را کرده مات هل اتایت یا علی

مستمند دست لطف و بخششت هفت آسمان
صد هزاران حاتم طایی گدایت یا علی

قلب تو معنای بیت الله اعظم از ازل
کعبه ی سنگی بود قبله نمایت یا علی

جای پای تو قدم هر که زند سوی خداست
بوسه دارد عرش حق بر خاک پایت یا علی

تو صراط المستقیمی و مسیر قرب حق
دین احمد معنی حب و ولایت یا علی

بوده ای اول وصی و یار و پرچمدار او
تا ابد بر پاست در دل ها لوایت یا علی

آسمان سر خم کند بر پایت ای والا مقام
رب اعلی چون که فرموده ثنایت یا علی

معنی معراج اهل آسمان دیدار توست
کم بود هر دو جهان بر رو نمایت یا علی

در شب معراج پیغمبر شدی همراه او
خورده روی شانه اش دست صفایت یا علی

آن چنان صوت رسایت جان فزا و دل رباست
که سخن گفته خدا هم با صدایت یا علی

تو ولی اللهی و رخسار تو وجه الله است
جنت الاعلی بود بیت و سرایت یا علی

شاخ طوبی در حیات خانه ات ریشه زده
باغ فردوس است کوی دلگشایت یا علی

نام کوی تو به لب آمد دل هستی شکست
کوچه ی دل ها شده بیت العزایت یا علی

در میان کوچه ای که یارت افتاده به خاک
حوری انسیه ای شد مبتلایت یا علی

غصه ی غصب فدک یا قصه ی زخم و نمک
زاین ستم ها شد فلک نوحه سرایت یا علی

قامت یار کمان گردیده ز آن رو که به جان
می کشد بار غریبی را به جایت یا علی

سر فرازانه سخن از حق تو گوید به لب
خطبه می خواند به مسجد از برایت یا علی

از نفیر آه او لرزد ستون عرش هم
چون که می نالد برای غصه هایت یا علی

زیر و رو می شد جهان با ناله های فاطمه
گر نمی آمد به منع او صلایت یا علی

در هجوم خانه هم او یک تنه شد یاورت
تا کند از حلقه ی دشمن رهایت یا علی

گر نمی آمد مغیره یاری قنفذ کند
تا به خانه برده بود آن آشنایت یا علی

نه فقط در بین کوچه بلکه در کاشانه هم
در پس دیوار و در می زد ندایت یا علی

پیش چشمانت اگر چه همسرت را می زدند
لب فرو بستی به امر مقتدایت یا علی

گر چه بودی فاتح خیبر نکردی کارزار
تا بماند دین و نام مصطفایت یا علی

تو چنان والا مقامی که کسی چون فاطمه
کرده بی چون و چرا جان را فدایت یا علی

محــمد مبشری

 ×××××××××××××××××××

حکم تقدیر بر این است که حیدر باشی
جانشین خلف شخص پیمبر باشی

نام زیبای تو بر سر در دل حک شده است
تا پناه دل غمدیده ی نوکر باشی


دست خالی نرود بنده ای از این درگاه
تا زمانی که شما صاحب این در باشی

انبیا محو کلام شرر انگیز تواند
لحظه ای را که شما بر سر منبر باشی

اسداالله شدی در دل میدان نبرد
فاتح مقتدر عرصه ی خیبر باشی

مادرت بود تو را حضرت حیدر نامید
تا که در حادثه ها شیر دلاور باشی

شیعه ی تو به خدا سمت جهنم نرود
در همان روز که تو شافع محشر باشی

آفریدند تو را تا که در این چرخ کبود
همسر کوثر و هم ساقی کوثر باشی

سنگفرش حرمت راه بهشت است علی
حق به روی دل هر شیعه نوشته ست علی

اسماعیل شبرنگ

×××××××××××××××××××

ذکر علو عالی اعلا بود علی
وجه خدای والی والا بود علی

بیش از همه شناسد اگر راه آسمان
زیباترین نشانه ز بالا بود علی


با آن همه کمال و مقام از خدای عشق
زخمی طعن مردم دنیا بود علی

در کوفه و مدینه کسی یاریش نکرد
سردار بی سپاه و توانا بود علی
 
تنها کسی که یاری او کرده فاطمه ست
از بس غریب و وارث طاها بود علی
 
از چاه کوفه حال غریبی او بپرس
تا گویدت چگونه به نجوا بود علی

صدها سلام او که جوابی به خود ندید
بوده نشان این که چه تنها بود علی
 
فزت و رب او ز رهایی نشانه داشت
یعنی که سوی جنت اعلی بود علی

قلبش مدینه بود و سرش زخم کوفه دید
یعنی که کشته ی غم آن جا بود علی
 
بر قلب من که ذکر علی نقش بسته است
تنها صدای سینه ی شیدا بود علی

گر سینه را شکافی و قلبم کنی نظر
با هر تپش ندای دل ما بود علی

محــمد مبشری

 ×××××××××××××××××××

شکر خدا که حبِّ علی در وجود ماست
درباره ی علی همه گفت و شنود ماست

ما با علی سلوکِ الی الله می کنیم
اصلاً علی علیست که سِیر صعود ماست


ذکرش عبادت است بسانِ نمازِ فرض
حیدر ، اذان ، اقامه ، تشهد ، سجود ماست

حصن حصین ماست ، امان و امین ماست
رمز قیام ماست دلیل قعود ماست

حب علی جواز صراط است روز حشر
محشر نهایتاً همه جایش به سود ماست

هر کس دلش به عشق کسی وصله می خورد
این عشق حیدر است که در تار و پود ماست

محشر قیامتی است جلوی درِ بهشت
این یا علی علیست که رمز ورود ماست

نام امیر را همه جا ، جار می زنیم
شاه نجف تمامیِ بود و نبود ماست

مهدی مقیمی

×××××××××××××××××××

زندگی بی مهر تو معنا ندارد یاعلی

بندگی بی حبّ تو امضا ندارد یاعلی

در نمازی که اذان آن تهی از نام توست

غیر شیطان منزل و مأوی ندارد یاعلی

بی تولای تو روزه زحمتی بی فایده است

روزه بی تو باطل است، اما... ندارد یاعلی

«لا یَزیدُ الظّالمین الا خَسارا» می شود

ختم قرآنی که نورت را ندارد یاعلی

بی تو این قرآن به سرها نیست غیر از دردسر

این عبادت توشه در عقبا ندارد یاعلی

لیلة القدر بدون درک قدر فاطمه

در مفاتیح خدا احیا ندارد یاعلی

محسنش را داده جان خویش راهم می دهد

چیزی از این بیشتر زهرا ندارد یاعلی

در چرا با زور وا شد، پهلوی زهرا شکست

درب این خانه مگر لولا ندارد یاعلی

امیر عظیمی

 ×××××××××××××××××××

رسیده اند سه تایی سرِ قرار نجف
پیمبر و اسد الله و کردگار نجف

کنار حضرت ایوان سر مزارِ علی
خدا گذاشته با جسم خود قرار نجف


که زیر پیرهنش عرش می شود معلوم
اگر ز جا برود لحظه ای کنار نجف

خدا برای نبی ریخت در علی مِی را
علی پیاله ی حق گشت و شد خُمار نجف

هزار راه برای رسیدن است به حق
که مقصد همگی گشته هر هزار نجف

بهشت واقعی است و به خاطر اغیار
به گرد و خاک خودش کرده استتار نجف

نبی و جلَ جَلاله خدا و فاطمه را
نوشته اند ملائک به اختصار نجف

چهار چوب علی دوستان عالم شد
ابوتراب، درِ قَلعه، ذوالفَقار، نجف

برای نام علی اکبر و علی اصغر
دوبار کرببلا گریه کن سه بار نجف

کسی که مست علی گشت اینچنین برود
کِشان کِشان به بهشت و به اختیار نَجَفْ

مهدی رحیمی زمستان

×××××××××××××××××××

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی