هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی
کانال های این وبلاگ
    
پنجشنبه, ۹ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۵۱ ق.ظ

اشعار ولادت امام علی علیه السلام۳۰

  • ۱۶ نمایش
  • اشعار ولادت امام علی علیه السلام۳۰

    ×××××××××××××××××××

    قلم به دست بگیرید و واژه ها بنویسید
    برای خلق بیایید از خدا بنویسید
    به عشق نقطه ی منقوش زیر با بنویسید
    به جای واژه ی معشوق، مرتضی بنویسید

     
    به سرسرای خداوند سر بریده بمانید
    علی علی بنویسید و سر ز ما بستانید

    کجاست مثل علی در نقوش عشق مصور
    علی است مصدر طاهر علی است آب مطهر
    علی است شمس فروزان علی است ماه منور
    علی است همسر زهرا علی است ساقی کوثر

    علی است عالی و اعلا ، علی است عرش معلا
    علی است والی و والا ، علی حقیقت عقبی

    به حکم عشق ، علی حاکم است و ما همه بنده
    ز مهر او شود آرام و رام شیر درنده
    به طاق عرش رسیده ز خاک پای غلامش
    همان ملک که به اوج سعادت است پرنده

    علی است تیغ برنده که در نیام حقیقت
    سر از شقیق شکست و به شیعه داد طریقت

    همان علی که به ید تیغ ذوالفقار گرفته
    کی از تلاطم دست گدا ، قرار گرفته
    همان علی که ز سردار ، سر به دار گرفته
    به ذکر یا رب خود خواب از مدار گرفته

    و این علی است که زهرا به عشق ماه منیرش
    میان آن در و دیوار ماند طفل صغیرش

    میان مسجد کوفه علی است غرق مناجات
    علی است مغز عوالم، و اوست محیی اموات
    هزار مرتبه دیدم کتاب حق خدا را
    قسم به عزت قرآن به دست اوست امورات

    قسم به شیون زهرا ، که حق محض، علی بود
    و با هزار ادله ، علی امام و ولی بود

    علی، کرامت نفس است و ما چو گرد و غبارش
    هزار مرد حقیقت فدای ایل و تبارش
    نگارخانه ی جنت به یوسفش که ننازد
    بنازد او به علی و به آن دو چشم خمارش

    قسم به پیچش مویش که آبروی جنان است
    رسالت نبوی بی ولاش در نقصان است

    و خاک بر سر عالم تو را اگر نشناسد
    و نادم است هر آنکس که قدر زر نشناسد
    میان دست تو این دل اگر چو دایره افتد
    به مستطیل در آید دگر وتر نشناسد

    میان جمجمه جامی ز معنی تو بنوشم
    ز جام جاری جان جوی جاودانه به هوشم
    جعفر ابوالفتحی

     ×××××××××××××××××××

    شب عاشقانگی است و من شده ام گدای تو یاعلی
    به امید آن که صدای من برسد به اهل سما علی
    چه کنم اگر که در آن میان نرسد صدا به صدا علی؟
    تو که‌ای که نام بلند تو به خدا رسانده مرا علی؟
    به خدا که با تو رسیده ام به زلال ذات خدا علی

    تو که‌ای که فراتری از مکان و چنین گذشته‌ای از زمان؟
    تو که‌ای که از تقید تن، زده پل به مرکز بی کران؟
    تو همان که در تو به حیرتم، تو همان که إنس و فرشتگان
    تو همان که درک اهل جهان شده در صفات تو ناتوان
    تو همان که قبله‌ی اهل دل، تو همان که قبله نما علی

    نه عجب که درّ نجف شود قطرات اشک زلال تو
    ظلمات بود و تو آمدی، «کَشَفَ الدّجی» به جمال تو
    تو محــمدی و به این سبب «بَلَغَ العُلی» به کمال تو
    حسنی و حسین و فاطمه، «حَسُنَت جمیع خصال» تو
    صلوات بر تو و آل تو، همه وقت، در همه جا علی

    تو چگونه آمده‌ای بگو که نه حاضری و نه غایبی؟!
    چه بگویم از جلوات تو، تو که جلوه گاه عجایبی ...
    تو ابوتراب و ابوالیمی و طلوع کل مطالبی
    پدر مکرّم زینبی و شریک هرچه مصائبی
    برسان مرا به جوار خود، پس از آن به کرب‌و‌بلا علی

    به خدا قسم که بدون تو همه جا همیشه مشوّشم
    به بهشت بی تو نمی‌روم که بدون تو پُر آتشم
    نخورم می از خُم دیگران که خمار کوثر بی غشم
    به کدام شیوه بیان کنم که چه می کشم که چه می‌کشم؟!
    نفسی اگر نظر نکنی به گدای بی سر و پا علی

    چه خوش است در تصور من که تو «نون» بین «لـنـا» شوی
    چه خوش است ای شه لافتی که شکوه نقطه با شوی
    تو رسیده ای به وصال حق که امیر هر دو سرا شوی
    همه ترس من بود از همین که خدا نکرده خدا شوی
    شده ذکر هر شب قدر من «بِکَ یاعلی بِکَ یا علی

    نه فرشته‌ای و نه آدمی، تو فقط تجلّی ایزدی
    تو نگین حلقه‌ی انبیا و شکوه حضرت سرمدی
    چه در آسمان و چه در زمین تو سرآمدی، تو زبانزدی
    تو عزیز خانه‌ی فاطمه، تو عزیز جان محــمدی
    و تویی که وقت مباهله شده شرح «أنفسنا» علی

    که علیست «یَحکُمُ ما یُرید»، علیست «یُثبِت ما یشاء
    که علیست کُنه سوره «روم» و علیست معنی «هَل أتی
    که علیست «مُنتَهِیُ الهِمَم»، که علیست سایه‌ی ماسوا
    که علیست سعی به سوی حق و علیست مروه‌ی با صفا
    نشود قبول حج کسی به خدا بدون ولا علی

    به خدا به اذن خدا فقط ابدی شدی، ازلی شدی
    و به کام مردم میکده می ناب لم یزلی شدی
    ملکوت نابِ غزل شد و تو در آن عجب غزلی شدی
    خبری رسید و در آن خبر تو فقط امیر و علی شدی
    لِتُرابِ مَقدَمِکَ الفِدا دل و جان عاشق ما علی

    بنشین دوباره رجز بخوان که زمان کف زدن آمده
    در قلعه‌ای که تو کنده ای ز هراس در سخن آمده
    بروید از سر راه او که امیر بت شکن آمده
    چه بد است عاقبت کسی که به جنگ تن به تن آمده
    به سپاهیان و یلان بگو بدهند آب طلا علی

    شده اند در مقابل تو همه شیرِ بی سر و یال و دُم
    همه گفته اند و شنیده ام که شدند «مُعتَرِفٌ بِکُم
    نگران آن همه «مرحبم» که فرار کرده و گشته گم
    دل بی قرار و هوایی‌ام شده رهسپار غدیر خُم
    به چهارده خُم می قسم احدی نرسیده تا علی

    اسداللها، اذن اللها، به شب بلند عبادتت
    به کدام رتبه رسیده ای که خداست شاهد رتبتت
    به نجف رسیده مسافری که رسد به فیض زیارتت
    به عنایتت به کرامتت به محبتت به شفاعتت
    تو بگو به غیر حریم تو به کجا رود به کجا علی؟

    همه شب نشسته خیال تو سر راه من، سر راه من
    چه شود اگر که نگاه تو برسد شبی به نگاه من
    به دو چشم غرق خیانتم، به دو چشم غرق گناه من
    و تو ای سپیده نظر کنی به من و به روی سیاه من
    چه غم از عذاب خدا اگر که تویی شفیع جزا علی

    ثقلین مدح دو چشم تو شده روشنایی دفترم
    که علیست ذکر مداومم، صلوات قند مکرّرم
    به جهان مرید ابوذرم، مدیون مالک أشترم
    نروم به زیر بیرق کس که غلام خادم قنبرم
    همه عمر بنده‌ی حیدرم به حقیقت «إنّما» علی
    احمد علوی
     
    ×××××××××××××××××××

    ز کار حضرت حیدر کسی سر در نیاورده
    و بهتر از علی(ع)، اعجاز ، پیغمبر نیاورده

    بلی روح الامین پر برده تا معراج معنایش
    ولیکن موقع برگشت با خود پر نیاورده

    از آنکه یآفته حق را ، سوالی کن بگو آیا
    ز خاک زیر پای نوکر قنبر نیاورده؟

    به مسجد در رکوع خود برای یاری سایل
    به جز حیدر کس انگشتر ز دستش در نیاورد

    ای آنکه منکر اویی ، ببین ام القرا قرآن
    چنان حیدر بر آیات خودش زیور نیاورده

    دلیل کار، تشخیص منافق از مسلمان است
    که خالق در کتابش نامی از حیدر نیاورده

    علی همکفو زهرا بود و غیر از نفس پیغمبر
    برای هیچ انسانی نبی دختر نیاورده

    نبی از بهر لعن قوم نصرانی به همراهش
    به جز "سبطین" و "زهرا" و "علی" لشکر نیاورده

    هر آنکه با علی در سر خیال جنگ پرورده
    اگر با سر به میدان رفته با خود سر نیاورده

    اگر آورده سر را، زیر آن پیکر نیاورده
    کسی از ذوالفقارش تیغ بران تر نیاورده

    به جز پیغمبر و خالق، رسول الله ، فرموده:
    ز کار حضرت حیدر کسی سر در نیاورده

     جعفر ابوالفتحی

     ×××××××××××××××××××

    هم دلبر و دلاور و دلدار مرتضی

    هم سرور و سر آمد و سردار مرتضی

    هم دیده ایست در و گهر بار مرتضی

    هم سینه ایست مخزن الاسرار مرتضی

    جان ِ گرو گذاشته در لیلت المبیت

    دلواپسیِ امنیت ِ غار مرتضی

    در سجده هاش گفته انا عبدک الذلیل

    در جنگهاش صفدر و قهار مرتضی

    هر جا که ایستاده چه سجاده و چه جنگ

    دارد به بندگی تو اصرار مرتضی

    انگار کار کرده ترازو تراز تر

    وقتی گذشته از سر بازار مرتضی

    هر جا گره به کار می افتاد ، جبرییل

    میگفت یا محــمد ، بگذار مرتضی...

    دیوارِ دینِ حق و درِ شهرِ علم بود

    اما چه دید از در و دیوار مرتضی؟

    در کربلا به هر طرفی میکنم نگاه

    جعفر علیست ،عون و علمدار مرتضی

    زیبایی خدا به هر طرفی جلوه میکند

    تکرار توست حیدر کرار ، مرتضی

    محــمد خادم

     ×××××××××××××××××××

    علی کیست ، ذوالفَضلِ وَالاِمتنان

    علی کیست ، ذوالحِکمةِ وَالبَیان

    علی کیست ،آیینة ذوالجلال

    علی کیست ،ذوالرَأفةِ و اَلامان

    علی کیست،گو : اَحسنُ الخالقین

    به او نام داده چنین ، مستعان

    علی کیست ، معنای توحیدِ محض

    علی کیست ،مسجودِ روح و روان

    علی کیست ،اَسماءِ حُسنای حق

    علی کیست ،الله را ترجمان

    علی کیست ،از « وَجهُ رَبِک » بپرس

    همه  فانی اَند و  علی جاودان

    علی کیست ،دانای لوح و قلم

    علی کیست ،اَسرارِ گَنجِ نهان

    علی کیست ،فرماندهِ اَنبیاء

    علی کیست ،با اَنبیا همزبان

    علی کیست ،عبد خدای کریم

    علی کیست ،سلطان جان و جهان

    علی کیست ،کعبه ،علی کیست ،رُکن

    علی کیست ،زمزم ،صفا، سَعی ،هان...

    علی کیست،صوت رسای خدا

    علی کیست ،رازِ مگویِ زبان

    علی کیست ، آن خِلقتِ بی نظیر

    که هرگز نگُنجد به وصف و بیان

    علی کیست ذکرِ کُلونِ بهشت

    علی کیست ،سرمایة جَنَتان

    علی کیست ،حج و جهاد و زکات

    علی کیست ،احکام دین را نشان

    علی کیست ،همتای زهرا علیست

    علی کیست ،بر مصطفی روح و جان

    علی کیست ،سالار خُم غدیر

    علی کیست ،رهبر به پیر و جوان

    علی کیست ،آقای هر مُتَقی

    علی کیست ،مولای ما مؤمنان

    علی کیست ،خورشید دستِ نبی

    ستون زمین ،لنگرِآسمان

    علی کیست ،میزان اعمالِ ما

    علی ، آن قسیمِ جحیم و جنان

    علی کیست ،رمز حیات و ممات

    علی کیست ،سِرِ صَلات و اَذان

    علی کیست ،آنکه به اَمرِ خداست

    به یک شب چهل جا عیان، همزمان

    علی کیست ،دل رحم ،با دوستان

    علی کیست ،دل سخت، با دشمنان

    علی کیست ،مَرد قنوتِ سحر

    علی کیست ،محراب را ارمغان

    علی کیست ،بخشنده ، وقت رکوع

    علی کیست ،در سجده ، فارغ ز جان

    علی کیست ،گریان ز اشک یتیم

    علی کیست ،الحق کسِ بی کسان

    علی کیست ،پشت و پناه ضعیف

    علی کیست ،حامیِ مستضعفان

    علی کیست ،آن سفره دارِ فلک

    بحق ، عالمی را علی میزبان

    علی صاحبِ سفرة مجتباست

    کریمانِ عالم بر او میهمان

    علی کیست ،بابای زینب ،حسین

    حسن، اُمِ کلثوم ، ما شیعیان

    علی کیست ،شیر خدا و رسول

    علی کیست ،سرمایة کُن فَکان

    علی کیست ،خشم خدا در عِقاب

    علی کیست ،چشم خدا در عَیان

    علی کیست ،خیبر شکن، بت شکن

    علی کیست ،بر مصطفی جانفِشان

    علی کیست ، هشیارِ صَفِین ها

    علی کیست ، بیدار در نهروان

    علی کیست ،فیروزِ جنگ جَمل

    علی کیست ،درپیری اَش پهلوان

    علی کیست ،شایستة ذوالفقار

    ولی بی سپر،بی زِره، بی کمان

    علی کیست ،مظلوم،تنها، غریب

    علی کیست ،با چاه ها همزبان

    علی کیست ،هر کس که پرسد بگو:

    علی را تو در شقشقیه بخوان

    علی کیست ،آرامشِ فاطمه

    علی کیست ،همدردِ یارِ جوان

    علی کیست ،با دستِ بسته صبور

    علی کیست ،پیروزِ هر امتحان

    علی دست بسته نگردد ولی

    برای خدا می شود آنچنان

    علی را اگر میشناسی دلا

    خودت را مُریدِ مَرامش بدان

    علی بر همه بی پناهان ، پناه

    علی بر سرِ بی کسان ، سایبان

    علی نَه فقط هست بابای ما

    علی دین ما هست و ایمانمان

    و تا حوض کوثر علی ، راهبَر

    علی ساغر و ساقی و ساربان

    علی کیست ،بابای ارباب ما

    علی کیست ،مولای صاحب زمان

    رسد انتقام غدیرِ علی

    به دستانِ آن رهبرِ اِنس و جان

    و مهدی ، مسیرِ علی میرود

    امامت همین و ولایت همان

    ولیِ زمان را که دریافتی

    همان بیعت است و همین آرمان

    و آنان که پَرپَر در این رَه شدند

    همه کربلایی ، همه قهرمان

    محمود ژولیده

    ×××××××××××××××××××

    نظرات  (۰)

    هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی