هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی
کانال های این وبلاگ
    
چهارشنبه, ۸ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۰۸ ق.ظ

اشعار ولادت امام علی علیه السلام۲۳

  • ۱۷ نمایش
  • اشعار ولادت امام علی علیه السلام۲۳

    ×××××××××××××××××××

    سید هاشم وفایی

    دوست دارم خاک باشم در ره پای علی

    تا کنم در رهگذار او تمنای علی

    دوست دارم اشک باشم چشمه چشمه، جو به جو

    تا که قطره قطره افتم در قدم های علی

    دوست دارم باد باشم با امید و آرزو

    سرنهم مثل نسیم صبح بر پای علی

    دوست دارم چون کبوتر باشم و با بال شوق

    پر زنم تا گلشن سبز و دل آرای علی

    دوست دارم  گوش باشم تا به بزم اُنس او

    بشنوم از دوستانش صوت آوای علی

    دوست دارم چشم باشد عضو عضوم تا مگر

    وقت جان دادن ببینم روی زیبای علی

    دوست دارم شمع باشم تا بسوزم روز و شب

    گاه با یاد علی گاهی به زهرای علی

    دوست دارم دست ما را او بگیرد روز حشر

    نامۀ اعمال ما باشد به امضای علی

    دوست دارم ای «وفائی» روز سخت واپسین

    عروة الوثقای ما باشد تولای علی

    ××××××××××××××××××××××
    محــمد صمیمی

    مصباح نور جلوه گر ماه یا علی

    مفتاح مهر وقت سحرگاه یا علی

    اسمت ضمانت صدق الله یا علی

    تو از خدای کردی ام آگاه یا علی

    هر چند الکن است زبان دلم ولی

    آغاز کرده مدح تو را مرتضی علی

    وقتی خدا به خلقت هستی اراده کرد

    توحید را به صورت یک مرد ساده کرد

    از اسم مستعار خودش استفاده کرد

    کل صفات را روی اسمش پیاده کرد

    آن قدر شد شبیه خودش که صداش کرد

    آیینه دار ذات خدا مرتضی علی

    تا داشت پای خلقت دستش هنر گذاشت

    دستی که روی سینه ی عالم اثر گذاشت

    از مرز بندگی همه را پشت سر گذاشت

    از رازهای خود همه را بی خبر گذاشت

    تا عرش رد پای تو را دیده آسمان

    از آن به بعد رفته کجا مرتضی علی

     ×××××××××××××××××××××
    میثم مؤمنی نژاد

    بر کعبۀ سنگ و خشت جان داد آن روز

    بت ها  همه را تکان تکان داد آن روز

    وقتی که علی ز خانه بیرون آمد

    دیدند خدا خودی نشان داد آن روز

    ×××

    دل شیعه ی آفتاب باشد چه خوش است

    مست از نفس گلاب باشد چه خوش است

    زائر به نجف که می رسد می فهمد

    ماهی که میان آب باشد چه خوش است

    ×××

    با قدر تو  قبله را چنین قابل کرد

    معنی طواف خانه را کامل کرد

    آن روز خدا ز جبرییل گلویت

    قرآن به محــمد امین نازل کرد

     ×××××××××××××××××××××××
    ولی الله کلامی زنجانی

    دلا عنایت دلدار، آرزوی من است

    زیارت حرم یار، آرزوی من است

    گذشت عمر و به دل ماند داغ وصل نگار

    بگو به یار که دیدار، آرزوی من است

    به زیر منت دونان نرفته ام هرگز

    که لطف حیدر کرار، آرزوی من است

    عزیز نیست کسی که ذلیل او نشود

    ذلیلم، عزت سرشار، آرزوی من است

    بر آستان علی سر نهاده ام ز ادب

    شفاعت شه ابرار، آرزوی من است

    به کارنامه ام امضای حیدری دارم

    ثبات گام در این کار، آرزوی من است

    ز باب فیض الهی مران (کلامی) را

    که قرب عترت اطهار، آرزوی من است

    ×××××××××××××××××××××××
    ریاضی یزدی

    بود نام ایزد تعالی علی

    تقدس علی و تعالی علی

    به خط خدا صدر لوح قضا

    بود طوق زرین طغری علی

    در آن حد که ممکن به واجب رسد

    کسی را ندیدند الا علی

    به هنگام اعجاز موسی به مصر

    درخشید از دست موسی، علی

    چه نام علی زیور نام هاست

    بود سر تعلیم اسماء علی

    توان دید روی خدا را به خواب

    شبی گر در آید به رؤیا علی

    اگر سجده بردند جمعی غلات

    به آن مظهر ذات یکتا علی

    خدا را بخوانید روز شمار

    به اسمی ز اسماء حسنی علی

    خطائی اگر رفت معذور دار

    به آن وجه عالی و اعلی علی

    همه بندگانیم خسرو پرست

    بود شاه ما در دو دنیا علی

    نه امروز میزان اعمال اوست

    که میزان عدل ست فردا علی

    ز اوج فصاحت چو وحی خدا

    نه همدوش دارد نه همتا علی

    ز رحمت فشاند به پای یتیم

    سرشگی چو عقد ثریا علی

    ××××××××××××××××××××
    حجت الاسلام رضا جعفری

    ای عبور سبز نخلستان به دوش

    باز هم از ذهن نخلستان بجوش

    تیغ دستت بس که بر صحرا نشست

    شد کویر از دست تو خرما فروش

    یوسف آهِ تو عمری بین چاه

    می وزد در خویش و می گرید خموش

    کودکی دارد صدایت می کند

    کفش های وصله دارت را بپوش

    باز هم از کاسه ی طفل یتیم

    شربت شام تجلی را بنوش

    ×××××××××××××××××××
    حمید رمی

    ستاره خاک نشینِ درِ سرای علی ست

    ستاره هیچ، که عالم به زیر پای علی ست

    ملائکه همه انگشت بر دهان دارند

    در آن زمان که صدای خدا صدای علی ست

    قنوت نافله هایش ستون عرش خداست

    که عرش محو تمنای ربنای علی ست

    عدالتی که پس از او به زیر خاک افتاد

    به دست صاحب الامر است، او به جای علی ست

    تمام آن چه که آورده حضرت احمد

    فقط به نام علی و فقط برای علی ست

    خدا به وقت شهادت حرم برایش ساخت

    تمام خاک نجف، خاک کربلای علی ست

    علیِّ عالی اعلاست حضرت حیدر

    بهشت گوشه ای از صحن با صفای علی ست

    قسم به حق که خدا خون بهای کرب و بلاست

    امام کرب و بلا، خون و خون بهای علی ست

    اَلا محب علی پیرو ولایت باش

    که پای رهبرمان روی جای پای علی ست

    تمام قافیه هایم فدای نامش باد

    که بیت آخر این شعر، ابتدای علی ست

     (اسیر) هر چه که گفتی اگر چه تکراری ست

    تمام، ذره ای از قوس حرف یای علی ست

    ×××××××××××××××××××××××××
    فؤاد کرمانی

    من ار به قبله رو کنم، به عشق روی او کنم

    اقامۀ صلوة را به گفتگوی او کنم

    گر از وطن سفر کنم سفر به سوی او کنم

    ز حج و بیت بگذرم طواف کوی او کنم

    کز احترام مولدش حرم شده است محترم

    الا که رحمت آیتی ز رحمت علی بود

    همه کتاب انبیا حکایت علی بود

    بهشت و هر چه اندر او عنایت علی بود

    اجلّ نعمت خدا ولایت علی بود

    در این ولا بگو نعم، که هست اعظم نعم

    شهی که از لسان او خدا کند خطاب را

    به حکم او به پا کند قیامت و حساب را

    به حبّ و بغض او دهد، ثواب را عقاب را

    منزّه است از آن که من بخوانم آن جناب را

    خدیو دولت عرب امیر کشور عجم

    ببخشد از تبسّمی، وجود ممکنات را

    ستاند از تکلّمی قرار کائنات را

    ز لطف و قهر می دهد حیات را ممات را

    اگر ز حال ماسوی بگیرد التفات را

    به یک اشاره می زند بساط چرخ را به هم

     ××××××××××××××××××××××

    حسن لطفی

    سلام ای جوابِ سلامِ خدا

    ظهورت طلوعِ تمام خدا

    تویی آفتابِ بلند زمین

    تویی سایه ی مُستدام خدا

    تویی که به تعظیم تو ابر کرد

    تویی صاحب احترام خدا

    تو نهجُ البلاغه تو قرآن تو وحی

    کلامی بگو هم کلامِ خدا

    صدایت صدایش به معراج بود

    حدیثت حدیث مدام خدا

    برای توکعبه جگر چاک زد

    بیا مرد بیت الحرام خدا

    مرا کعبه ی سینه چاکم کنید

    فقط پای حیدر هلاکم کنید

    علی ابتدا و علی انتهاست

    علی مصطفی و علی مرتضی ست

    علی اول است و علی آخر است

    علی در ظهور ولی در خفاست

    علی در معارج علی در بُراق

    علی اِنَما و علی وَالضُحی ست

    علی با حق است علی بر حق است

    علی کعبه است و علی در حَراست

    علی نیست آن و علی نیست این

    علی نه جدا و علی نه خداست

    علی را بگو هرچه گویی کم است

    که زهرا علی و علی فاطمه ست

    اگر تیغ تو سایه گستر شود

    همان ابتدا کارِ یکسر شود

    غلط گفتم آقا ندارد نیاز

    که تیغ شما خرج لشگر شود

    نیازی ندارد که میدان چو خاک

    به یک ضربه یِ مالک اشتر شود

    محال است جمعِ تمامِ سپاه

    که با قنبر تو برابر شود

    زمانِ شروعِ رجز خوانی ات

    زمین کَر شود آسمان کَر شود

    خدا دوست دارد تماشا کند

    کمی ذوالفقارِ علی تر شود

    ببندد اگر دستمال نبرد

    نباشد کسی را خیال نبرد

    به کعبه بکو راز تنزیل را

    بگو بشکند قلب قندیل را

    تو و مادر و مصطفی و خدا

    ببین دور خود جمع فامیل را

    کمی گَرد نعلینِ خود را بریز

    تَفَقُد نما بالِ جبریل را

    برای یتیمان کمی کار کُن

    بِکَن چاهِ آب و بزن بیل را

    بکش طعنه های زن پیر را

    ببر روزها بار زنبیل را

    تویی صاحب پینه های قدیم

    تویی مرکب کودکان یتیم

    نگهدار ما را برای خودت

    فقط بین مهمان سرای خودت

    مرا آینه کُن به دردی خورم

    در آغوش ایوان طلای خودت

    برای پدر مادرم کافی است

    نخی،ریشه ای از عبای خودت

    اگر پا گذارم به جاپایِ تو

    مرا می بری تا خدای خودت

    مرا می برد گوشه ای از بقیع

    فقط ردِ پا ردِ پای خودت

    سرت مانده بر شانه ی نخل ها

    بگو با من از ماجرای خودت

    چرا استخوان در گلو مانده ای

    که با روضه هایی مگو مانده ای

    ××××××××××××××××××××××

    غلامرضا سازگار

    کعبه امشب ماه در دامان تو است

    آسمان مبهوت و سرگردان تو است

    جان پاک رحمةُ للعالمین

    صاحب البیت خدا مهمان تو است

    باز کن آغوش و بر گیرش ببر

    این نه مهمان تو بلکه جان تو است

    چشم زمزم پر شده از اشک شوق

    وصف حیدر بر لب خندان تو است

    اینکه امشب در بغل بگرفته ای

    قبلۀ تو، عشق تو، ایمان تو است

    حال کن ای کعبه امشب با علی

    یا علی و یا علی و یا علی

    کعبه جان جان دین است این پسر

    قبلۀ اهل یقین است این پسر

    گر چه نوزاد است نوزادش مخوان

    مرشد روح الأمین است این پسر

    کلّ خلق آفرینش را سبب

    هستی هست آفرین است این پسر

    دست داور، روی قرآن، پشت دین

    جان ختم المرسلین است این پسر

    آفتابی در گریبان حرم

    آسمانی در زمین است این پسر

    نام والایش بود مولا علی

    یا علی و یا علی و یا علی

    ای بتان کعبه حیدر آمده

    بت شکن در بیت داور آمده

    این علیّ ابن ابیطالب بود

    یا خلیل الله دیگر آمده

    آن که بت های حرم را بشکند

    بر سر دوش پیمبر آمده

    نغمۀ ایّاک نعبد سر دهید

    بتگران را عمر بر سر آمده

    قهرمان خندق و بدر و اُحد

    فاتح احزاب خیبر آمده

    می کند توحید را احیا علی

    یا علی و یا علی و یا علی

    فاطمه بنت اسد لب باز کن

    قدر و جاه خویش را ابراز کن

    بر خلایق بانگ من مثلی بزن

    تا علی داری به مریم ناز کن

    ای همای قلّه قاف کمال

    با امیر المؤمنین پرواز کن

    مادر مولا ز مولا دم بزن

    با ثنای او سخن آغاز کن

    چنگ زن بر دامن نوزاد خویش

    نغمه با شور ولایت ساز کن

    از تو زیبد تا بگویی یا علی

    یا علی و یا علی و یا علی

    ای صفا ای مروه ای رکن ای مقام

    ای منی ای زمزم ای بیت الحرام

    بر نبی گویید اینک تهنیت

    از علی گیرید امشب احترام

    این امیر است این امیر است این امیر

    این امام است این امام است این امام

    موسی از او گفته در تورات مدح

    عیسی از او برده در انجیل نام

    آسمان گردد به دورش روز و شب

    آفتاب افتد به پایش صبح و شام

    خوانده او را خالق یکتا علی

    یا علی و یا علی و یا علی

    یا محــمد حیدر است این یار تو است

    جان تو، محبوب، تو دلدار تو است

    بازوی، تو شیر، تو شمشیر تو

    یاور تو، حیدر کرّار تو است

    چشم باز او شهادت می دهد

    کز ولادت عاشق دیدار تو است

    جان شیرین را گرفته روی دست

    جان نثار مکتب ایثار تو است

    دفتر مدحش رسولان را کتاب

    مادح او خالق دادار تو است

    با ندای لافتی الاّ علی

    یا علی و یا علی و یا علی

    ای محــمد را تو جان و جانشین

    کلّ قرآن کلّ ایمان کلّ دین

    رهبر و فرماندۀ خیل ملک

    مرشد و استاد جبریل امین

    ای گرفته از وجودت آبرو

    نام زیبای امیرالمؤمنین

    هم به کام اولیا عین الحیوة

    هم به چشم انبیا حقّ الیقین

    هم تویی شمشیر احمد در نیام

    هم تویی دست خدا در آستین

    در صف بذل و صف هیجا علی

    یا علی و یا علی و یا علی

    کبریا غیب و تو او را مظهری

    مصطفی شهر علوم و تو دری

    تو خدا را چشم و دست و صورتی

    تو علی، تو مرتضی، تو حیدری

    ردّ شمس و معجز شقّ القمر

    از تو می آید تو، دست داوری

    در زمین قدر تو را نشناختند

    در تمام آسمان ها رهبری

    گر چه خلق عالمت گفتند وصف

    تو ز وصف خلق عالم برتری

    هم علی هستّی و هم اعلا علی

    یا علی و یا علی و یا علی

    درد و درمان و دوای من تویی

    ذکر و  تسبیح و دعای من تویی

    موقف و لبّیک و احرام و طواف

    مروه و سعی و صفای من تویی

    هر چه بودم با تو بودم از نخست

    هر که هستم آشنای من تویی

    گر نبودی قل هو الله احد

    فاش می گفتم خدای من تویی

    کار عیسی با دلم کرد آنکه گفت

    "یا علی جان مقتدای من تویی"

    کن غلامی مرا امضا علی

    یا علی و یا علی و یا علی

    یا امیرالمؤمنین یا ذالنّعم

    یا امام المّتقین یا ذالکرم

    ای کلیم الله طور دل بگو

    ای مسیح عالم خلقت بدم

    گر تویی رضوانم از دوزخ چه باک؟

    ور تویی امروزم از فردا چه غم

    تا ببندم خویشتن را بر شما

    نام «میثم» را تخلّص کرده ام

    ذرّه ای بودم که گشتم آفتاب

    قطره ای بودم که افتادم به یم

    غرق گشتم در تو سر تا پا علی

    یا علی و یا علی و یا علی

    ×××××××××××××××××

    نظرات  (۰)

    هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی