هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی
کانال های این وبلاگ
    
چهارشنبه, ۸ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۰۶ ق.ظ

اشعار ولادت امام علی علیه السلام۲۲

  • ۱۴ نمایش
  • اشعار ولادت امام علی علیه السلام۲۲

    ×××××××××××××××××××

    هر کس که به سودای علی سر دارد

    آخر به چه کس نیاز دیگر دارد

     

    جای عجبی نیست به استقبالش

    دیوار دل کعبه ترک بر دارد

     

    در خلوت خود سه روز مهمانش کرد

    از شدت عشقی که به حیدر دارد

     

    بر روی لبش معجزه ی قرآن و  .....

    .... گلبوسه زلبهای پیمبر دارد

     

    فرمود حلال زاده باشد بی شک

    هر کس به ولایت تو باور دارد

     

    با دشمن او بگو رهایم سازد

    دست از سر و احوال دلم بر دارد

     

    ای اهل سقیفه بارتان بر دارید

    من حیدریم سر به سرم نگذارید

     

    عرش و ملکوت وسعت خوان شماست

    خورشید تلالوئی زچشمان شماست

     

    دلتنگ صدایتان شده جبرائیل

    وابستگی اش به صوت قرآن شماست

     

    من هم ز قبیله ی اصیلی هستم

    کز صبح غدیر خم مسلمان شماست

     

    اوجم بدهید این زمین خورده ی تان

    محتاج به پینه های دستان شماست

     

    بابا... دل من مثل یتیم کوفه

    در حسرت یک تکه ای از نان شماست

     

    نعلین و لباس وصله دارت آقا

    از روی تواضع فراوان شماست

     

    ای همدم نا شناس نخلستانها

    ای غربت محض مرد مردستانها

     

    ای رزق زمین و آسمان از کرمت

    عیسی شده احیا ز مسیحای دو دستت

     

    آنقدر که چشمای تو خونگرمند

    گشتم بخدا شهید ابروی خمت

     

    با یک نگهت پر از اجابت کردی

    هر کس که دعا کرد به زیر علمت

     

    ای صاحب ذوالفقار با هر ضربه

    صد کشته فتاد پای تیغ دو دمت

     

    بر روی لب تمام ایرانیها

    این بیت شده اذن دخول حرمت

     

    مرغ دل من چه خوش هوایی دارد

    ایوان نجف عجب صفایی دارد

     

    ای راه سعادت ای امیر دلخواه

    ای بر همه ی علوم عالم آگاه

     

    تنها تو به اندازه ی زهرا بودی

    زین رو تو شدی برای بانو همراه

     

    در بدرقه ات همیشه زهرا می گفت

    لا حول ولا قوه الا با الله

     

    رو بند بزن که چشم زخمت نزنند

    تا آمدنت نشسته ام چشم به راه

     

    ای فاتح خیبر و حنین و خندق

    پشت تو شکسته از بلایی جانکاه

     

    احساس غریبی مکن امشب با ما

    ای خانه نشین بگو چه گفتی با چاه

     

    وقتی که لحد به روی زهرا می چید

    تشیع جنازه ی خودش را می دید

     هاشم طوسی

    ×××××××××

    نجمه پور ملکی

    کار غزل امشب فقط شور آفرینی ست

    شعر مسیحایی همیشه این چنینی ست

    امشب زمین هم به حساب آمده یعنی

    حال و هوای آسمانی ها زمینی ست

    رفتم نجف تا الغدیرم را بگیرم

    مستی ام امشب دست علامه امینی ست

    در مستی نام علی شکی ندارم

    با بردن نام علی مستی یقینی ست

    باور بفرمائید اصلاً عشق تنها

    مخصوص دل های امیر المومنینی ست

    هر کس همای رحمتی دارد برایش

    معلوم شد این شعر گفتن عِرق دینی ست

    حیدر نخوانیدش بگوئید حضرت عشق

    مائیم و ابراز ارادت ساحت عشق

    دارد اُویسی می شود حال و هوایم

    دفنم کنید امشب به پای مقتدایم

    من نجفی و یمنی گیرم نباشم

    اصلاً چه فرقی می کند اهل کجایم

    راحت کنم تنها خیال عاشقان را

    دیوانه و مجنون ایوان طلایم

    هم عشق زهرا دارم و هم عشق حیدر

    من که یقین دارم غلام هر دو تایم

    قالوا بلایِ بی علی، قالوا بلی نیست

    روز ازل ثابت شده این ادعایم

    ما نسل اندر نسل نوکرزاده هستیم

    این را وصیت کرده ام با بچه هایم

    ما را غلامان علی باید صدا کرد

    از سینه چاکان علی باید صدا کرد

     ×××××××××××××××××××××××
    محسن عرب خالقی

    حرف دل است آمده و رد نمی شود

    او بوده است پس علی آمد نمی شود

    کعبه مکان جلوه ی او باشد و زمان

    هرگز به روح جاری او سد نمی شود

    صد بار اگر که کعبه شکافد به مقدمش

    هرگز ز کار خویش مردد نمی شود

    آغوش را برای علی باز کرد و گفت

    مولا بیا اگر چه که معبد نمی شود

    قرآن بخوان حقیقت قرآن به غیر تو

    رحلی به غیر دست محــمد نمی شود

    ای عقل لقمه قدّ دهانت بگیر، شعر

    از چون تویی به وصف علی بد نمی شود؟

    جوهر تمام گشت و نشد مدح او شروع

    شاعر شکست تا بنویسد نمی شود

    تو بارها به جلوه ی پیغمبر آمدی

    هر دوره ای به کسوت یک رهبر آمدی

    بعد از هزار جلوه ی پیغمبرانه ات

    آقا چطور شد که خودت آخر آمدی

    آیا برای یاری پیغمبر امین

    خورشید من ز مشرق کعبه برآمدی

    یا که به عشق دیدن زهرا تو چند سال

    قبل از نزول رایحه ی کوثر آمدی

    ای ماه چارده چه شد این ماه هفتمین

    یک شب تو زودتر ز همیشه درآمدی

    فصل بهار آمده تو مثل سال قبل

    امسال هم به باغ خدا نوبر آمدی

    بالاترین عیار، عیار سرشت توست

    یعنی که در تمام خلایق سرآمدی

    ای میهمان یک دو شب خانه ی خدا

    دیر آمدی اگر چه ولی حیدر آمدی

    افتاده ام به گوشه ای از رهگذارتان

    اوجم دهید تا که شوم خاکسارتان

    ××××××××××××××××××××××××
     کاش در پرتو این ماه بزرگم بکنند

    زیر نور ولی الله بزرگم بکنند

    آمدم خاک قدوم شه لولاک شدم

    تاکه با نوکری شاه بزرگم بکنند

    این مسیری ست که مردان خدا طی کردند

    کاش می شد که در این راه بزرگم بکنند

    از بزرگان فقط از شأن علی پرسیدم

    خواستم عاقل و آگاه بزرگم بکنند

    نیتم شیعه شدن بوده نمی خواسته ام

    بی علی باشم و گمراه بزرگم بکنند

    از پدر مادر خود خواسته ام پای علی

    نوکر و ذاکر و مداح بزرگم بکنند

    خاک زیر قدم یار شدن خوشبختی ست

    شیعۀ حیدر کرار شدن خوشبختی ست

     

    ساقیا باده ده بوالحسن آمد دنیا

    همسر فاطمه آقای من آمد دنیا

    مادرش بنت اسد بوده اسد یعنی شیر

    شیری از دامن یک شیر زن آمد دنیا

    آمده طعم مناجات به لب ها بدهد

    یوسفا یوسف شیرین دهن آمد دنیا

    صاحب تیغ ولایت اسدالله، علی

    کوه ایمان شه شمشیر زن آمد دنیا

    مرهبا! تیغ بیانداز بِکَن قبرت را

    قاتل تو یل خیبر بِکَن آمد دنیا

    هر چه بت بود به یکباره به خود لرزیدند

    شاه مردان تبر بت شکن آمد دنیا

    عالم عشق پر از نور خداوند شده

    فاطمه بنت اسد صاحب فرزند شده

     ××××××××××××××××××××××××××
    محسن حنیفی

    ساقی رسید پس در میخانه پر شود

    باده بریز باده که پیمانه پر شود

    جامی بده، حیاتِ دوباره مرا ببخش

    جامی که جان ز حضرت جانانه پر شود

    آری علی علی همه را مست می کند

    در بین شهر نعره ی مستانه پر شود

    سنگم بزن به حبّ علی که ملال نیست

    لیلای شهر آمد و دیوانه پر شود

    اصلاً تمام بال و پرم پیشکش به او

    اطراف شمع از پَر پروانه پُر شود

    بالم شده است صید نگاه تو یا علی

    مثل ریاح عبد سیاه تو یا علی

     

    باید به پای دار تو ما سر بیاوریم

    شاید ز کار زلف تو سر در بیاوریم

    باید که خاک کوی تو را در سبو کنیم

    سوغاتی از دیار تو، ساغر بیاوریم

    وقتی که صحبت از نجف و آن مناره هاست

    کم مانده ما ز شوق تو پر در بیاوریم

    ما را در آسمان نجف تا که پَر دهی

    سجده به خاک مقدم قنبر بیاوریم

    شأن غلامی تو همان شأن انبیاست

    روشن شود چو رو سوی محشر بیاوریم

    انگشتری بده، که سلیمان بنا کنی

    یا نسخه ای بده که مسیحا دوا کنی

    ×××××××××××××××××××××××××
    سید مجتبی شجاع

    شکر خدا مست می کوثرم

    شکر خدا فاطمه شد مادرم

    شکر خدا اهل تولا شدم

    عاشق ذریه ی زهرا شدم

    شکر خدا بر در این خانه ام

    شکر خدا نوکر این خانه ام

    شکر خدا پیش علی رو زدم

    دم ز عطا و کرم او زدم

    شکر خدا قلب و دلم با علی ست

    شکر خدا ذکر لبم یا علی ست

     

    نام و نشان گر چه ندارم ولی

    نوکر و مسکین علی ام علی

    گر که بپرسند گدای که ای

    ریزه خور خوان عطای که ای

    نازم و گویم که کنم سروری

    شکر خدا حیدریم حیدری

    خاک سر راه توام یا علی

    دشمن بدخواه توام یا علی

    از قفس غصه رها شد دلم

    شکر خدا کرب و بلا شد دلم

    مهر حسین است چراغ شبم

    شکر خدا سینه زن زینبم

    شکر خدا گر چه که بی مایه ام

    با پسر فاطمه همسایه ام

    شکر خدا مست می او شدم

    ریزه خور ضامن آهو شدم

    شکر خدا نرفته ام راه کج

    ذکر لبم گشته دعای فرج

    ××××××××××××××××××××
    وحید قاسمی

     آن قول و قرار ازلی را عشق است

    دلدادگی لم یزلی را عشق است

    از هر چه خوشی ست در دو عالم تنها

    مستی ولایت علی را عشق است

    ××××××××××××××××××××××××
    وحید قاسمی

    ما باده در پیاله ی عمار می خوریم

    پایِ بساط میثم تمار می خوریم

    تنها به خرج حیدر کرار می خوریم

    خرده نگیر! بر در و دیوار می خوریم

    این عُرف شرعی ست، به مقدار می خوریم

    مائیم و جرعه های ز پیمانه ریخته

    مُشتی خرابِ بر در میخانه ریخته

    سلطان طوس باده کریمانه ریخته

    با اینکه رعیتیم، چه شاهانه ریخته !

    عمریست از خزانه ی دربار می خوریم

    ما حرفِ باده را سر منبر کشیده ایم

    بر چشم گریه، سرمه ی ساغر کشیده ایم

    هر چه کشیده ایم، ز دلبر کشیده ایم

    حالا که ما به مالک اشتر کشیده ایم

    پس یا علی ! سلامتی یار می خوریم

    بر گِرد خم کهنه طواف جنون خوش است

    در زیر چوب محتسبان، رقص خون خوش است

    در آینه جمال طرب، لاله گون خوش است

    جام بلا به امر شریعت، فزون خوش است

    فکه بگو که باده سر دار می خوریم

    آخر دعای اهل نظر مستجاب شد

    آخر جناب شیخ ز مسجد جواب شد

    زاهد گریخت، در وطنم انقلاب شد

    انگورهای ری همه وقف شراب شد

    این جام را به نیت مختار می خوریم

    ×××××××××××××××××××××××××××
    سید هاشم وفایی

    بر دین رسول حق ولی آمده است

    خورشید ولا، نور جلی آمده است

    جبریل امین برای دیدار علی

    با زمزمۀ علی علی آمده است

    ×××

    در فصل شکفتن گل یاد علی

    داریم همه چشم به امداد علی

    دیوار حرم شکافت یعنی که خدا

    در کعبه گرفت جشن میلاد علی

    ×××

    خورشید به دیدنش خجل می آید

    شبنم زده روی و منفعل می آید

    با کعبۀ گِل بگو که احرام ببند

    کز سوی خدا کعبه ی دل می آید

    ××××××××××××××××××××××

    نظرات  (۰)

    هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی