هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی
کانال های این وبلاگ
    
دوشنبه, ۶ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۱۸ ق.ظ

اشعار ولادت حضرت امام جواد علیه السلام ۱۸

  • ۱۸ نمایش
  • اشعار ولادت حضرت امام جواد علیه السلام ۱۸

    ×××××××××××××××××××

    محــمدعلی مردانی

    بزرگ مظهر یکتا، جواد آل محــمد(ص)

    ولی حی توانا، جواد آل محــمد(ص)

    سلیل سید بطحا جواد آل محــمد (ص)

    کلید هر چه معمّا، جواد آل محــمد(ص)

    شهید کینه ی اعدا جواد آل محــمد (ص)

    عزیز موسی جعفر، نهم وصی پیمبر

    دلیل و هادی انسان، ولی خالق داور

    نهال باغ رضا، نور چشم ساقی کوثر

    شفیع امّت خیر البشر به عرصه ی محشر

    امیر ملک توّلا، جواد آل محــمد (ص)

    چو پا به مجلس مأمون نهاد سید اعظم

    به احتجاج بر آن فروغ دیده ی خاتم

    شدند مات فقیه و حکیم و عالم اعلم

    به عجز خویشتن اقرار کرد زاده ی اکثم

    چو کرد لب به سخن وا جواد آل محــمد (ص)

    پس از ثنای خداوندگار قادر بیچون

    امیر ملک سخن با کلام دلکش موزون

    نمود مجلسیان را تمام واله و مفتون

    گشود لب به مدیحش در آن مناظره مأمون

    که هست بر همه مولا جواد آل محــمد (ص)

    کسی که خصم به امر ولایتش کند اقرار

    چراغ راه هدایت وصی احمد مختار

    مغیث امّت و مفتاح کنز و عالم اسرار

    چشید شهد شهادت سپرده ره سوی دلدار

    سرور سینه ی زهرا جواد آل محــمد (ص)

    کسی که هست فلک بنده ی علوّ مقامش

    مهی که زیور مهر و مه است پرتو نامش

    فغان که همسر غدّار شوم زشت مرامش

    به جای شهد محبت شرنگ ریخت به کامش

    شهید کینه ی اعدا جواد آل محــمد (ص)

    دریغ و درد که در مطلع بهار جوانی

    نهال عمر وی افسرد از سموم خزانی

    به سوگ آن گهر بحر علم و کنز معانی

    نشسته عالم و مردانی اش به مرثیه خوانی

    که دیده بست ز دنیا جواد آل محــمد (ص)

     ××××××××××××××××××××

    امشب به شبستان ولایت قمر آمد

    خورشید جمالات خدا جلوه‌گر آمد

    طوبـای تمنـای رضـا را ثمـر آمد

    در بیت رضا بـاز رضای دگـر آمد

    میـلاد جـواد ‌بـن جـواد بـن جـواد است

    این باب مراد است مراد است مراد است

    خیزید که امشب شب شادی و سرور است

    خیزیـد کـه میــلاد تجلی گــه نــور است

    هر لحظه هزاران شب شوق و شب شور است

    از پـا ننشینیـد شـب صبـح ظهــور است

    رخسـار خداونـد، عیان آمده امشب

    یا باز، محــمد به جهان آمده امشب؟

    این موهبت و لطف خداداد، مبارک

    بر آل محــمد شـب میـلاد، مبارک

    این عید بود بر همه اعیاد، مبارک

    میـلاد جـواد بـن ‌رضا بـاد، مبارک

    جود و کرم و لطف حق آغاز شد امشب

    قرآن به روی دست رضا باز شد امشب

    سـر تـا بـه قدم آینـۀ حسن خدایی

    کارش ز همه خلق جهان عقده‌گشایی

    جان همگـان در قـدمش باد فدایی

    جود آمـده بـر درگـه او بهـر گدایی

    در وسعـت ملـک ازلـی نـور ببینید

    ای چشم بد از ماه رخش دور! ببینید

    ای ماه رجب بوسه بزن بر سر و رویش

    ای مهر ببـر سجده به خاک سر کویش

    ای لیلۀ قـدر این تـو و این طرۀ مویش

    ای خلـق خـدا روی بیـارید بـه سویش

    این باب کرم، باب دعا، باب مراد است

    والله جواد است جواد است جواد است

    ای چشم رضا محـو تماشای جمالت

    جبریل، پرش سوخته در سیر کمالت

    خورشید بـرد سجده به ایوان جلالت

    میراث محــمد شرف و خُلق و خصالت

    بالیده رضا لحظه ‌به ‌لحظه به وجودت

    مشهورتر از کـل امامان شده جودت

    داده است خداوند به فضل تو گواهی

    در کودکی‌ات سینـه پـر از علـم الهی

    دادی خبـر از ابـر و هوا و یم و ماهی

    مأمون که نبودش به درون غیر سیاهی

    گویی که شراری شد و یکباره برافروخت

    در آتش بغض و حسد و کینۀ خود سوخت

    در سن طفولیتت ای عالِم عالَم

    علم ازل و علـم ابد بود مجسم

    زانو زده در محضر تو زادۀ اکثم

    نه زادۀ اکثم که تمام علما هم

    تـا زنگ ز آینـۀ دل‌هـا همه شوید

    قرآن به زبان تو سخن گفته و گوید

    من سائل لطف و کرمت بودم و هستم

    هر جا که روم در حرمت بودم و هستم

    یک قطرۀ کوچک ز یمت بوده و هستم

    موری سـر خاک قدمت بودم و هستم

    با آن که گناهم را دانستی و دانی

    آنی ز دل خویش نراندی و نرانی

    هر چنـد کـه دائم خجلم از گل رویت

    سوگند بـه رویت نـروم از سـر کویت

    امـروز دگـر گشتـم ریـگ تـه جویت

    ای لطف و کرم عادت و احسان همه خویت

    تنها نه ز رأفت به روی دوست بخندی

    بر دشمن خـود هم درِ این خانه نبندی

    من شاخۀ خـاری به گلستان شمایم

    هر جا بنشینم بـه سـر خوان شمایم

    یک عمر نمک‌گیـر نمکدان شمایم

    از لطف شمـا نیـز ثنـاخوان شمایم

    ای چشم تـو چشم کـرم و لطف الهی

    باشد که به «میثم» کنی از لطف نگاهی

    غلامرضا سازگار

    ×××××××××××××××××××

    ای مزارت چراغ دل ما
    یاد تو گرمی محفل ما
    مهر تو روح آب و گل ما
    نام تو حل هر مشکل ما
    سیدی یا جواد الائمه
    کاظمین تو دار الولایم
    قبر تو کعبه و کربلایم
    تو جواد استی و من گدایم
    با عنایات تو آشنایم
    سیدی یا جوادالائمه
    باب صحن تو باب المردام
    چهره بر آستانت نهادم
    دل به مهر و ولای تو دادم
    هر که هستم گدای جوادم
    سیدی یا جوادالائمه
    رشتة دل جز از تو گسستم
    از ازل دل به مهر تو بستم
    زیر کوه معاصی شکستم
    کس نگیرد به غیر از تو دستم
    سیدی یا جوادالائمه
    یابن زهرا ببین روسیاهم
    هستیم گشته بار گناهم
    خاری افتاده در خاک راهم
    جان زهرا بکن یک نگاهم
    سیدی یا جوادالائمه
    قدّم از بار عصیان خمیده
    رنگم از شرمساری پریده
    کس چو من روسیاهی ندیده
    قاصد مرگم از ره رسیده
    سیدی یا جوادالائمه
    خون دل ریزد از هر دو عینم
    گریه از بهرتان گشته دینم
    عاشقم عاشق کاظمینم
    هر نفس شد به دل یا حسینم
    سیدی یا جوادالائمه
    ای نگاه تو اذن دخولم
    از گنه شرمسار و ملولم
    میثم اهلبیت رسولم
    جان زهرا قسم کن قبولم
    سیدی یا جوادالائمه

    ××××××××××××××××××××

    دهم ماه رجب، عیدِ جواد، ابن رضاست 
    عطر ریحانه ز ریحانه در امواج فضاست 
    بـه رضا دسته گلی کرده خداونـد عطا 
    که گلستان وجود از نفسش روح فزاست 
    این جواد است، جواد است، جواد است، جواد 
    که همان بحر وسیع کرم و جود خداست 
    خط و خالش همه آیات خداوند مجید 
    طاق ابروش، همان قبلۀ ارباب دعاست 
    نـه فقط نـام محــمد که ز سر تـا قدمش 
    خلق وخوی وشرف وقدر محــمد پیداست 

    روی نادیده بـه رویش همه لبخند زنید 
    رونمایش گل لبخند عروس زهراست 
    ذره‌ای بوده ز خورشید جمالش خورشید 
    قطره‌ای خُرد ز دریای عطایش دریاست 
    کرم از روز ازل سائل کـوی کرمش 
    جود تا شام ابد بر در این خانه گداست 
    جان مرده شود از فیض نگاهش زنده 
    خاک زوّار درش بر دل بیمار، شفاست 
    کوثر حجت هشتم که ده مـاه رجب 
    آفتاب رخ او قلب رضا را آراست 
    نام نیکوش محــمد، لقب اوست جواد 
    تـقی متقی و روح بـلند تـقواست 

    هشت دریای ولایت بـود اینش گوهر 
    گوهری که سه دُرّ درج شرف را دریاست 
    همچو قرآن محــمد به سردست علی است 
    جان عالم بـه فدایش که شبیه باباست 
    رخ رضا، حُسن رضا، خلق رضا، خوی رضا 
    پای تا سر همه مرآت کمالات رضاست 
    کاظمینش حرم امن الهی شب و روز 
    حرمش کعبۀ دل، قبلۀ ارباب دعاست 
    وسعت ملک خدا دایرۀ رحمت اوست 
    همه جا ملک خدا، جایی اگر نیست کجاست؟ 
    پور اکثم چو به پیش سخنش گشت ذلیل 
    مرگ خود را ز خدا زادۀ هارون می‌خواست 

    در پی مسئله‌ای داد هزاران پـاسخ 
    که علومش همه میراث رسول دو سراست 
    طفل نـه ساله بـه کل علما فـائق شد 
    این قبا جز بـه قد آل علی نایـد راست 
    وسعت هفت سپهر است بـه ظلِ علمش 
    سایۀ او به سر مهر و مه و ارض و سماست 
    داد یک دم خبر از سِرّ ضمیر مأمـون 
    شاهدم قصه آن ماهی و ابر است و هواست 
    آنـکه فرمود رضا من بـه فـدایت گردم 
    چه بگویم به ثنایش به خدا فوق ثناست 
    قصۀ آمدن و رفتـن او در عالـم 
    گر بـه تاریخ ببینید شبیه زهراست 
    ای شما شیعه اثنی عشری فخر کنید 
    همه گویید جواد ، ابن رضا رهبر ماست 
    زان سبب در دو جهان اشرف مخلوقاتید 
    که تولای علی مکتب و آیین شماست 
    این ولایت که خدا کرده عطایت"میثم" 
    گر به فردوس کنی روز جزا ناز رواست

    ×××××××××××××××××××××××

    ای تو فرزند رضا، ای چشمۀ جوشان، سلام! 
    رونق از فیض تو دارد عالم امکان، سلام! 

    ای شبیه موسی عمران گشوده بحرجود 
    ای چو مریم، مادرت مرضیۀ یزدان، سلام 

    "ای تو مولود مبارک از تبار فاطمه 
    ای سر پاکت رضا بنهاده بر دامان، سلام 

    !وارث علم رضا و معدن علم علی 
    موضع سرّ نبی در فضل و در احسان، سلام 

    از ولادت با تو برپا خیمۀ تقوی، درود! 
    تا قیامت از تو روشن خانۀ ایمان، سلام 

    ای به گهواره شهادت گفته بر توحیدحق 
    ای شده نام نبی بر نامه‌ات عنوان، سلام 

    ای علی موسی الرضایت هر شب از شکر خدا 
    تا سحر در محضر گهواره‌ات خندان سلام 

    در رخت نور امامت از ولادت جلوه‌گر 
    بر تو ای مهر ولایت، تا ابد از جان، سلام 

    بر تو و بر خاندانت ای سحاب لطف حق 
    تا قیامت بر شمار قطرۀ باران، سلام

    محــمد سعید میرزایی

    ×××××××××××××××××××××××××

    امشب شب عید است همه گل بفشانید
    خود را به در بیت ولایت برسانید
    از دست رضا عیدی خود را بستانید
    این بیت بخوانید بخوانید بخوانید

    انـوار الهی بـه فضا باد مبارک
    میلاد جواد‌ بن رضا باد مبارک

    خورشید در آغوش سحر باد مبارک
    در دست رضا قرص قمر باد مبارک
    دیدار پسر بهر پدر باد مبارک
    ای بحر شرف بر تو گهر باد مبارک

    الحق که خداوند محــمد به علی داد
    بر خلق، ولی داد، ولی داد، ولی داد

    عید است و گشودند ز رحمت در دیگر
    بر آل علی داده خدا گوهر دیگر
    بر پا شده از شوق و شعف محشر دیگر
    میلاد پیمبر شده یا حیدر دیگر؟

    این عبد خدا سید و مولای عباد است
    والله جواد است جواد است جواد است

    در بزمِ وجود آمده جود از کرم او
    عیسی شده عیسای مسیحا ز دم او
    دل‌های خدایی همه بیت‌الحرم او
    اوصاف همه خلق جهان است کم او

    ای جان همه عالم و آدم به فدایش
    زیبد که ببینیم و بخوانیم رضایش

    حرزی که بد از مادر او چون دُر مکنون
    بخشید ز لطف و کرم خویش به مأمون
    مأمون شد از این جود و جوانمردی ممنون
    اوصاف کمالش ز حساب آمده بیرون 

    پیداست چو خورشید صفت‌های خدایش
    مـا را نرســد تـا کـه بگـوییم ثنـایش

    والله قسم فوق مقام است مقامش 
    پیغامبران یکسره خوانند امامش 
    آرام دل و جان کلیم است کلامش 
    از هشت پسر، وز سه پسر باد سلامش

    این ضامن خلق این پسر ضامن آهوست
    این مظهر حق صـدرنشین حرم هوست

    ای اهل کرم را عطش چشمۀ جودت
    سرتا به قدم آیۀ تطهیر وجودت
    بالید به خود سجده به هنگام سجودت
    از ما صلوات و ز خداوند درودت

    ما سائـل و آقایـی و لطف و کرم از توست
    دل را نگشودیم به غیر، این حرم از توست


    ای علم تو چون علم خدا نامتناهی
    در موسم طفلیت به توفیق الهی 
    دادی خبر از جو و هوا و یم و ماهی
    دشمن به کمالات تو داده است گواهی

    وقت سخنت آمـده دانـش به تلاطم
    دریا شده در قطره‌ای از علم شما گم

    در ملک خدا مطلع‌الانوار شمایید
    دست کرم خالق دادار شمایید
    روشنگر چشم و دل بیدار شمایید
    ما دایره و نقطۀ پرگار شمایید

    والله قسـم مهـر شمـا آب حیـات است
    هر کس به شما دست دهد اهل نجات است 

    بی‌مهر شما نخل عمل را ثمری نیست 
    بی‌سوز شما سینۀ ما را شرری نیست
    جز کوی شما در همه عالم خبری نیست
    جز باب عنایات شما هیچ دری نیست

    ما مهـر شمـا را بـه دو عالــم نفروشیم
    یک چشم زدن هم ز شما چشم نپوشیم

    پیداست در آیینۀ تو روی محــمد
    ریحانۀ ریحانه و بوی تو محــمد
    خلق تو و خلق و تو خوی تو محــمد
    پیداست در آیینۀ روی تو محــمد

    در چشم رضا روی تو آیینۀ احمد
    لبخند زد و نام تو بگذاشت محــمد

    من قطره که افتاده به دامان یم توست
    هر سو که نهم روی دلم در حرم توست
    در حشر همه دار و ندارم کرم توست
    هر بیت مرا نفخه‌ای از فیض دم توست

    بی‌مهر تو «میثم» دهنش باز نگردد
    هرگـز بـه زبانش سخن آغاز نگردد

     ×××××××××××××××××××

    موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۰۶
    ذاکر شهید

    امام جواد(ع) مدح

    نظرات  (۰)

    هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی