هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی

شعر آئینی مدح و مرثیه اهلبیت علیهم السلام

هیئت شهید غلامحسین فتحی
کانال این وبلاگ
بایگانی

بسم الله الرحمن الرحیم

منشور مداحی از منظر امام خامنه ای

 

(قسمت اول)

 برای شیعیان روزهای محرم و صفر، ایام خاصی است. ایام غمناکی که به گفته امام راحل عظیم الشأنمان اسلام را زنده نگه داشته است. روزهایی که کشتی نجات اباعبدالله الحسین (ع) همه را به ساحل محبوب میرساند. در این ایام مردم برای شرکت در عزاداری ها با بلبلان گلزار حسینی بیشتر مأنوس هستند. در این یادداشت سعی کرده ایم تا اهمیت مداحی، وظایف و شرایط مداح و همچنین آفات مداحی را از منظر رهبری جستجو کنیم تا مطمئن تر به سر منزل مقصود برسیم.
مداحی فقط تحریک احساسات نیست، هدایت ذهن‌‌هاست 
 رهبر انقلاب: « مداح‌‌ها بدانند چه مى‌‌خوانند و چه مى‌‌گویند... شما ببینید امروز نسل جوان شما و جامعه‌‌ى شما از خلأ کدام معرفت آسیب مى‌‌‌بینند؛ از کمبود کدام عنصر سازنده‌‌ى اخلاقى رنج مى‌‌برند، آن عنصر اخلاقى را در وجود فاطمه‌‌ى زهرا(سلام‌‌اللَّه‌‌علیها) و در فضایل آن بزرگوار و این وجودهاى مقدس پیدا کنید و به زبان شعر آن را القا و بیان کنید.» 
اهمیت مداحی
جریان عاطفی تشیع
- از اولِ تاریخ تشیع تا امروز، یک عنصر اصلى و اساسى در تشیع و جریان تشیع، همین جریان عاطفى است.
- البته عاطفه‌ى متکى به منطق، عاطفه‌ى متکى به حقیقت، نه عاطفه‌ى پوچ.
- لذا شما در قرآن هم ملاحظه میکنید که اجر رسالت، محبت و مودت در قربى است؛ «قل لا اسئلکم علیه اجرا الّا المودّة فى القربى». این خیلى نکته‌ى مهمى است که باید به آن توجه داشت.
- خدشه‌دار کردن این محبت به هر شکلى و به هر صورتى، خیانت به جریان عظیم محبت اهل‌بیت و پیروى اهل‌بیت است. این محبت را باید حفظ کنید.
- لذا شما مى‌بینید در دوران ائمه (علیهم‌السّلام) این همه محدثین، این همه شاگردان آگاه و فقهاى بزرگ در خدمت امام صادق (علیه‌السّلام)، امام باقر (علیه‌السّلام) و ائمه‌ى دیگر بودند، معارف را نقل کردند، احکام را نقل کردند، شرایع را نقل کردند، اخلاقیات را نقل کردند، شنیدند و نقل و ثبت کردند؛ اما در کنار همه‌ى اینها، باز وقتى انسان درست نگاه میکند، مى‌بیند نگاه به دعبل خزاعى است، نگاه به سید حمیرى است، نگاه به کمیت بن زید اسدى است. در حالى که امثال زراره و محمدبن‌مسلم و بزرگانى از این قبیل در دستگاه ائمه (علیهم‌السّلام) هستند، اما امام رضا (علیه‌السّلام) دعبل را مینوازد؛ امام صادق (علیه الصّلاة و السّلام) سید حمیرى را مورد توجه و محبت قرار میدهد؛ این به خاطر این است که آن جنبه‌ى ارتباط عاطفى و محبت‌آمیز، در شعر شاعران، مدح مادحان و ذکر ذاکران، به نحو اتمّ و اوفى وجود دارد، اما در دیگر جاها وجود ندارد؛ یا اگر هست، ضعیف است؛ یا اینجورى بگوئیم، تأثیرگذارى آن ضعیف است. شعر، مدح، ذکر، این نقش را در تاریخ تشیع دارد.
- من میخواهم این را عرض بکنم به شما برادران عزیزى که ذاکر اهل‌بیت هستید و در سلسله‌ى مداحان و جامعه‌ى مداحان و ذاکران اهل‌بیت قرار دارید. این کار، کار شریفى است؛ کار ارزشمندى است؛ در بقاى تشیع، در حفظ ایمان شیعى و معرفت شیعى و پیروى از اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) نقش‌آفرین است؛ این را قدر بدانید.
-  گاهى یک بیت شعرى که شما میخوانید، از یک ساعت بحث مستدل یک گوینده‌ى ماهر تأثیرش در دلها بیشتر است. خوب، این خیلى ظرفیت بزرگى است؛ از این ظرفیت باید خوب استفاده کرد.
- میتوان با این امکان، با این ظرفیت عظیم، معارف اهل‌بیت را به کمک جنبه‌هاى عاطفى تا اعماق دل مردمِ چهارگوشه‌ى این کشور برد و آن را تعمیق بخشید؛ این چیز کمى نیست.
- ما امروز به این احتیاج داریم؛ همیشه احتیاج داریم. ما احتیاج داریم که ایمانهایمان مستحکم بشود، پایه‌هاى روشن پیدا کند، ثبات و ماندگارى پیدا کند، امواج گوناگونِ تبلیغات دشمن ما را تکان ندهد؛ ما همیشه به این احتیاج داریم.
- امروز دشمنان حقیقت، دشمنان اسلام، دشمنان معرفت اهل بیت (علیهم‌السّلام) با ابزارهاى کارآمد وارد میدان شده‌اند؛ امروز مسلح‌تر از همیشه‌اند؛ انواع و اقسام شیوه‌ها را به کار میگیرند تا این جامعه‌اى را که امروز به حق قیام کرده است و دنیاى اسلام را متوجه خود کرده و پنجه‌هاى پلید استکبار را تضعیف کرده – یعنى جامعه‌ى جمهورى اسلامى، جامعه‌ى ایران اسلامى – تضعیف کنند، توانائى‌اش را کم کنند، آبرویش را در نزد ملتهاى مسلمان، در نزد امت اسلامى از بین ببرند؛ دنبال این چیزهایند.
- این دشمنها امروز درصدد این هستند که ملت ایران را از محتواى برانگیزاننده‌ى آن – که همین ایمان روشنِ مستدل باشد – خالى کنند.
- انواع شیوه‌ها را به کار میبرند؛ ترویجهاى باطل میکنند، سرگرمى درست میکنند، سرگرمى‌هاى فکرى درست میکنند، سرگرمى‌هاى شهوانى درست میکنند، سرگرمى‌هاى سیاسى درست میکنند، فتنه درست میکنند؛ اینها همه یک سیاست است.
- در مقابل اینها چه کار باید کرد؟ باید این ایمان را که مایه‌ى قیام و ایستادگى و ثبات ملت ایران است، تقویت کرد.
-  یکى از عواملى که میتواند این کار بزرگ را انجام دهد، همین گسترش معارف اسلامى و معنوى و انقلابى به شکل روشن و پراکندن هرچه بیشتر محبت اهل‌بیت در دلها و در روحهاى انسانهاست؛ این مسئولیتى است که امروز همه‌ى ما داریم؛ مداحان هم بخشى از این مسئولیت را دارند، که بخش مهمى هم هست.(۱۳/۰۳/۱۳۸۹)[۱]
 
-  گاهى یک بیت شعرى که شما میخوانید، از یک ساعت بحث مستدل یک گوینده‌ى ماهر تأثیرش در دلها بیشتر است. خوب، این خیلى ظرفیت بزرگى است؛ از این ظرفیت باید خوب استفاده کرد.
- میتوان با این امکان، با این ظرفیت عظیم، معارف اهل‌بیت را به کمک جنبه‌هاى عاطفى تا اعماق دل مردمِ چهارگوشه‌ى این کشور برد و آن را تعمیق بخشید؛ این چیز کمى نیست.
- ما امروز به این احتیاج داریم؛ همیشه احتیاج داریم. ما احتیاج داریم که ایمانهایمان مستحکم بشود، پایه‌هاى روشن پیدا کند، ثبات و ماندگارى پیدا کند، امواج گوناگونِ تبلیغات دشمن ما را تکان ندهد؛ ما همیشه به این احتیاج داریم.
- امروز دشمنان حقیقت، دشمنان اسلام، دشمنان معرفت اهل بیت (علیهم‌السّلام) با ابزارهاى کارآمد وارد میدان شده‌اند؛ امروز مسلح‌تر از همیشه‌اند؛ انواع و اقسام شیوه‌ها را به کار میگیرند تا این جامعه‌اى را که امروز به حق قیام کرده است و دنیاى اسلام را متوجه خود کرده و پنجه‌هاى پلید استکبار را تضعیف کرده – یعنى جامعه‌ى جمهورى اسلامى، جامعه‌ى ایران اسلامى – تضعیف کنند، توانائى‌اش را کم کنند، آبرویش را در نزد ملتهاى مسلمان، در نزد امت اسلامى از بین ببرند؛ دنبال این چیزهایند.
- این دشمنها امروز درصدد این هستند که ملت ایران را از محتواى برانگیزاننده‌ى آن – که همین ایمان روشنِ مستدل باشد – خالى کنند.
- انواع شیوه‌ها را به کار میبرند؛ ترویجهاى باطل میکنند، سرگرمى درست میکنند، سرگرمى‌هاى فکرى درست میکنند، سرگرمى‌هاى شهوانى درست میکنند، سرگرمى‌هاى سیاسى درست میکنند، فتنه درست میکنند؛ اینها همه یک سیاست است.
- در مقابل اینها چه کار باید کرد؟ باید این ایمان را که مایه‌ى قیام و ایستادگى و ثبات ملت ایران است، تقویت کرد.
-  یکى از عواملى که میتواند این کار بزرگ را انجام دهد، همین گسترش معارف اسلامى و معنوى و انقلابى به شکل روشن و پراکندن هرچه بیشتر محبت اهل‌بیت در دلها و در روحهاى انسانهاست؛ این مسئولیتى است که امروز همه‌ى ما داریم؛ مداحان هم بخشى از این مسئولیت را دارند، که بخش مهمى هم هست.(۱۳/۰۳/۱۳۸۹)[۱]
 
-  گاهى یک بیت شعرى که شما میخوانید، از یک ساعت بحث مستدل یک گوینده‌ى ماهر تأثیرش در دلها بیشتر است. خوب، این خیلى ظرفیت بزرگى است؛ از این ظرفیت باید خوب استفاده کرد.
- میتوان با این امکان، با این ظرفیت عظیم، معارف اهل‌بیت را به کمک جنبه‌هاى عاطفى تا اعماق دل مردمِ چهارگوشه‌ى این کشور برد و آن را تعمیق بخشید؛ این چیز کمى نیست.
- ما امروز به این احتیاج داریم؛ همیشه احتیاج داریم. ما احتیاج داریم که ایمانهایمان مستحکم بشود، پایه‌هاى روشن پیدا کند، ثبات و ماندگارى پیدا کند، امواج گوناگونِ تبلیغات دشمن ما را تکان ندهد؛ ما همیشه به این احتیاج داریم.
- امروز دشمنان حقیقت، دشمنان اسلام، دشمنان معرفت اهل بیت (علیهم‌السّلام) با ابزارهاى کارآمد وارد میدان شده‌اند؛ امروز مسلح‌تر از همیشه‌اند؛ انواع و اقسام شیوه‌ها را به کار میگیرند تا این جامعه‌اى را که امروز به حق قیام کرده است و دنیاى اسلام را متوجه خود کرده و پنجه‌هاى پلید استکبار را تضعیف کرده – یعنى جامعه‌ى جمهورى اسلامى، جامعه‌ى ایران اسلامى – تضعیف کنند، توانائى‌اش را کم کنند، آبرویش را در نزد ملتهاى مسلمان، در نزد امت اسلامى از بین ببرند؛ دنبال این چیزهایند.
- این دشمنها امروز درصدد این هستند که ملت ایران را از محتواى برانگیزاننده‌ى آن – که همین ایمان روشنِ مستدل باشد – خالى کنند.
- انواع شیوه‌ها را به کار میبرند؛ ترویجهاى باطل میکنند، سرگرمى درست میکنند، سرگرمى‌هاى فکرى درست میکنند، سرگرمى‌هاى شهوانى درست میکنند، سرگرمى‌هاى سیاسى درست میکنند، فتنه درست میکنند؛ اینها همه یک سیاست است.
- در مقابل اینها چه کار باید کرد؟ باید این ایمان را که مایه‌ى قیام و ایستادگى و ثبات ملت ایران است، تقویت کرد.
-  یکى از عواملى که میتواند این کار بزرگ را انجام دهد، همین گسترش معارف اسلامى و معنوى و انقلابى به شکل روشن و پراکندن هرچه بیشتر محبت اهل‌بیت در دلها و در روحهاى انسانهاست؛ این مسئولیتى است که امروز همه‌ى ما داریم؛ مداحان هم بخشى از این مسئولیت را دارند، که بخش مهمى هم هست.(۱۳/۰۳/۱۳۸۹)[۱]
 
-  گاهى یک بیت شعرى که شما میخوانید، از یک ساعت بحث مستدل یک گوینده‌ى ماهر تأثیرش در دلها بیشتر است. خوب، این خیلى ظرفیت بزرگى است؛ از این ظرفیت باید خوب استفاده کرد.
- میتوان با این امکان، با این ظرفیت عظیم، معارف اهل‌بیت را به کمک جنبه‌هاى عاطفى تا اعماق دل مردمِ چهارگوشه‌ى این کشور برد و آن را تعمیق بخشید؛ این چیز کمى نیست.
- ما امروز به این احتیاج داریم؛ همیشه احتیاج داریم. ما احتیاج داریم که ایمانهایمان مستحکم بشود، پایه‌هاى روشن پیدا کند، ثبات و ماندگارى پیدا کند، امواج گوناگونِ تبلیغات دشمن ما را تکان ندهد؛ ما همیشه به این احتیاج داریم.
- امروز دشمنان حقیقت، دشمنان اسلام، دشمنان معرفت اهل بیت (علیهم‌السّلام) با ابزارهاى کارآمد وارد میدان شده‌اند؛ امروز مسلح‌تر از همیشه‌اند؛ انواع و اقسام شیوه‌ها را به کار میگیرند تا این جامعه‌اى را که امروز به حق قیام کرده است و دنیاى اسلام را متوجه خود کرده و پنجه‌هاى پلید استکبار را تضعیف کرده – یعنى جامعه‌ى جمهورى اسلامى، جامعه‌ى ایران اسلامى – تضعیف کنند، توانائى‌اش را کم کنند، آبرویش را در نزد ملتهاى مسلمان، در نزد امت اسلامى از بین ببرند؛ دنبال این چیزهایند.
- این دشمنها امروز درصدد این هستند که ملت ایران را از محتواى برانگیزاننده‌ى آن – که همین ایمان روشنِ مستدل باشد – خالى کنند.
- انواع شیوه‌ها را به کار میبرند؛ ترویجهاى باطل میکنند، سرگرمى درست میکنند، سرگرمى‌هاى فکرى درست میکنند، سرگرمى‌هاى شهوانى درست میکنند، سرگرمى‌هاى سیاسى درست میکنند، فتنه درست میکنند؛ اینها همه یک سیاست است.
- در مقابل اینها چه کار باید کرد؟ باید این ایمان را که مایه‌ى قیام و ایستادگى و ثبات ملت ایران است، تقویت کرد.
-  یکى از عواملى که میتواند این کار بزرگ را انجام دهد، همین گسترش معارف اسلامى و معنوى و انقلابى به شکل روشن و پراکندن هرچه بیشتر محبت اهل‌بیت در دلها و در روحهاى انسانهاست؛ این مسئولیتى است که امروز همه‌ى ما داریم؛ مداحان هم بخشى از این مسئولیت را دارند، که بخش مهمى هم هست.(۱۳/۰۳/۱۳۸۹)[۱]
 
مداحان وصل کننده حلقه عمل و محبت هستند
- شما مداحان و گویندگان فضایل اهل‌بیت(ع)، بهترین کسانى هستید که مى‌توانید حلقه‌ى عمل را به حلقه‌ى محبت وصل کنید و یک سلسله و زنجیره‌ى واقعى به وجود بیاورید.
- تا کسى اهل محبت نباشد، قاعدتاً وارد این وادى‌یى که شما هستید، نمى‌شود. آن کسى که قدم در این وادى مى‌گذارد، لابد مایه‌ى محبت و استعداد و قابلیتى در او هست.
- آنچه وظیفه‌ى هر انسانى است، این است که سرمایه‌ها را زیاد کند. سعى کنید این سرمایه‌ى محبت و معرفت زیاد بشود. هر کس در هر سطحى که هست، باید خودش را بالا بکشد؛ والّا تمام مى‌شود. برادران! این سرمایه‌هاى معنوى هم مثل سرمایه‌هاى مادّى است که گاهى تمام مى‌شود. اگر به آن اضافه نکردید، تمام خواهد شد.
- ما باید خودمان از درون پالایش بشویم.
- آنچه که مى‌خواهم عرض بکنم، این است که چند موضوع را در هر برهه‌یى از زمان در نظر بگیرید و در خلال اشعارى که به مناسبت مدح یا مصیبت و یا نصیحت براى مردم مى‌خوانید، این مطلب را هم در جامعه بپراکنید.
- مردم محبتى دارند که بایستى بر اثر خواندن و گفتن شما، عمیق و ریشه‌دار و تند و آتشین و برافروخته بشود. (
۱۷/۱۰/۱۳۶۹) [۲]
حفظ و تقویت پیوند عاشقانه مردم با ائمه
-  عاطفه‌ى مردم ما و پیوندشان با ائمه(علیهم‌السّلام) و عشقشان که در شادى آنها حقیقتاً شاد مى‌شوند و در عزاى آنها حقیقتاً محزون و غمگین مى‌شوند، چیز بسیار مهمى است.
- حفظ و تقویت و پالودن و پیراستن و جهت دادن و هدایت این، بر عهده‌ى کسانى از برگزیدگان – از جمله همین سلسله‌ى محترم مداحان که داراى این منصب عالى هستند – مى‌باشد. 
 منبر مداحی از باشرافت‌ترین منبرهاست
- من و شما باید دنبال عبودیت خدا باشیم. تمجید از فاطمه‌ى زهرا نتیجه‌اش باید این باشد.
- شما برادران عزیز مداح کسانى هستید که از زبان و حنجره‌ى شما امواج نورانى و معطر مدیحه‌ى دختر پیغمبر و ائمه‌ى هدى (علیهم‌السّلام) ساطع مى‌شود و در دل مخاطبانتان مى‌نشیند؛ این خیلى ارزش است.
- رتبت مداحى و منبر مداحى یکى از باشرافت‌ترین رتبه‌ها و منبرهاست.
- امروز هم بحمداللَّه اقبال مردم و جوان‌ها به نواى مداحان، اقبال خوبى است. مى‌بینید مردم، استقبال مى‌کنند، علاقه نشان مى‌دهند، اجتماع مى‌کنند، صحبت مى‌کنند، پول مى‌دهند؛ این یک موقعیت است. موقعیت وقتى حساس شد، وظیفه حساس و خطیر مى‌شود.
- مداح‌ها بدانند چه مى‌خوانند و چه مى‌گویند. صداى خوش، آهنگ قشنگ، موقعیت ممتاز، تریبون خوب، اقبال فراوان؛ امروز هم که جوانها بحمداللَّه جامعه و کشور ما را با صفاى دلِ خودشان مصفا کرده‌اند – این همه جوان در این کشور وجود دارد – همه متوجه شماست. شما چه مى‌خواهید به مردم بدهید؟ این‌که من همیشه روى آنچه مى‌خوانید و آن‌چنان که مى‌خوانید – در جلسه‌ى مداح‌ها و با افراد گوناگون – تأکید مى‌کنم، به‌خاطر این حساسیت است.
وظایف مداحی
• تبیین مانع از پوشاندن خورشید حقیقت می‌شود
- امروز مثل خیلى از دورانهاى دیگر تاریخ، ما – جریان ولایت و دوستداران ائمّه علیهم‌السّلام – به تبیین احتیاج داریم؛ گفتن، بیان کردن، روشن کردن و حقایق را در معرض بینایى و دانایى انسانها قرار دادن.
- اگر اهمیتِ تبیین نبود، امام صادق علیه‌السّلام شاعرى مثل «کُمیْت» را آن گونه مورد عنایت قرار نمى‌داد؛ یا امام هشتم علیه‌السّلام «دِعبل» را؛ یا امام چهارم علیه‌السّلام «فرزدق» را. شعراى معروفى که شما اسمهایشان را شنیده‌اید – مثل فرزدق، کُمیْت و دیگران – اینها سلمان زمان خودشان نبودند؛ اینها در مقایسه‌ى با اصحاب عالى‌مقام ائمّه، خیلى متوسّط بودند. نه معرفتشان به قدر معرفت «زراره» و «محمدبن‌مسلم» و امثال اینها بود؛ نه فعّالیتشان در محیط اهل بیت زیاد بود. اما شما مى‌بینید امام از اینها تجلیلى مى‌کند که از خیلى از اصحاب بزرگوار خودش نمى‌کند؛ چرا؟ به‌خاطر تبیین. چون اینها در یک جا حرفى زدند و نکته‌اى را روشن کردند که مثل خورشیدى بر ذهنها و دلها تابیده و حقیقتى را براى مردم روشن کرده است.
-  این‌که فرمودند: «من قال فینا شعراً و بکى أو أبکى وجب له الجنّة» – کسى شعرى درباره‌ى ما بگوید و چشمى را بگریاند، بهشت بر او واجب مى‌شود – معنایش چیست؟ معنایش این است که بهشت را ارزان کرده‌اند؟ بهشتى که این همه باید عبادت کرد تا به آن رسید، آیا آن را این‌طور دم دستى کرده‌اند؟ یا نه؛ آن کار، آن شعر گفتن و تسخیر دل با آن شعر و انتقال یک مطلب در آن روز، آن‌قدر مهم بوده که به خاطر آن اهمیت، جا داشته است که در مقابل یک بیت شعرى که این‌گونه تأثیر مى‌گذارد، بهشت را به او وعده دهند. هر وقت شعر شما این اثر را داشته باشد، بدون بروبرگرد، همان وعده‌ى بهشت در مقابلش وجود دارد. این یک محاسبه‌ى کاملاً منطقى و روشن است.
-  در زمان ما که شما مى‌خواهید شعر بگویید یا شعر بخوانید و مایلید در مقابلش اجر و منزلت «دِعبل» و «فرزدق» را هم داشته باشید، راهش چیست؟ راهش این است که همان خلأیى را که آن روز «دِعبل» یا «فرزدق» یا «کُمیْت» یا بقیه‌ى شعراى اهل بیت با شعر خود پُر مى‌کردند، پُر کنید. این مطلبى است که من همیشه به مدّاحان و شعراى عزیز مذهبى تذکّر داده‌ام.
- مدّاحى و ستایشگرىِ ائمّه علیهم‌السّلام در حقیقت ستایشگرى نیکى و معنویت و جهاد است؛ ستایشگرى خورشید امامت و ولایت است؛ خورشید حقیقتى که سعى شد آن را بپوشانند؛ اما همین زبانهاى گویا نگذاشتند.
- نه فقط مدّاحان و شعرا نگذاشتند، بلکه همه‌ى کسانى که در راه معرفت دینى کار کرده‌اند و همه‌ى دلهاى فروزنده‌ى از محبّت اهل بیت علیهم‌السّلام در این سیزده، چهارده قرن، نگذاشتند این خورشید پوشیده بماند. روزبه‌روز ابرها را از مقابل آن خورشید، بیشتر کنار زدند تا امروز به این‌جا رسیده‌ایم. این کار باید ادامه پیدا کند و حقایق اهل بیت علیهم‌السّلام روشن شود
/۰۵/۱۳۸۴). [۵]
• الگوسازی اهل بیت برای جوانان
- امروز دستگاه‌هاى تبلیغاتى دنیا براى گمراه کردن انسانها دائم الگو جلوى چشم نسلهاى بشر در همه‌ى دنیا مى‌آورند. البته الگوها کم‌جاذبه و ناموفق است، اما دست‌بردار نیستند؛ هنرپیشه مى‌آورند، نویسنده مى‌آورند، آدمهاى پرهیاهوى خوش‌ظاهرِ بدون باطن مى‌آورند، هیکلهاى پوچ و بى‌معنا را مى‌آورند و مرتب نمایش مى‌دهند، تا بتوانند به وسیله‌ى این الگوها، انسانها را به سمتى حرکت بدهند و به راهى بکشند.
- آنها براى این‌کار، پولها خرج مى‌کنند و فیلمهاى هالیوودى و چیزهایى از این دست که مى‌بینید و مى‌شنوید و مى‌دانید، اغلبش جهت‌دار است. با این‌که مى‌گویند هنر بایستى فارغ از سیاست و جهتگیرى سیاسى باشد، رفتار خودشان بعکس است و این‌جورى نیست؛ مستکبران عالم هنر، سینما، فیلم، شعر، نوشتن، مغز و استدلال و فلسفه را در راه منافع استکبارى و چپاولگرى خودشان استخدام کرده‌اند؛ همین چیزى که امروز مظاهر سرمایه‌دارى دنیاست؛ قدرت نظامى‌اش امریکاست، قدرتهاى اقتصادى‌اش هم شرکتهاى پشت‌سر دولت امریکایند.
- آنها از همه‌ى امکانات استفاده مى‌کنند براى الگوسازى، ملتها هم دستشان خالى است و الگو و نمونه‌یى که بتوانند در مقابله‌ى با آنچه که آنها مى‌آورند، از خودشان نشان بدهند، ندارند.
- ما دستمان پُر است، ما زنان بزرگى داریم؛ اگر حالا بخواهیم وارد وادى مسأله‌ى زن بشویم. زنان باعظمتى در تاریخ اسلام هستند که اوج و قله‌ى این عظمت‌ها، فاطمه‌ى زهرا، صدیقه‌ى کبرى (سلام‌اللَّه‌علیها)، است. حضرت زینب و حضرت سکینه هم ماجراهایشان ماجراهاى شگفت‌آور براى انسانهاى متفکر و باهوش و خردمند و اهل فکر است.
- امام حسن و امام حسین را گفته‌اند: «سیّدى شباب اهل الجنّة». با این‌که اینها همیشه جوان نبودند و این دو بزرگوار به سنین پیرى و کهولت هم رسیده‌اند، اما «سیّدى شباب» به آنها گفته‌اند؛ یعنى جوانى اینها باید به عنوان یک الگو همیشه در مقابل چشم جوانهاى دنیا باشد. جوانى خود پیغمبر و جوانى امیرالمؤمنین هم همین‌جور است.
-  حرف من با شما برادران عزیز مداح و ذاکر این است که شماها در این زمینه خیلى وظیفه دارید. من گاهى اوقات توصیه‌هایى مى‌کنم. این‌جور نیست که ما براى عظمت فاطمه‌ى زهرا درمانده باشیم که چه‌جور این عظمت را بیان کنیم و متوسل بشویم به شعر، نثر و یا کلامى؛ نه، بلکه ما به آن عظمت احتیاج داریم.
- این خورشید متلألئ و درخشان به همه‌ى موجودات عالم سود مى‌بخشد و حالا گوشه آفتابش هم داخل خانه‌ى ما افتاده است؛ ما باید ببینیم از این چه‌جورى مى‌توانیم استفاده کنیم.
- آن خورشید که خیلى بالاتر است؛ حالا ما ساعتهاى متمادى بنشینیم و راجع به توصیف این خورشید – که درست هم نمى‌دانیم چه هست و ذهن ما به آن نمى‌رسد – حرف بزنیم، شعر بگوییم، بخوانیم؛ اما نرویم زیر این آفتاب بنشینیم، تا بدنمان را گرم کنیم، جسم‌مان را رشد بدهیم و حیات خودمان را تقویت و تأمین کنیم؛ این‌که عاقلانه نیست؛ شأن این بزرگوار و این بزرگوارها خیلى بالاست.
- شما ببینید امروز نسل جوان شما – چه دخترهاتان، چه پسرهاتان – و جامعه‌ى شما از خلأ کدام معرفت رنج مى‌برند و آسیب مى‌بینند؛ از کمبود کدام عنصر سازنده‌ى اخلاقى رنج مى‌برند، آن عنصر اخلاقى را در وجود فاطمه‌ى زهرا (سلام‌اللَّه‌علیها) و در فضایل آن بزرگوار و این وجودهاى مقدس پیدا کنید و به زبان شعر – که زبان هنر هست – آن را القا و بیان کنید.
- ببینید ما در زندگى سیاسى و اجتماعى‌مان به کدام درس اهل‌بیت احتیاج داریم، آن را از زندگى این بزرگواران و این بزرگوار بخصوص استخراج کنید و با زبان شعر بیان کنید؛ اینها لازم و مهم است، والّا صرف مدح گفتن کافى نیست.
- ما باید اظهار ارادت بکنیم و این اظهار ارادت، کمال ماست؛ «مادح خورشید مداح خود است»؛ اما به این نباید اکتفا کنیم. ما باید ببینیم امروز چه درسى از این بزرگوارها مى‌شود بگیریم.
(۱۷/۰۵/۱۳۸۳) [۶]
• جبهه تبلیغی برای نظام اسلامی
-  امروز ما کشورى هستیم که ملت ما به برکت خون و قیام امام حسین و به برکت روح حسینى، توانست قیام کند و یک نظام استبدادى فاسد خبیث زشت‌کردار زشت‌خو را به زانو دربیاورد و یک حکومت مردمى با صبغه و روحیه و با عمل نسبتاً اسلامى – روحیه‌ى ما اسلامى است؛ اما نمى‌توانم بگویم که عمل‌مان کاملاً اسلامى است؛ نسبتاً اسلامى است که ان‌شاءاللَّه روزبه‌روز باید بیشتر اسلامى شود – را سر کار بیاورد، که خود این نظام، فحش به همه‌ى قدرتهاى عالم است؛ نفس وجود نظام جمهورى اسلامى فحش به امریکاست، ولو شما یک کلمه هم «مرگ بر امریکا» نگویید؛ خود این‌که این هست، نوعى دهن‌کجى به همه‌ى قدرتهایى است که با معنویت و با فضیلت و با استقلال و با شرف ملتها مخالفند.
- امروز همه وظیفه دارند این نظام را از نقصها و ضعفهاى خودش خلاص کنند و عناصر قدرت و قوّت معنوى و مادى را در آن تقویت کنند و در آن بیشتر به‌وجود بیاورند.
- اگر احتیاج به وحدت داریم، اگر احتیاج به علم داریم، اگر احتیاج به همکارى داریم، اگر احتیاج به تلاش اقتصادى یا سیاسى داریم، اگر احتیاج به روح شهادت‌طلبى و سلحشورى داریم و اگر احتیاج به خیلى چیزها داریم، باید هر کس به قدر خودش اینها را در جامعه به‌وجود بیاورد.
-  جبهه‌ى تبلیغ، جبهه‌ى وسیعى است که در آن هنر و آموزش و علم و دین و دانشگاه و حوزه و وزارت ارشاد و صدا و سیما هستند، که یک قسمت از این جبهه‌ى وسیع، به جماعت مداح سپرده شده است و آن مانند این است که این بخش عظیم را این لشگر یا این قرارگاه به عهده دارد و تکه‌یى از آن را به گردن ما سپرده‌اند؛ ما باید این را خوب از عهده بربیاییم، تا دیگران هم که در بخشهاى خودشان از عهده برآمده‌اند، مجموعش بشود پیروزى.
- وظیفه و مسؤولیت بزرگ جامعه‌ى مداح این است که مطالبش پُرمغز و پُرمحتوا باشد و به شیوه‌ى درست این را اداره کند؛ هم در مصیبت و مدایح، و هم در عزا و جشن. باید مطالب با شکلهاى مختلف و در قالبهاى مختلف بیاید.
(۱۷/۰۵/۱۳۸۳) [۷]
 
 
 
 
• عرصه شایسته هنرنمایی
- حقاً عرصه‌ى محبت اهل‌بیت عرصه‌ى شایسته‌اى براى هنرنمائى است.
- هر چه فکر انسان، ذوق انسان، طبع ظریف صاحبان طبع در این زمینه کنکاش بیشترى کند، تدبر و تأمل بیشترى کند، گوهرهاى بیشترى به دست خواهد آورد.
- البته توصیه‌ى همیشگى ما این است که ژرف‌پیمائى در این اقیانوس نور و معنویت به کمک احادیث اهل‌بیت باشد.
- همانطورى که در یکى از اشعارى که آقایان خواندند، این مضمون بود، که معرفت این خاندان هم در اختیار خود این خاندان است؛ از آنها فرا بگیریم. آنها را معرف خودشان قرار بدهیم. تأمل کنیم، دقت کنیم تا به صورت عمیق و ژرفى این کلمات و این معانى را بفهمیم.
- شعراى عزیز ما، مداحان و ستایشگران اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) که این افتخار را دارند که به کلمات و به روایات اهل بیت مراجعه کنند، تأمل کنند، تدبر کنند، از اهل بصیرت و معرفت براى ژرف‌یابى کمک بگیرند، آن وقت ذوق، طبع لطیف، دقت نظر و کنکاش، صوت خوب و حنجره‌ى توانا را در خدمت اینها قرار دهند. این یکى از بهترین و شریفترین کارهاست.
- هر چه ما جلو میرویم، نقش ارتباطگیرى با هنر بیشتر آشکار میشود؛ ارتباط گرفتن با ذهن و دل مخاطبان خود، مردم خود، با کمک ابزار بسیار کارآمد هنر.
- امروز آن کسانى که پیامى براى مردم دارند؛ چه پیام رحمانى، چه پیام شیطانى – فرق نمیکند – بهترین وسیله‌اى که در اختیار میگیرند، وسیله‌ى هنر است.
- لذا شما مى‌بینید به کمک هنر، امروز در دنیا باطل‌ترین حرفها را در ذهن یک مجموعه‌ى عظیمى از مردم به صورت حق جلوه میدهند که بدون هنر امکان نداشت، اما با هنر و به کمک ابزار هنر این کار را میکنند.
- همین سینما، هنر است؛ همین تلویزیون، هنر است؛ انواع و اقسام شیوه‌هاى هنرى را به کار میگیرند براى اینکه بتوانند یک پیام باطل را به شکل حق به ذهنها منتقل کنند. بنابراین هنر اینقدر اهمیت پیدا کرده است.
- منتها ما مسلمانها و بخصوص ما شیعیان، امتیازى داریم که دیگر ملیتها و ادیان این امتیاز را به قدر ما ندارند و آن عبارت است از اجتماعات دینى که به شکل روبه‌رو، چهره به چهره، نفس به نفس تشکیل میشود که این را در جاهاى دیگر دنیا و در ادیان دیگر کمتر میشود پیدا کرد. هست؛ نه به این قوّت، نه به این وسعت، نه به این تأثیرگذارى و محتواهاى راقى.
- ماجراى مدح‌خوانى و ستایشگرى مداحان ما از این باب است؛ استخدام هنر براى انتقال مفاهیم والا و باارزش که تا اعماق جان مخاطب نفوذ کند. این یک وسیله است، این یک ابزار بسیار باارزش است. ابزار است، اما آنقدر این ابزار وزن پیدا میکند که گاهى به قدر خودِ محتوا اهمیت پیدا میکند؛ چون اگر نباشد، محتوا قابل انتقال به دلها نیست.
- مداحىِ شما از این قبیل است. هر چه هنرمندانه‌تر باشد، از ابزار هنر، از صوت خوش، حنجره‌ى خوب برخوردار باشد، بهتر است و هر چه محتوا – آنچه که میخوانیم – آموزنده‌تر باشد، براى مخاطب قابل فهم‌تر باشد، درس آموزتر باشد، از جهت مدیریت فکرىِ مخاطبتان تازه‌تر و با طراوت‌تر باشد، ارزشش بیشتر است. البته با توجه به همان مطلبى که اول عرض کردیم، یعنى در چهارچوب تعالیم و معارف اهل‌بیت.
-  مسئله فقط تحریک احساسات نیست؛ هدایت ذهنهاست.
- شما جوانهائى که اهل خواندن و سرودن و بیان کردن و برنامه اجرا کردن هستید، به نیاز امروز جامعه‌ى اسلامى نگاه کنید، ببینید چقدر ملت ما، جوانها و جامعه‌ى ما در کشاکش طوفانهاى گوناگونِ تهاجم سیاسى و فرهنگى و انواع و اقسام تلقینات و تبلیغات، به نگاه نو، به روحیه‌ى سرشار از امید، به دل لبالب از اطمینانِ به آینده، فهمیدن راه روشن احتیاج دارد. این را همه باید انجام دهند؛ هر کسى به یک نحوى. و شما میتوانید سهم وافرى در این زمینه داشته باشید. به هر حال، مجموعه‌هاى اساتید و پیشکسوتهاى مداحى میتوانند کارهاى خوبى انجام دهند، امیدواریم ان‌شاءاللَّه انجام دهند.(۰۴/۰۴/۱۳۸۷) [۸]
• تسهیل روند حرکت ملت ایران در مبارزه با استکبار
-  یک نقطه‌ى اساسى هم این است که ما وضعیت کنونى انقلاب را همواره هم در یاد خودمان داشته باشیم، هم در حوزه‌ى شعاع گفتارى خودمان، تأثیر نفس خودمان را به یاد دیگران بیاوریم.
- انقلاب یک حادثه در تاریخ ایران فقط نبود؛ این یک حادثه در تاریخ جهان و در تاریخ بشریت بود. بر روى این نکته من تکیه و تأکید میکنم – این شعار نیست، این تدقیق در یک حقیقت است – که این یک حادثه در تاریخ بشریت است. هر چه زمان بیشتر بگذرد، بیشتر این حقیقت روشن خواهد شد.
- اینجور نبود که حالا در کشورى نظامهاى طاغوتى و فاسد بودند، بعد به یک نظام اسلامى تبدیل شد. البته این بود؛ اما فقط این نبود. از لحاظ اعتقادى و معنوى، قرنهاست که دنیا را بعمد به سمت نگاه مادى و فهم مادىِ زندگى و عالم پیش میبردند، الان هم دارند پیش میبرند. این انقلاب در مقابل این موج عظیمى که با همه‌ى قدرت مادى آن را دائم تشدید میکردند، آمد ایستاد و ضربه زد.
- انقلاب با مطرح کردن عَلمِ معنویت، با آن حرکتى که ترک‌تازانه به پیش میبردند، به آن حرکت لطمه وارد آورد و او را کند کرد. امروز شما مى‌بینید در همان کشورهائى که مهد گرایش مادیگرى بود، گرایشهاى معنوى به شکلهاى مختلفى بروز کرده؛ یعنى طلب معنویت، عشق به معنویت، شوق و گرایش به معنویت در آنجا در بین جوانهایشان به وجود آمده – البته این معنویت را وقتى نمیتوانند درست اداره کنند، مدیریت کنند، گرایشهاى انحرافى به وجود مى‌آید؛ عرفانهاى قلابى، معنویتهاى دروغین. و شیادانى هم هستند که نقش مى‌آفرینند – که اگر توى این شرائط اسلام و مکتب اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) بتواند خود را به قلب امپراتورى مادى غرب برساند، آنجا طالب دارد، مستمع دارد، علاقه‌مند دارد. و این امروز در دنیا محسوس و مسلم است… این از جنبه‌ى معنوى.
-  از جنبه‌ى سیاسى این است که از دورانى که مسئله‌ى استعمار در دنیا شروع شد – یعنى از قرن نوزدهم – که آرام آرام از حدود دویست سال قبل تقریباً مسئله‌ى استعمار یعنى دست‌اندازى به کشورهاى دیگر از سوى قدرتهائى که میتوانستند دست‌اندازى کنند، شروع شد، نظام سلطه سر کار آمد؛ یعنى دنیا تقسیم شود به دو بخش؛ یک بخشِ گردن‌کلفت و زورگو و سلطه‌گر، یک بخشِ ضعیف و توسرى خور و سلطه‌پذیر.
- انقلاب اسلامى شما در مقابل این حرکتى که به حرکت طبیعى دنیاى سیاست تبدیل شده بود، ایستاد. اینى که شما مى‌بینید امروز در خیلى از کشورها صداى مرگ بر آمریکا بلند میشود، این چیز جدیدى است؛ این مخلوق حرکت ملت ایران است. چنین چیزى وجود نداشت. اینى که شما مى‌بینید امروز در همه‌ى دنیا، چه در کشورهاى اسلامى، چه حتّى در کشورهاى اروپائى، سیاست آمریکائى منفورترینِ سیاستها و سران کشور آمریکا منفورترینِ سیاستمداران دنیا هستند، این ناشى از این حرکت عظیم ملت ایران است.
- اینجا بود که اول، شاخِ ابرقدرتىِ ابرقدرتها را شکست، نظام سلطه را به چالش طلبید. چرا؟ چرا قدرتهاى بزرگ مثل آمریکا و دیگران با کشورهائى که همیشه سلطه‌پذیر بودند، باید از موضع قدرت حرف بزنند؟ توى ایرانِ خود ما سران ذلیلِ روسیاهِ رژیم طاغوت، براى تصمیم‌گیریهاى مهمشان اقدام نمیکردند، مگر اینکه قبلاً با سفیر آمریکا و سفیر انگلیس در ایران مشورت کنند. چرا؟ چرا یک ملت با توانائیهاى خود، با ذخائر فرهنگى و مادى و معنوى خود، بایستى تابع و تسلیم یک قدرت بیگانه شود؟ چرا؟ این «چرا» را اول، انقلاب اسلامى گفت.
-  حالا این، دو نمونه از تأثیرى که انقلاب شما ملت ایران از جنبه‌ى معنوى و از جنبه‌ى سیاسى در حرکت عمومى جهان و نه فقط در تاریخ ایران، باقى گذاشته. این دو نمونه، نمونه‌هاى دیگرى هم دارد که حالا وقت تفصیلش نیست.
-  این اقدام بزرگ انجام گرفت، دشمنى‌ها هم با او شروع شد؛ مقاومت متقابل هم شروع شد.
- این حرکت ادامه پیدا کرده و این دشمنیها هم روز به روز به شکلهاى مختلف وجود داشته. ما مثل آن دونده‌اى هستیم که به طرف مقصدى دارد حرکت میکند، ولى عده‌اى نمیخواهند او برسد و دائم سر راهش مانع درست میکنند؛ از رو مانع‌ها میپرد، هى سنگ بهش میزنند، هى او را ملامت میکنند؛ از اطراف به او فریاد میزنند: نرو، نمیرسى، فایده‌اى ندارد؛ او هم گوشش بدهکار نیست؛ زخمها را میخورد، دردها را تحمل میکند؛ اما راه خودش را ادامه میدهد و میرسد. ملت ایران مثل یک چنین دونده‌ى قهرمانى تا امروز عمل کرده؛ پیش رفته.
-  خوب، در یک چنین وضعیتى، دلسوزان این کشور، دلسوزان این ملت، علاقه‌مندان به آرمانهاى اسلامى و انقلابى و مکتب اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) وظیفه‌ى‌شان چیست؟ همه وظیفه دارند این راه را براى روندگان، یعنى براى ملت ایران تسهیل کنند.
- سیاستمدارها یک جور، دولتمردان یک جور، علماى دین یک جور، دانشمندانِ دانشگاه‌ها یک جور، روشنفکران یک جور، قشرهاى مختلف یک جور. یکى از اثرگذارترین‌ها هم این جامعه‌ى گویندگان مذهبى، سرایندگان مذهبى، پرچمداران عشقِ به اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) که در شادى و عزاى اهل‌بیت دلها را به آنها نزدیک میکنند، هستند.
• تسهیل روند حرکت ملت ایران در مبارزه با استکبار
-  یک نقطه‌ى اساسى هم این است که ما وضعیت کنونى انقلاب را همواره هم در یاد خودمان داشته باشیم، هم در حوزه‌ى شعاع گفتارى خودمان، تأثیر نفس خودمان را به یاد دیگران بیاوریم.
- انقلاب یک حادثه در تاریخ ایران فقط نبود؛ این یک حادثه در تاریخ جهان و در تاریخ بشریت بود. بر روى این نکته من تکیه و تأکید میکنم – این شعار نیست، این تدقیق در یک حقیقت است – که این یک حادثه در تاریخ بشریت است. هر چه زمان بیشتر بگذرد، بیشتر این حقیقت روشن خواهد شد.
- اینجور نبود که حالا در کشورى نظامهاى طاغوتى و فاسد بودند، بعد به یک نظام اسلامى تبدیل شد. البته این بود؛ اما فقط این نبود. از لحاظ اعتقادى و معنوى، قرنهاست که دنیا را بعمد به سمت نگاه مادى و فهم مادىِ زندگى و عالم پیش میبردند، الان هم دارند پیش میبرند. این انقلاب در مقابل این موج عظیمى که با همه‌ى قدرت مادى آن را دائم تشدید میکردند، آمد ایستاد و ضربه زد.
- انقلاب با مطرح کردن عَلمِ معنویت، با آن حرکتى که ترک‌تازانه به پیش میبردند، به آن حرکت لطمه وارد آورد و او را کند کرد. امروز شما مى‌بینید در همان کشورهائى که مهد گرایش مادیگرى بود، گرایشهاى معنوى به شکلهاى مختلفى بروز کرده؛ یعنى طلب معنویت، عشق به معنویت، شوق و گرایش به معنویت در آنجا در بین جوانهایشان به وجود آمده – البته این معنویت را وقتى نمیتوانند درست اداره کنند، مدیریت کنند، گرایشهاى انحرافى به وجود مى‌آید؛ عرفانهاى قلابى، معنویتهاى دروغین. و شیادانى هم هستند که نقش مى‌آفرینند – که اگر توى این شرائط اسلام و مکتب اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) بتواند خود را به قلب امپراتورى مادى غرب برساند، آنجا طالب دارد، مستمع دارد، علاقه‌مند دارد. و این امروز در دنیا محسوس و مسلم است… این از جنبه‌ى معنوى.
-  از جنبه‌ى سیاسى این است که از دورانى که مسئله‌ى استعمار در دنیا شروع شد – یعنى از قرن نوزدهم – که آرام آرام از حدود دویست سال قبل تقریباً مسئله‌ى استعمار یعنى دست‌اندازى به کشورهاى دیگر از سوى قدرتهائى که میتوانستند دست‌اندازى کنند، شروع شد، نظام سلطه سر کار آمد؛ یعنى دنیا تقسیم شود به دو بخش؛ یک بخشِ گردن‌کلفت و زورگو و سلطه‌گر، یک بخشِ ضعیف و توسرى خور و سلطه‌پذیر.
- انقلاب اسلامى شما در مقابل این حرکتى که به حرکت طبیعى دنیاى سیاست تبدیل شده بود، ایستاد. اینى که شما مى‌بینید امروز در خیلى از کشورها صداى مرگ بر آمریکا بلند میشود، این چیز جدیدى است؛ این مخلوق حرکت ملت ایران است. چنین چیزى وجود نداشت. اینى که شما مى‌بینید امروز در همه‌ى دنیا، چه در کشورهاى اسلامى، چه حتّى در کشورهاى اروپائى، سیاست آمریکائى منفورترینِ سیاستها و سران کشور آمریکا منفورترینِ سیاستمداران دنیا هستند، این ناشى از این حرکت عظیم ملت ایران است.
- اینجا بود که اول، شاخِ ابرقدرتىِ ابرقدرتها را شکست، نظام سلطه را به چالش طلبید. چرا؟ چرا قدرتهاى بزرگ مثل آمریکا و دیگران با کشورهائى که همیشه سلطه‌پذیر بودند، باید از موضع قدرت حرف بزنند؟ توى ایرانِ خود ما سران ذلیلِ روسیاهِ رژیم طاغوت، براى تصمیم‌گیریهاى مهمشان اقدام نمیکردند، مگر اینکه قبلاً با سفیر آمریکا و سفیر انگلیس در ایران مشورت کنند. چرا؟ چرا یک ملت با توانائیهاى خود، با ذخائر فرهنگى و مادى و معنوى خود، بایستى تابع و تسلیم یک قدرت بیگانه شود؟ چرا؟ این «چرا» را اول، انقلاب اسلامى گفت.
-  حالا این، دو نمونه از تأثیرى که انقلاب شما ملت ایران از جنبه‌ى معنوى و از جنبه‌ى سیاسى در حرکت عمومى جهان و نه فقط در تاریخ ایران، باقى گذاشته. این دو نمونه، نمونه‌هاى دیگرى هم دارد که حالا وقت تفصیلش نیست.
-  این اقدام بزرگ انجام گرفت، دشمنى‌ها هم با او شروع شد؛ مقاومت متقابل هم شروع شد.
- این حرکت ادامه پیدا کرده و این دشمنیها هم روز به روز به شکلهاى مختلف وجود داشته. ما مثل آن دونده‌اى هستیم که به طرف مقصدى دارد حرکت میکند، ولى عده‌اى نمیخواهند او برسد و دائم سر راهش مانع درست میکنند؛ از رو مانع‌ها میپرد، هى سنگ بهش میزنند، هى او را ملامت میکنند؛ از اطراف به او فریاد میزنند: نرو، نمیرسى، فایده‌اى ندارد؛ او هم گوشش بدهکار نیست؛ زخمها را میخورد، دردها را تحمل میکند؛ اما راه خودش را ادامه میدهد و میرسد. ملت ایران مثل یک چنین دونده‌ى قهرمانى تا امروز عمل کرده؛ پیش رفته.
-  خوب، در یک چنین وضعیتى، دلسوزان این کشور، دلسوزان این ملت، علاقه‌مندان به آرمانهاى اسلامى و انقلابى و مکتب اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) وظیفه‌ى‌شان چیست؟ همه وظیفه دارند این راه را براى روندگان، یعنى براى ملت ایران تسهیل کنند.
- سیاستمدارها یک جور، دولتمردان یک جور، علماى دین یک جور، دانشمندانِ دانشگاه‌ها یک جور، روشنفکران یک جور، قشرهاى مختلف یک جور. یکى از اثرگذارترین‌ها هم این جامعه‌ى گویندگان مذهبى، سرایندگان مذهبى، پرچمداران عشقِ به اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) که در شادى و عزاى اهل‌بیت دلها را به آنها نزدیک میکنند، هستند.
• تسهیل روند حرکت ملت ایران در مبارزه با استکبار
-  یک نقطه‌ى اساسى هم این است که ما وضعیت کنونى انقلاب را همواره هم در یاد خودمان داشته باشیم، هم در حوزه‌ى شعاع گفتارى خودمان، تأثیر نفس خودمان را به یاد دیگران بیاوریم.
- انقلاب یک حادثه در تاریخ ایران فقط نبود؛ این یک حادثه در تاریخ جهان و در تاریخ بشریت بود. بر روى این نکته من تکیه و تأکید میکنم – این شعار نیست، این تدقیق در یک حقیقت است – که این یک حادثه در تاریخ بشریت است. هر چه زمان بیشتر بگذرد، بیشتر این حقیقت روشن خواهد شد.
- اینجور نبود که حالا در کشورى نظامهاى طاغوتى و فاسد بودند، بعد به یک نظام اسلامى تبدیل شد. البته این بود؛ اما فقط این نبود. از لحاظ اعتقادى و معنوى، قرنهاست که دنیا را بعمد به سمت نگاه مادى و فهم مادىِ زندگى و عالم پیش میبردند، الان هم دارند پیش میبرند. این انقلاب در مقابل این موج عظیمى که با همه‌ى قدرت مادى آن را دائم تشدید میکردند، آمد ایستاد و ضربه زد.
- انقلاب با مطرح کردن عَلمِ معنویت، با آن حرکتى که ترک‌تازانه به پیش میبردند، به آن حرکت لطمه وارد آورد و او را کند کرد. امروز شما مى‌بینید در همان کشورهائى که مهد گرایش مادیگرى بود، گرایشهاى معنوى به شکلهاى مختلفى بروز کرده؛ یعنى طلب معنویت، عشق به معنویت، شوق و گرایش به معنویت در آنجا در بین جوانهایشان به وجود آمده – البته این معنویت را وقتى نمیتوانند درست اداره کنند، مدیریت کنند، گرایشهاى انحرافى به وجود مى‌آید؛ عرفانهاى قلابى، معنویتهاى دروغین. و شیادانى هم هستند که نقش مى‌آفرینند – که اگر توى این شرائط اسلام و مکتب اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) بتواند خود را به قلب امپراتورى مادى غرب برساند، آنجا طالب دارد، مستمع دارد، علاقه‌مند دارد. و این امروز در دنیا محسوس و مسلم است… این از جنبه‌ى معنوى.
-  از جنبه‌ى سیاسى این است که از دورانى که مسئله‌ى استعمار در دنیا شروع شد – یعنى از قرن نوزدهم – که آرام آرام از حدود دویست سال قبل تقریباً مسئله‌ى استعمار یعنى دست‌اندازى به کشورهاى دیگر از سوى قدرتهائى که میتوانستند دست‌اندازى کنند، شروع شد، نظام سلطه سر کار آمد؛ یعنى دنیا تقسیم شود به دو بخش؛ یک بخشِ گردن‌کلفت و زورگو و سلطه‌گر، یک بخشِ ضعیف و توسرى خور و سلطه‌پذیر.
- انقلاب اسلامى شما در مقابل این حرکتى که به حرکت طبیعى دنیاى سیاست تبدیل شده بود، ایستاد. اینى که شما مى‌بینید امروز در خیلى از کشورها صداى مرگ بر آمریکا بلند میشود، این چیز جدیدى است؛ این مخلوق حرکت ملت ایران است. چنین چیزى وجود نداشت. اینى که شما مى‌بینید امروز در همه‌ى دنیا، چه در کشورهاى اسلامى، چه حتّى در کشورهاى اروپائى، سیاست آمریکائى منفورترینِ سیاستها و سران کشور آمریکا منفورترینِ سیاستمداران دنیا هستند، این ناشى از این حرکت عظیم ملت ایران است.
- اینجا بود که اول، شاخِ ابرقدرتىِ ابرقدرتها را شکست، نظام سلطه را به چالش طلبید. چرا؟ چرا قدرتهاى بزرگ مثل آمریکا و دیگران با کشورهائى که همیشه سلطه‌پذیر بودند، باید از موضع قدرت حرف بزنند؟ توى ایرانِ خود ما سران ذلیلِ روسیاهِ رژیم طاغوت، براى تصمیم‌گیریهاى مهمشان اقدام نمیکردند، مگر اینکه قبلاً با سفیر آمریکا و سفیر انگلیس در ایران مشورت کنند. چرا؟ چرا یک ملت با توانائیهاى خود، با ذخائر فرهنگى و مادى و معنوى خود، بایستى تابع و تسلیم یک قدرت بیگانه شود؟ چرا؟ این «چرا» را اول، انقلاب اسلامى گفت.
-  حالا این، دو نمونه از تأثیرى که انقلاب شما ملت ایران از جنبه‌ى معنوى و از جنبه‌ى سیاسى در حرکت عمومى جهان و نه فقط در تاریخ ایران، باقى گذاشته. این دو نمونه، نمونه‌هاى دیگرى هم دارد که حالا وقت تفصیلش نیست.
-  این اقدام بزرگ انجام گرفت، دشمنى‌ها هم با او شروع شد؛ مقاومت متقابل هم شروع شد.
- این حرکت ادامه پیدا کرده و این دشمنیها هم روز به روز به شکلهاى مختلف وجود داشته. ما مثل آن دونده‌اى هستیم که به طرف مقصدى دارد حرکت میکند، ولى عده‌اى نمیخواهند او برسد و دائم سر راهش مانع درست میکنند؛ از رو مانع‌ها میپرد، هى سنگ بهش میزنند، هى او را ملامت میکنند؛ از اطراف به او فریاد میزنند: نرو، نمیرسى، فایده‌اى ندارد؛ او هم گوشش بدهکار نیست؛ زخمها را میخورد، دردها را تحمل میکند؛ اما راه خودش را ادامه میدهد و میرسد. ملت ایران مثل یک چنین دونده‌ى قهرمانى تا امروز عمل کرده؛ پیش رفته.
-  خوب، در یک چنین وضعیتى، دلسوزان این کشور، دلسوزان این ملت، علاقه‌مندان به آرمانهاى اسلامى و انقلابى و مکتب اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) وظیفه‌ى‌شان چیست؟ همه وظیفه دارند این راه را براى روندگان، یعنى براى ملت ایران تسهیل کنند.
- سیاستمدارها یک جور، دولتمردان یک جور، علماى دین یک جور، دانشمندانِ دانشگاه‌ها یک جور، روشنفکران یک جور، قشرهاى مختلف یک جور. یکى از اثرگذارترین‌ها هم این جامعه‌ى گویندگان مذهبى، سرایندگان مذهبى، پرچمداران عشقِ به اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) که در شادى و عزاى اهل‌بیت دلها را به آنها نزدیک میکنند، هستند.
• تسهیل روند حرکت ملت ایران در مبارزه با استکبار
-  یک نقطه‌ى اساسى هم این است که ما وضعیت کنونى انقلاب را همواره هم در یاد خودمان داشته باشیم، هم در حوزه‌ى شعاع گفتارى خودمان، تأثیر نفس خودمان را به یاد دیگران بیاوریم.
- انقلاب یک حادثه در تاریخ ایران فقط نبود؛ این یک حادثه در تاریخ جهان و در تاریخ بشریت بود. بر روى این نکته من تکیه و تأکید میکنم – این شعار نیست، این تدقیق در یک حقیقت است – که این یک حادثه در تاریخ بشریت است. هر چه زمان بیشتر بگذرد، بیشتر این حقیقت روشن خواهد شد.
- اینجور نبود که حالا در کشورى نظامهاى طاغوتى و فاسد بودند، بعد به یک نظام اسلامى تبدیل شد. البته این بود؛ اما فقط این نبود. از لحاظ اعتقادى و معنوى، قرنهاست که دنیا را بعمد به سمت نگاه مادى و فهم مادىِ زندگى و عالم پیش میبردند، الان هم دارند پیش میبرند. این انقلاب در مقابل این موج عظیمى که با همه‌ى قدرت مادى آن را دائم تشدید میکردند، آمد ایستاد و ضربه زد.
- انقلاب با مطرح کردن عَلمِ معنویت، با آن حرکتى که ترک‌تازانه به پیش میبردند، به آن حرکت لطمه وارد آورد و او را کند کرد. امروز شما مى‌بینید در همان کشورهائى که مهد گرایش مادیگرى بود، گرایشهاى معنوى به شکلهاى مختلفى بروز کرده؛ یعنى طلب معنویت، عشق به معنویت، شوق و گرایش به معنویت در آنجا در بین جوانهایشان به وجود آمده – البته این معنویت را وقتى نمیتوانند درست اداره کنند، مدیریت کنند، گرایشهاى انحرافى به وجود مى‌آید؛ عرفانهاى قلابى، معنویتهاى دروغین. و شیادانى هم هستند که نقش مى‌آفرینند – که اگر توى این شرائط اسلام و مکتب اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) بتواند خود را به قلب امپراتورى مادى غرب برساند، آنجا طالب دارد، مستمع دارد، علاقه‌مند دارد. و این امروز در دنیا محسوس و مسلم است… این از جنبه‌ى معنوى.
-  از جنبه‌ى سیاسى این است که از دورانى که مسئله‌ى استعمار در دنیا شروع شد – یعنى از قرن نوزدهم – که آرام آرام از حدود دویست سال قبل تقریباً مسئله‌ى استعمار یعنى دست‌اندازى به کشورهاى دیگر از سوى قدرتهائى که میتوانستند دست‌اندازى کنند، شروع شد، نظام سلطه سر کار آمد؛ یعنى دنیا تقسیم شود به دو بخش؛ یک بخشِ گردن‌کلفت و زورگو و سلطه‌گر، یک بخشِ ضعیف و توسرى خور و سلطه‌پذیر.
- انقلاب اسلامى شما در مقابل این حرکتى که به حرکت طبیعى دنیاى سیاست تبدیل شده بود، ایستاد. اینى که شما مى‌بینید امروز در خیلى از کشورها صداى مرگ بر آمریکا بلند میشود، این چیز جدیدى است؛ این مخلوق حرکت ملت ایران است. چنین چیزى وجود نداشت. اینى که شما مى‌بینید امروز در همه‌ى دنیا، چه در کشورهاى اسلامى، چه حتّى در کشورهاى اروپائى، سیاست آمریکائى منفورترینِ سیاستها و سران کشور آمریکا منفورترینِ سیاستمداران دنیا هستند، این ناشى از این حرکت عظیم ملت ایران است.
- اینجا بود که اول، شاخِ ابرقدرتىِ ابرقدرتها را شکست، نظام سلطه را به چالش طلبید. چرا؟ چرا قدرتهاى بزرگ مثل آمریکا و دیگران با کشورهائى که همیشه سلطه‌پذیر بودند، باید از موضع قدرت حرف بزنند؟ توى ایرانِ خود ما سران ذلیلِ روسیاهِ رژیم طاغوت، براى تصمیم‌گیریهاى مهمشان اقدام نمیکردند، مگر اینکه قبلاً با سفیر آمریکا و سفیر انگلیس در ایران مشورت کنند. چرا؟ چرا یک ملت با توانائیهاى خود، با ذخائر فرهنگى و مادى و معنوى خود، بایستى تابع و تسلیم یک قدرت بیگانه شود؟ چرا؟ این «چرا» را اول، انقلاب اسلامى گفت.
-  حالا این، دو نمونه از تأثیرى که انقلاب شما ملت ایران از جنبه‌ى معنوى و از جنبه‌ى سیاسى در حرکت عمومى جهان و نه فقط در تاریخ ایران، باقى گذاشته. این دو نمونه، نمونه‌هاى دیگرى هم دارد که حالا وقت تفصیلش نیست.
-  این اقدام بزرگ انجام گرفت، دشمنى‌ها هم با او شروع شد؛ مقاومت متقابل هم شروع شد.
- این حرکت ادامه پیدا کرده و این دشمنیها هم روز به روز به شکلهاى مختلف وجود داشته. ما مثل آن دونده‌اى هستیم که به طرف مقصدى دارد حرکت میکند، ولى عده‌اى نمیخواهند او برسد و دائم سر راهش مانع درست میکنند؛ از رو مانع‌ها میپرد، هى سنگ بهش میزنند، هى او را ملامت میکنند؛ از اطراف به او فریاد میزنند: نرو، نمیرسى، فایده‌اى ندارد؛ او هم گوشش بدهکار نیست؛ زخمها را میخورد، دردها را تحمل میکند؛ اما راه خودش را ادامه میدهد و میرسد. ملت ایران مثل یک چنین دونده‌ى قهرمانى تا امروز عمل کرده؛ پیش رفته.
-  خوب، در یک چنین وضعیتى، دلسوزان این کشور، دلسوزان این ملت، علاقه‌مندان به آرمانهاى اسلامى و انقلابى و مکتب اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) وظیفه‌ى‌شان چیست؟ همه وظیفه دارند این راه را براى روندگان، یعنى براى ملت ایران تسهیل کنند.
- سیاستمدارها یک جور، دولتمردان یک جور، علماى دین یک جور، دانشمندانِ دانشگاه‌ها یک جور، روشنفکران یک جور، قشرهاى مختلف یک جور. یکى از اثرگذارترین‌ها هم این جامعه‌ى گویندگان مذهبى، سرایندگان مذهبى، پرچمداران عشقِ به اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) که در شادى و عزاى اهل‌بیت دلها را به آنها نزدیک میکنند، هستند.
(۰۴/۰۴/۱۳۸۷) [۹]
شرایط کار مداحی چیست؟
زبان شعر
- اگر کسى، شاعرى، گوینده‌یى و یا خواننده‌یى بخواهد درباره‌ى این بزرگوار حرفى بزند، شعرى بگوید، سرودى انشاد کند، شرایط این کار چیست؟ آن چیزى که امروز براى ما مهم مى‌باشد، این است.
-  برادرانى که در این رشته هستند، توجه کنند که مسأله‌ى مداحى، مسأله‌ى مهمى است. مداحى ادامه‌ى راه ستایشگران برجسته‌ى اهل بیت در دوران اختناق اموى و عباسى است. قضیه، فقط قضیه‌ى شعرخوانى نیست؛ بلکه مسأله، مسأله‌ى پراکندن مدایح و فضایل و حقایق در قالبى است که براى همه‌ى شنوندگان، قابل فهم و درک و در دل آنها داراى تأثیر است.
-  شما ببینید امام باقر و یا امام سجاد(علیهماالصّلاةوالسّلام) نسبت به «فرزدق» چه محبتى انجام دادند؛ در حالى که «فرزدق» جزو شعراى اهل بیت نیست. او یک شاعر دربارى وابسته‌ى به دستگاههاى قدرت و یک آدم معمولى بود که یک دیوان پُر از شعر، راجع به همین حرفها و مبتذلاتى که شعراى آن روز بر زبانشان جارى مى‌کردند، داشت؛ لیکن چون یک‌بار وجدان او بیدار شد و در مقابل قدرت، حق را بیان کرد – آن هم به زبان شعر – شما ببینید که امام سجاد(علیه‌الصّلاةوالسّلام) چه محبتى نسبت به او انجام مى‌دهد. یا بقیه‌ى شعرایى که مربوط به اهل بیت بودند – مثل «کمیت» و «دعبل» و «سیّد حِمْیَرى» – و بقیه‌ى کسانى که جزو شعراى اهل بیت محسوب مى‌شدند و به آنها علاقه‌مند بودند، همین وضعیت را داشتند.
- خیلى از اینها، شعرایى هستند که اگر چه نسبت به اهل بیت علاقه هم دارند، اما همه‌ى شعرشان درباره‌ى اهل بیت نیست. شما دیوان «دعبل خزاعى» را که نگاه کنید، این‌طور نیست که او از اول تا آخر، مدح اهل بیت را گفته باشد. خیر، او یک شاعر است؛ ولى شعر او شعر سیاسى و در جهت افکار و عقاید و محبت اهل بیت (علیهم‌السّلام) و جزو پیوستگان به این خاندان است. ولایت، یعنى پیوستن و وصل شدن و جزو پیوستگان و موالیان اهل بیت(علیهم‌السّلام) قرار گرفتن. ببینید این «دعبل» – و همین‌طور «کمیت» و دیگران – چه قدر در دنیاى تشیع و در زمان ائمه(علیهم‌السّلام)، مورد احترام و تجلیل بوده‌اند. علتش چیست؟
-  آن چیزى که جناب «دعبل خزاعى» در قصیده‌ى «مدارس آیات» بیان کرده، یا آن چیزى که «کمیت بن زید اسدى» در قصاید «سبعه‌ى هاشمیات» بیان نموده، یا آن حرفهایى که سیّد حِمیرى(رضوان‌اللَّه‌علیه) در اشعار خود ذکر کرده است، بیش از حرفهایى که بقیه‌ى شیعه مى‌گفتند و براى هم بیان مى‌کردند، نیست؛ اما چرا در نظر ائمه (علیهم‌السّلام)، این سخنان ارزش بیشترى پیدا مى‌کند؟ چون شعر است.
- آقایان، به این نکته توجه کنند. مگر شعر چه خصوصیتى دارد؟ چون تأثیر شعر در ذهن مخاطب بیشتر است. گاهى یک شاعر، یک بیت شعر مى‌گوید که از چند ساعت حرف زدن یک سخنورِ توانا گویاتر است. یک بیت یا یک مصرع شعر، در ذهنها مى‌ماند و مردم آن را مى‌فهمند و تکرار مى‌کنند و نتیجتاً ماندگار مى‌شود.
-  گاهى مى‌بینید که براى حفظ یک بناى اعتقادى یا عاطفى، آن قدر که یک شعر اهمیت دارد، چندین کتاب اهمیت ندارد.
 
-  رفتار ائمه(علیهم‌السّلام) این گونه بود که دعوت شعرى را تقویت مى‌کردند.
- فقط ائمه هم نبودند که این کار را مى‌کردند؛ نقطه‌ى مقابلشان هم همین‌طور بودند. یعنى همین خلفاى بنى‌امیه و بنى‌عباس، براى پیشرفت کار خود، محتاج شعر بودند و به شعرا پولهاى گزاف مى‌دادند تا براى آنها شعر بگویند. شعرا هم مى‌گفتند؛ چون پول و رشوه در میان بود. حتّى گاهى اوقات، بعضى از شعراى متمایل به اهل بیت، براى آنها هم شعرى مى‌گفتند؛ براى این‌که پولى بگیرند!
- امروز هم پول مى‌دهند و مى‌گویند به ابتذال بکشید و اسلام را قدح کنید و اهل بیت را مورد مذمت قرار بدهید و شیعه را خراب کنید.
-  حالا اگر مداحى بتواند یک شعر خوب را که داراى مضمون و محتواى خوبى باشد، با صداى خوبى بخواند، شما ببینید که چه قدر خدمت بزرگى است. بسم‌اللَّه، این گوى و این میدان.
- منتها شرط اولش این است که شعر خوب باشد. اگر شعر خوب نبود، همه‌ى این فضایلى که ذکر کردم، هیچ کدام نخواهد بود. این نکته را بدانید.
- کسانى که این خصوصیات را داشته باشند، اگر یک قصیده را در مکان مناسب و با زبان و قالب و محتواى بایسته و حنجره‌یى مساعد بخوانند، شما ببینید که چه تأثیرى خواهد گذاشت.
- البته این حنجره، مسأله‌ى مستحبى و نافله‌ى شعر است؛ فریضه‌اش همان شعر مى‌باشد.
- یعنى چنانچه شعر با صداى خوش همراه شد، تأثیرش مضاعف مى‌شود؛ اما در استخوان‌بندى این کار، صداى خوش دخالتى ندارد. اگر صداى خوش بود و این شعر را با آن محتواى خوب و با آن الفاظ زیبا و با آن مضمونى که مورد نیاز است، همراهى کرد، ارزش آن دو برابر مى‌شود.
- یقیناً قصیده‌یى را که کسى این گونه بخواند، ارزش آن از یک سخنرانى یکساعته‌ى یک آدم دانشمند بیشتر است.
(۲۸/۱۰/۱۳۶۸)[۱۰]
  
بیان معارف اهل بیت (ع)
-  همان‌طور که مطرح کردم، یکى از چیزهایى که باید در این اشعار باشد، عبارت از مفاهیم بلند اسلامى – مثلاً در باب توحید یا نبوت – است. بهترین اشعار قدما در باب توحید و نبوت، همین مدایحى است که شعراى بزرگ ما در مقدمه‌ى دیوانها و مثنویهایشان ذکر کرده‌اند و گفته‌اند.
- این اشعار شعراى برجسته، مضامینى قوى و حقیقتاً روشنگر دارد که انسان مى‌تواند پیامبر(ص) یا امام(ع) یا فاطمه‌ى‌زهرا(سلام‌اللَّه‌علیها) را با مضمون این اشعار بشناسد. نمى‌گویم درست بشناسد، چون ما که نمى‌توانیم آن بزرگواران را درست بشناسیم؛ اما در همان حدى که ممکن است، باید تلاش کنیم.
- شما پیوند عاطفى مردم با ائمه(علیهم‌السّلام) را حفظ کنید که یک بخش آن هم مسائل اخلاقى است.
-  بحمداللَّه امروز ما خوانندگان خوب داریم. خدا را شکر که صاحب فکر و صاحب نظر سیاسى و صاحب انگیزه زیاد است و در اشعار و خواندنهاى شما که در بعضى از مناسبتها آنها را مى‌شنویم و مشاهده مى‌کنیم، واقعاً چیزهاى خوبى پیدا مى‌شود؛ اما توجه کنید که نسبت به شعر سختگیرى کنید.
- مداحى اهل بیت، خیلى بالاست. هم مقام بالا و هم تأثیر زیادى در جامعه و ذهن مردم دارد. باید بدانید که چه کسى مداح است، مقدّمات کار مداحى او چیست، چه قدر شعر مى‌داند، چه قدر حفظ است و چه قدر مى‌تواند بخواند؟ این خصوصیات را باید مرکزى عهده‌دار شود.
- حالا نمى‌دانم این مراکز مرسوم باید این کار را بکنند یا خود شما به کیفیتى فکرش را مى‌کنید. این چیزى است که دنیا و نیازهاى جامعه‌ى امروز، غیر از آن را بر نمى‌تابد و قبول نمى‌کند. باید این طور باشد. کسانى که رسماً این منصب را به عهده مى‌گیرند و لباس مقدس ستایش اهل بیت(علیهم‌السّلام) را بر تن مى‌کنند و مردم، آنها را به این عنوان مى‌شناسند، بایستى خصوصیاتى داشته باشند و مرکزى باشد که آنها را با این خصوصیات تشخیص بدهد و صحه بگذارد. امیدواریم که خداى متعال به شما توفیق بدهد.
(۲۸/۱۰/۱۳۶۸) [۱۱]
  
محبت و عمل در کنار هم ما را به مرکز نور نزدیک می‌کند
- ما باید خودمان را به این مرکز نور نزدیک کنیم؛ و نزدیک شدن به مرکز نور، لازمه و خاصیتش، نورانى شدن است.
- باید با عمل، و نه با محبت خالى، نورانى بشویم؛ عملى که همان محبت و همان ولایت و همان ایمان، آن را به ما املاء مى‌کند و از ما مى‌خواهد. با این عمل، باید جزو این خاندان و وابسته‌ى به این خاندان بشویم.
- این‌طور نیست که قنبرِ درِ خانه‌ى على (علیه‌السّلام) شدن، کار آسانى باشد. این‌گونه نیست که «سلمان منّا اهل‌البیت» شدن، کار آسانى باشد.
- ما جامعه‌ى موالیان و شیعیان اهل‌بیت(علیهم‌السّلام)، از آن بزرگواران توقع داریم که ما را جزو خودشان و از حاشیه‌نشینان خودشان بدانند؛ «فلان ز گوشه‌نشینان خاک درگه ماست». دلمان مى‌خواهد که اهل‌بیت درباره‌ى ما این‌طور قضاوت کنند؛ اما این آسان نیست؛ این فقط با ادعا به دست نمى‌آید؛ این، عمل و گذشت و ایثار و تشبه و تخلق به اخلاق آنان را لازم دارد.
- ما باید زندگى آنها را در زندگى خود – ولو به صورت ضعیف – نمایش بدهیم.
- ما و از ما بزرگترها کجا، آن آستان بلند کجا؟ معلوم است که ما حتّى به حدود دوردست او هم نمى‌رسیم؛ اما باید تشبه کنیم.
- نمى‌شود در نقطه‌ى مقابل زندگى اهل‌بیت حرکت کنیم، ولى ادعا کنیم که ما جزو موالیان اهل‌بیتیم! چنین چیزى ممکن است؟
- فرض بفرمایید کسى در زمان امام بزرگوار ما، از دشمنان این ملت – که امام دایم علیه آنها حرف مى‌زد – تبعیت مى‌کرد؛ آیا او مى‌توانست بگوید من تابع امامم؟! اگر چنین چیزى از زبان کسى صادر مى‌شد، آیا شماها نمى‌خندیدید؟! همین قضیه در باب اهل‌بیت(علیهم‌السّلام) هم هست.
-  حالا چرا این حرفها را به شما گفتم؟ چون شما مداحید و باید بروید این حرفها را در مدحهاتان در مجالس فاطمه‌ى زهرا(س) به مردم بگویید؛ والّا شماها که معلوم است وضعتان چه طورى است.
- با آن ذوق و هنر و صداى خوش و لحن مطلوب و کیفیت جذاب خوانندگى خودتان، کارى کنید که دلهاى ما مستمعان به این حقایق نزدیک شود.
- ملت ما از این طریق خواهد توانست به رسالت خود عمل کند. این ملت این‌طورى مى‌تواند آن پیام بزرگ را به دنیا برساند.(
5/۱۰/۱۳۷۰)[۱۲]
  
منبرها باید جذابیت داشته باشند
- این ماهِ تبلیغ، مقابل ما و شماست. مواظب باشید از این ماه، حداکثر بهره را در راه دین و براى خدا ببرید.
- پیش از انقلاب، این‌گونه بود. پیش از انقلاب، روحانیونى که با دانشگاهها و محیطهاى فکرى جوان و احیاناً مرتبط با افکار بیگانه اتّصال داشتند، ابزارى که قدرت و زورى به آنها بدهد نداشتند. اما فضا در قبضه‌ى آنها و به دست آنها بود.
- در یک مسجد، یک روحانى مى‌ایستاد براى مردم حرف مى‌زد و مى‌دیدید کلاسهاى درس در دانشگاه، تعطیل یا خلوت مى‌شد و مى‌رفتند پاى صحبت آن آقا؛ که چهار کلمه تفسیر از او بشنوند یا شرح نهج‌البلاغه‌ى او را یاد بگیرند.
-  قبل از انقلاب، این گونه بود. ما باید این گونه خودمان را مجهّز کنیم. منبرها، این طور باید باشد. البته، این، مخصوص منبرها هم نیست. من نسبت به همه‌ى مراسم عزادارى عرض مى‌کنم. نوحه‌خوانى نیز همین‌طور است. روضه‌خوانى نیز همین‌طور است.
- مرحوم حاجى نورى رضوان‌اللَّه‌علیه، کتاب نوشت درباره‌ى شرایط روضه خوان. «لؤلؤ و مرجان؛ در شرایط پله‌ى اوّل و دوم منبر روضه‌خوانان» اسم کتاب ایشان است. روضه‌خوانى هم شرایط دارد. مداحى هم شرایط دارد. نوحه‌ى سینه‌زنى خواندن هم شرایط دارد.
- باید کسانى که اینها را تهیه مى‌کنند، مى‌سرایند و مى‌خوانند، مواظب باشند که درست برطبق معارف اسلامى حرف بزنند، تا این سینه‌زنى، این روضه‌خوانى و این نوحه‌خوانى، قدمى در راه عروج مردم به اوج قلّه‌ى افکار اسلامى باشد.
- این، امروز براى ما لازم است. باید سعى کنند که از اباطیل و مطالب خلاف و کارهاى ناشایسته و بعضى از کارها که وهن مذهب است و حقیقتاً شایسته دستگاه حسین‌بن‌على علیه‌السّلام نیست، اجتناب شود.
(26/۰۳/۱۳۷۲)[۱۳]
ادامه دارد…
ادامه دارد…
ادامه دارد…
ادامه دارد…
پاورقی:
[۱]- بیانات در سالروز ولادت حضرت فاطمه‌ى زهرا (س) در دیدار مداحان اهل‌بیت (ع) ۱۳/۰۳/۱۳۸۹
[۲]- سخنرانى در دیدار با مداحان اهل‌بیت(ع)، به مناسبت میلاد مبارک صدیقه‌ى کبرى فاطمه‌ى زهرا(س) ۱۷/۱۰/۱۳۶۹
[۳]- سخنرانى در دیدار با جمع کثیرى از ذاکران و مداحان اهل بیت(علیهم‌السلام) در خجسته سالروز ولادت صدیقه‌ى کبرى حضرت زهرا(س) ۲۸/۱۰/۱۳۶۸
[۴]- بیانات در سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) ۰۵/۰۵/۱۳۸۴
[۵]- بیانات در سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) ۰۵/۰۵/۱۳۸۴
[۶]- بیانات در دیدار مداحان به مناسبت میلاد حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) ۱۷/۰۵/۱۳۸۳
[۷]- بیانات در دیدار مداحان به مناسبت میلاد حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) ۱۷/۰۵/۱۳۸۳
[۸]- دیدار جمعى از مداحان و ستایشگران اهل‌بیت (علیهم‌السلام( ۰۴/۰۴/۱۳۸۷
[۹]- دیدار جمعى از مداحان و ستایشگران اهل‌بیت (علیهم‌السلام( ۰۴/۰۴/۱۳۸۷
[۱۰]- سخنرانى در دیدار با جمع کثیرى از ذاکران و مداحان اهل بیت(علیهم‌السلام) در خجسته سالروز ولادت صدیقه‌ى کبرى حضرت زهرا(س) ۲۸/۱۰/۱۳۶۸
[۱۱]- سخنرانى در دیدار با جمع کثیرى از ذاکران و مداحان اهل بیت(علیهم‌السلام) در خجسته سالروز ولادت صدیقه‌ى کبرى حضرت زهرا(س) ۲۸/۱۰/۱۳۶۸
[۱۲]- سخنرانى در دیدار با مداحان اهل‌بیت(ع)، به مناسبت میلاد مبارک صدیقه‌ى کبرى فاطمه‌ى زهرا(س) ۰۵/۱۰/۱۳۷۰
[۱۳]- بیانات در جمع علما، طلاب و روحانیان، در آستانه‌ى ماه «محرم» ۲۶/۰۳/۱۳۷۲

*********************************************

منشور مداحی از منظر امام خامنه ای

(قسمت دوم)

ضرورت‌‌‌ های مداحی چیست؟ 
رهبر انقلاب: « هر سخن ضعیف و سستى گفته نشود؛ هر معرفت بى‌‌فایده یا کم فایده‌‌اى، جاى معارف پُر فایده را نگیرد؛ اقتضاى زمانه و نیاز مردم به معارف دینى، مورد توجه قرار بگیرد؛ حادثه‌‌ى عاشورا... به صورت پیراسته بیان بشود. حقایق در آن جلوه کند و اضافاتى که احیاناً شنیده و خوانده شده است، کنار برود.» 
 
ویژگی‌های یک مداح چه باید باشد؟
· فهماندن شعر خوب، هنر مداح است
- مردم زبان شعر را بهتر مى‌خواهند، اما مثل زبان نثر نمى‌فهمند؛ به خصوص اگر شعر، شعر بالایى باشد. 
- شما باید این را بفهمانید. فهماندنش با این نیست که آدم با صداى خوب بخواند. خیلی‌ها شعر را با صداى خوب مى‌خوانند؛ ولى مستمع هم نمى‌فهمد که چه گفت! شما باید بفهمانید. این فهماندن، همان هنر مداحى است.
- شعر را همراه با هنرِ خواندن - که البته غالباً با صداى خوب هم همراه است - براى تفهیم عرضه کنید.
- اگر با صداى خوب هم همراه نباشد، همان کیفیتِ خواندن، جبران صداى خوب را مى‌کند. گاهى ممکن است از خیلى از خوش‌صداها هم بهتر و جا افتاده‌تر و شیرین‌تر تلقى بشود. از این باید براى پراکندن بهترین معارف اسلامى در باب اهل‌بیت و غیر آن استفاده کنید.
- هر آهنگ و آوازى به درد شما نمى‌خورد. آهنگ و آواز خاصى به درد شما مى‌خورد؛ آن هم با شیوه‌ى بیان خاص مداحى. اگر کار مهم نبود، من در بیان این جزییات معطل نمى‌شدم؛ اما کار خیلى مهم است.
- اگر این کار، خوب انجام بگیرد - که بحمداللَّه ما در طول سال‌هاى متمادى، بسیارى از برادران را دیده‌ایم که این کار را خوب هم انجام مى‌دادند و مى‌دهند - نقش فوق‌العاده مؤثر و والایى در پیشرفت فکرى و اعتقادى و اسلامى جامعه‌ى ما خواهد داشت.
(17/10/1369)[2]
· هر کس شوق مداحی دارد بیاید ولی صلاحیتش را در خود به وجود آورد
- با این چشم نگاه کنید به حرفه‌ى مداحى. وقتى آن جا مى‌ایستید براى خواندن، احساس کنید که به عنوان یک مبلغ دین، به عنوان یک پیام‌آور حقایق دینى، در اثرگذارترین شکل، آن جا ایستاده‌اید.
- اگر این احساس وجود داشت، آن وقت انتخاب شعر محدودیت پیدا می‌کند، کیفیت ادا محدودیت پیدا می‌کند، انسان‌هایى که می‌خواهند این مسؤولیت را انجام بدهند، محدودیت پیدا می‌کنند؛ چاره‌اى هم نیست. این کار را خود شما باید بکنید؛ کار خود مداح‌هاست.
- امروز اگر چنانچه بپرسند: «آقا حرفه‌ى مداحى به چى احتیاج دارد؟»، «یکى بخواهد مداح بشود، از امروز شروع کند، چه چیزى نیاز دارد؟»، دو سه چیز را می‌شمارید دیگر؛ می‌گویید باید صدایش خوب باشد، حافظه‌ى خوبى داشته باشد، بتواند شعر یاد بگیرد؛ البته روح هم داشته باشد.
- یک انسانى با داشتن حافظه‌ى خوب و صداى خوش، می‌تواند بشود یک مداح. به نظر ما این کافى نیست. شما به مداح به چشم یک معلم نگاه کنید که می‌خواهد چیزى را به مستمع خود تعلیم بدهد. همه‌ى شماها این صلاحیت را دارید. هیچ کس را از این دایره نباید بیرون کرد. هر که شوق این کار را دارد، بسم‌اللَّه، خیلى خوب است؛ اما صلاحیتش را درخودش به وجود بیاورد.
(13/3/1389)[3]
· مداح باید با نیت آموزش مستمعین روی منبر برود
- مداحىِ رایج در بین ما، یک حرفه‌ى دو جانبه است؛ فقط آوازه‌خوانى و شعرخوانى نیست. ترکیب هنرمندانه‌اى از این دو مقوله است.
- صداى خوش، آهنگ مناسب و شعر، سه رکن کار است.
- خودِ این شعر هم دو بخش دارد: یک بخش لفظ، یک بخش مضمون.
- اگر چهار پایه‌ى اصلىِ مداحى - یعنى صداى خوش، آهنگ درست، لفظ خوب و مضمون حقیقى متناسب با نیاز - کامل باشد، بهترین وسیله‌ى تبیین است و تأثیرش از منبر و درس فقهى‌اى که ما مى‌گوییم، بیش‌تر است.
- صوت و آهنگ به وسیله‌ى خود آقایان مداحان تأمین مى‌شود؛ اما لفظ و معنا باید به وسیله‌ى شاعر تأمین شود.
- بعضى از الفاظ، زیبا و پُرطمطراقند؛ اما حاصلى ندارند و چیزى از آن‌ها دست مستمع را نمى‌گیرد. بعضى از معانى،خوب و بلندند؛ اما با الفاظ رسایى بیان نمى‌شوند. این‌ها همه مى‌شود عیب.
- کسى که مداحى مى‌کند، باید خودش را در روى منبر ببیند و مستمعان را کسانى مشاهده کند که مى‌خواهند از او چیزى بیاموزند. با این نیّت و انگیزه پشت تریبون یا منبر مداحى قرار گیرد.
- صداى بعضى از آقایانِ مداحان خوب است، ولى با خواندن آن‌ها انسان چیزى یاد نمى‌گیرد؛ اما بعضى نه؛ وقتى شعر مى‌خوانند، معرفتى را به ما مى‌آموزند. آن چه که مى‌آموزیم، بهترینش آن چیزى است که ما به آن نیاز داریم. گاهى کلمات مدح‌آمیزى از ائمّه(علیهم‌السّلام) پشت سر هم مى‌آوریم که نه درست مستمع به عمق این کلمات مى‌رسد، نه با فهمیدن آن کلمات چیزى بر معرفت او اضافه مى‌شود. این‌ها ارزش چندانى ندارد. اما گاهى مداحى که شعر مى‌خواند، درس فاطمه‌ى زهرا(سلام‌اللَّه‌علیها)، درس امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) و درس امام حسین(علیهماالسّلام) را به ما منتقل مى‌کند؛ در نتیجه راه ما روشن مى‌شود. این بسیار ارزش دارد.
- ما باید بدانیم که اگر فاطمه‌ى زهرا(سلام‌اللَّه‌علیها) امروز در بین ما ظاهر مى‌شدند و یک ساعت، دو ساعت و یا یک روز در بین مردم مى‌آمدند، ما را به چه چیزى امر مى‌کردند؟ انگشت اشاره به کدام راه از راه‌هایى که در مقابل ما گشوده است، دراز مى‌کردند و به ما مى‌گفتند که از این راه بروید؟ ما باید آن را دنبال کنیم و در تبیین و تعلیم و معرفتى که مى‌خواهیم به مستمع بدهیم، آن را ملاحظه کنیم و نیاز زمان را پُر کنیم.
(18/6/1380)[4]
عناصر مداحی چیست؟
- در کار مداحىِ شما چند چشمه‌ى هنرى وجود دارد: شعرتان هنر است؛ صدایتان هنر است؛ آهنگى که انتخاب مى‌کنید، هنر است؛ اشارات و کارهایى که انجام مى‌دهید، هنر است.
- عنصر دوم، عنصر تعقل است؛ چون منطق، استدلال، حرف حساب، حرف درست و حرف خوب در لابه‌لاى این شعرها فراوان وجود دارد و مى‌تواند ذهن‌ها را قانع کند.
- البته منطق، شکل‌هاى مختلفى دارد. گاهى برهانى است، گاهى خطابى است، گاهى شعرى است؛ مقصود این است که بتواند این پیام را به اعماق ذهن مخاطب برساند و او را قانع کند.
- خصوصیت سوم این است که شما حامل پیام دینى محسوب مى‌شوید؛ یعنى سِمت معنوى و روحانى دارید. در دنیا خوانندگان خوب زیاد هستند و ممکن است شعرهاى خوبى هم بخوانند؛ اما آن‌ها از موضع مداح حرف نمى‌زنند؛ ولى شما از موضع مداح اهل‌بیت و از موضع معنوى و روحانى حرف مى‌زنید.
- من مى‌خواهم عرض کنم که از این سه خصوصیت مى‌شود خیلى خوب استفاده کرد [و] مى‌شود استفاده نکرد؛ مى‌شود بد استفاده کرد. البته خوب استفاده کردن هم طیفى از انواع استفاده را در ذیل خودش دارد.
(19/7/1377)[5]
سه‌گانه‌های تبلیغ دین
- ما مبلّغان، زیر نام حسین‌بن‌على(علیه‌السّلام) تبلیغ مى‌کنیم.
- این فرصت بزرگ را یادِ این بزرگوار به مبلّغان دین بخشیده است، که بتوانند تبلیغ دین را در سطوح مختلف انجام بدهند. هر یک از آن سه عنصر باید در تبلیغ ما نقش داشته باشد؛ هم صِرف پرداختن به عاطفه و فراموش کردن جنبه‌ى منطق و عقل که در ماجراى حسین‌بن‌على(علیه‌السّلام) نهفته است، کوچک کردن حادثه است، هم فراموش کردن جنبه‌ى حماسه و عزت، ناقص کردن این حادثه‌ى عظیم و شکستن یک جواهر گران‌بهاست؛ این مسأله را باید همه - روضه‌خوان، منبرى و مداح - مراقب باشیم.
(5/11/1384)[6]
ضرورت‌های مداحی
- منبرها سازماندهی شوند
- گمان من این است که ما امروز در قبال نهاد منبر، یک وظیفه‌ى جدید داریم؛ یک سازماندهى و یک قاعده و ضابطه لازم است.
- این قاعده و ضابطه، بایستى به وسیله‌ى معمران این فن و خبرگان این میدان و کسانى که سالیان درازى در این راه بوده‌اند و جوانب گوناگون آن را سنجیده‌اند و نیز فضلا و آگاهان به شرایط زمان برقرار بشود.
- هر سخن ضعیف و سستى گفته نشود؛ هر معرفت بى‌فایده یا کم فایده‌اى، جاى معارف پُر فایده را نگیرد؛
- اقتضاى زمانه و نیاز مردم به معارف دینى، مورد توجه قرار بگیرد؛ حادثه‌ى عاشورا که در باب جهاد و مبارزه‌ى فى‌سبیل‌اللَّه، ام‌المعارف است و پایه‌ى اصلى انقلاب ماست، به صورت پیراسته بیان بشود. حقایق در آن جلوه کند و اضافاتى که احیاناً در گوشه‌ و کنار از زبان‌ها و یا قلم‌هایى تراوش کرده و شنیده و خوانده شده است، کنار برود.
- مسأله‌ى عاشورا شوخى نیست. نمى‌شود این قضیه‌ى با آن عظمت را با خرافات آمیخت و انتظار تأثیر کامل داشت. امروز، روزى است که باید این کارها انجام بگیرد.
- مداحان اهل‌بیت و گویندگان معارف و مراثى آن بزرگواران، چه موقع این امکانى را که امروز در اختیار شماست، داشتند؟ علماى دین، چه هنگام مى‌توانستند بر این کار اشراف و نظارتى - آن‌چنان که امروز دارند - داشته باشند؟ البته کسانى هستند که از این‌گونه چیزها خشنود نخواهند بود - نباشند - مانعى ندارد؛ آن چه مورد رضاى خدا و مورد نیاز مردم و توقع نسل‌هاى بعد از ماست، باید مورد توجه قرار بگیرد.
(20/4/1370)[7]




- مداحان هم اگر خلاف شرع انجام دهند، باید جریمه شوند.
- تنها وسیله یا مهم‌ترین وسیله‌ى تبلیغاتى آن روز، شعر بود که دل‌ها را متوجه مى‌کرد. در آن زمان، یک شاعر در جامعه خیلى ارزش داشت. به این خاطر که مى‌توانست فضا را عوض کند. شاعر در آن روز، تقریباً نقش رسانه‌هاى عمومى امروز را ایفا مى‌کرد؛ یعنى در فضایى که شعر، آن همه اهمیت داشت و مردم آن را زود حفظ و دهان به دهان نقل مى‌کردند، وظیفه‌ى رسانه‌هاى عمومى روزگار ما را داشت.
- در چنین فضایى، نجاشى، شاعر على‌بن‌ابى‌طالب(علیه‌السّلام) است.
- خبر رسید که وى در روز ماه رمضان، شرب خمر و لاابالی‌گرى کرده است. امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) دستور داد او را آوردند و بر او حد شرب خمر جارى کردند. مضاف بر این چند شلّاق هم به خاطر تعزیر هتک حرمت ماه رمضان بر وى زدند! این کار را چه کسى مى‌کند؟
- امیرالمؤمنین على(علیه‌السّلام)، آن هم در مورد کسى که دوست است، مداح است، ابزار دست و گرداننده‌ى رسانه‌ى جمعى است! دوستان و هم قبیله‌اى‌هاى نجاشى شاعر - ظاهراً از قبیله‌ى حمدان بود - نزد امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) آمدند و گفتند: «این چه کارى بود که شما کردید؟» عبارتش چنین است: «ما نرى ان اهل المعصیة و الطاعة سیان فى الجزاء حتى کان من سمعیک بفلان.» گفتند: «یا امیرالمؤمنین! تا پیش از این خیال نمى‌کردیم که دوستان و مطیعین، با مخالفین و عصیانگران برابر باشند؛ اما با حدى که بر نجاشى جارى کردید، فهمیدیم که در نظر شما، دوست و دشمن هیچ فرقى با هم ندارند! آیا شما خدمتکار و مخالف خودتان را تشخیص نمى‌دهید یا فرقى نمى‌گذارید؟ این چه کارى بود که با این شخص کردید؟» «فحملتنا على الجادة التى کنا نرى ان سبیل من رکبه النار»؛ «با دست خود، اى على، ما را در راهى مى‌اندازید که تا کنون خیال مى‌کردیم اگر کسى به آن راه برود، اهل آتش است!»
- بعد از پیروزى انقلاب اسلامى نیز، بعضى کسان تهدید مى‌کردند و مى‌گفتند: «این گونه که امام با ما رفتار کرد یا دستگاه با ما رفتار مى‌کند، مجبور مى‌شویم برویم و مثلاً به فلان دشمن پناهنده شویم!» کانه پناهنده شدن به دشمن، براى دستگاه بدتر است تا براى خود آنان!
- همین تهدید را به امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) مى‌کردند که «شما با این کارتان ما را وادار کردید که برویم به جاهایى که تا کنون نمى‌خواستیم برویم!» حضرت در جواب آنان، بیان عجیبى دارد. آن حضرت با خونسردى و در عین ‌حال، روشنگرانه با قضیه برخورد مى‌کند: «فقال یا اخاء بنى نهد.» گفت: «اى برادر نهدى!»، «هل هو الا رجل من المسلمین انتهک حرمة من حرم اللَّه [یا «من حرمة اللَّه»] فاقمنا علیه حدها؟»؛ «مگر چه اتفاقى افتاده است؟ مگر آسمان به زمین آمده است؟ او - نجاشى - هم فردى است از مسلمانان که مرتکب خلافى شده است و ما هم حد الهى را بر او جارى کردیم. این براى خودش هم بهتر است.» «زکاة له و تطهیراً»؛ «حدى که بر او جارى کردیم، او را پاک مى‌کند، طهارت مى‌دهد؛ جان او را پاک مى‌کند.»
(7/1/1371)[8]
مجلس مداحی باید به چه شکلی برگزار شود؟
- واقعه‌خوانى، تا حدّ ممکن، باید متقن باشد. مثلاً در حدود «لهوفِ» ابن‌طاووس و «ارشادِ» مفید و امثال این‌ها - نه چیزهاى من‌درآوردى - واقعه‌خوانى و روضه‌خوانى شود.
- در خلال روضه‌خوانى، سخنرانى، مداحى، شعرهاى مصیبت، خواندن نوحه‌ى سینه‌زنى و در خلال سخنرانی‌هاى آموزنده، ماجرا و هدف امام حسین(علیه‌السّلام) [بیان شود،] یعنى همان هدفى که در کلمات خود آن بزرگوار هست.
- در 15 خرداد که در سال 1342 شمسى با 12 محرم مصادف بود، امام بزرگوار ما(رضوان‌اللَّه‌تعالى‌علیه) در عرصه‌ى عاشورایى و با بهره‌بردارى به بهترین شکل ممکن از ماجراى عاشورا و محرم، توانستند پیام حق و دادِ برآمده از دلِ خود را به گوش مردم برسانند و مردم را متحول کنند.
- اولین شهداى ما هم در ماجراى 15 خرداد، در تهران، ورامین و بعضى جاهاى دیگر، همین سینه‌زن‌هاى حسینى بودند که آمدند و در معرض تهاجمِ دشمنِ عاشورا قرار گرفتند.
- در سال 1357 هم مشاهده کردید ماجراى آن روز و ماهى را که در آن، خون بر شمشیر پیروز مى‌شود. این نام را امام بزرگوار از همه‌ى قضایاى محرم، خلاصه‌گیرى، استحصال و مطرح کردند.
- همین‌طور هم شد. یعنى مردم ایران به پیروى از حسین‌بن‌على(علیه‌السّلام)، درس عاشورا را گرفتند و در نتیجه خون بر شمشیر پیروز شد. این موضوع در ماجراى امام حسین(علیه‌السّلام) چیز عجیبى است.
- خب؛ حالا ما و شما، امانت‌دار و وارثِ این حقیقت تاریخى هستیم. امروز کسانى هستند که مى‌خواهند ماجراى عاشورا را به عنوان یک درس، خاطره و یک شرح واقعه، از زبان علما، روحانیون، مبلّغین، مبلّغات و مانند این‌ها بشنوند. ما در این زمینه چه خواهیم کرد؟ در این‌جا به قضیه‌ى خیلى مهمِ تبلیغ مى‌رسیم.
- اگر روزى این طلاب جوان، فضلاى حوزه‌هاى علمیه، مبلغین، وعاظ، مداحان و روضه‌خوانان، توانسته‌اند ماجراى عاشورا را مثل حربه‌اى علیه ظلمات متراکم حاکم بر فضاى زندگى همه‌ى بشر به کار گیرند و با این تیغ بُرنده‌ى الهى پرده‌ی ظلمات را بشکافند و خورشید حقیقت را به شکل حاکمیت اسلام، واضح و آشکار کنند - این حقیقت در زمان ما اتفاق افتاده است - چرا نباید متوقع بود که در هر عصر و زمانى - هر چه هم که تبلیغات دشمن در آن دوره سخت، همه‌گیر و ظلمات «اشّد تراکماً» باشد - مبلغین، گویندگان و علماى دین، بتوانند علیه هر باطلى، شمشیر حق و ذوالفقار علوى را در دست گیرند و از آن استفاده کنند؟!
- چرا ما چنین چیزى را مستبعد بدانیم؟! درست است که امروز تبلیغات دشمن، همه‌ى فضاى ذهن بشریت را فرا گرفته است. در این، شکی نیست. درست است که اموال کلانى براى تشویش چهره‌ى اسلام، به خصوص تشیع، خرج مى‌شود. درست است که هر کس که منافع نامشروعى در زندگى ملت‌ها و کشورها دارد، خود را موظف به فعالیت علیه اسلام و حکومت اسلامى مى‌بیند. درست است که کفر، با همه‌ى تفرق و تَشتُتش، با استفاده از همه‌ى امکانات، در یک امر اتفاق کرده و آن ضدیت با اسلامِ ناب است و حتى اسلام محرَف را هم به جنگِ اسلامِ ناب آورده و به میدان کشانیده است. این‌ها همه درست؛ اما آیا جناح حق و جبهه‌ى اسلامِ ناب نمى‌تواند در مقابل این تبلیغات خصمانه و خباثت‌آلود، به برکت روح، پیام و حقیقت عاشورا و پیام محرم، همان معجزه را یک بار دیگر تکرار کند؟! چرا نتواند؟! سختى دارد؛ اما ممکن است. همت و فداکارى لازم دارد. راه باز است؛ بن‌بست نیست.
(3/3/1374)[9]
· دنبال خواندن اثبات شده‌های متن تاریخ نباشید؛ چیزهای معقول متکی بر اصول را بخوانید
- بنایمان این نیست که هرچه را در آن شک داریم و یا قبول نداریم، بگوییم نخوانند؛ والّا اگر ما بخواهیم همین‌ طور بگوییم این غلط است و نخوانید، مى‌ترسیم که برادران در خواندن خیلى محدود بشوند!
- دنبال این نباشید که چیزى که در متن تاریخ اثبات شده است، آن را بخوانید؛ چون هیچ‌ چیز نمى‌توانید بخوانید. تازه آن چه که در «لهوف» ابن‌طاووس هست، خبر واحد است دیگر. توجه کنید، چیزى را بخوانید که معقول باشد. البته، نه این‌ که انسان هرچه معقول است، از خودش بسازد و بخواند! نه، آن را به اصول و واقعیت‌هایى متکى کنید.
- البته گزاره‌ى هر حدیثى، وقتى که هنرى باشد با پیرایه‌هایى همراه خواهد بود. آن پیرایه‌ها ایرادى ندارد؛ منتها به شرط این‌ که آن پیرایه‌ها همه چیز نشود. اصل را بایستى از واقعیت‌هایى که هست، گرفت، منتها آن را با بیان هنرى پیرایه‌ى لازم بخشید و گفت.
- در دعاها و زیارت‌هاى ما، تعبیرات عاشقانه و خیلى خوبى هست که حقایقى را نشان مى‌دهد؛ این‌ها را محور باید قرار داد. آن چه را که مثلاً شیخ و ابن‌طاووس و مفید و دیگر بزرگان در کتاب‌هایشان گفته‌اند، این‌ها را بایستى محور قرار داد.
- بعد آن‌ها را در یک ارایه‌ى هنرى، به شکل زیبا و شایسته‌اى بیان کرد. حالا در آن شکلِ بیان، هر کسى سلیقه‌اى دارد؛ آن ایرادى ندارد. نقش شما، نقش بسیار مهمى است.
(17/10/1368)[10]
· مجالس اهل بیت دو قسم شود: اخلاقیات و مدایح
- منبرتان را، مجلس‌تان را تقسیم کنید به دو قسم: قسم اول، معارف و اخلاقیات. ما امروز به اخلاقیات احتیاج داریم، به معارف احتیاج داریم.
- امروز احتیاج داریم که نسل موجود ما، نسل جوان ما، با امید، با نشاط، با خوش‌بینى به آینده، با ایمان به خدا، با پیوستگى قلبى به اهل‌بیت بار بیاید. ما احتیاج داریم که جوان ما امروز افتخار کند به این که متعلق به ایران اسلامى است؛ افتخار کند به وجود امام، افتخار کند به جمهورى اسلامى، افتخار کند به دین خود و به مذهب خود و به پیروى اهل‌بیت.
- ما امروز به جوانى احتیاج داریم که بداند سرنوشت خود او و سرنوشت جامعه‌ى او و سرنوشت خانواده‌ى بزرگ او وابسته‌ى به کار و تلاش اوست؛ اهل تلاش باشد، اهل کار باشد، اهل جدیت باشد، اهل پیگیرى باشد، اهل تنبلى نباشد، اهل وادادگى و لاابالی‌گرى نباشد.
- این تربیت‌ها چه جورى انجام می‌گیرد؟ شما می‌توانید نقش ایفا کنید. بنابراین یک قسم منبر، شعرى باشد که این معانى را تزریق کند. بهترین نحوه‌ى بیان هم بیان غیرمستقیم است.
- در قالب شعر خوب – این جا نقش شعرا معلوم می‌شود - معارف اهل‌بیت را ترویج کنید. امروز خوشبختانه ما شاعر خوب هم کم نداریم. بعضى از همین شعرهایى که امروز خوانده شد، جزو شعرهاى خوب بود. امروز بحمداللَّه شعراى خوب، گویندگان خوش‌ سلیقه در بیان، در ابراز حقایق و به نظم کشیدن این حقایق به وسیله‌ى شعر، داریم؛ این‌ها را بگردید پیدا کنید. شما که مداحید، وقتى طالب شعر باشید، چشمه‌ى شعر شاعر به جوش مى‌آید. شما که طالب شدید، او شعر می‌گوید. وقتى شعرش به وسیله‌ى شما خوانده شد، انگیزه‌ى او براى شعر گفتن چند برابر می‌شود؛ یک هم‌افزایى به وجود مى‌آید؛ او به شما کمک می‌کند، شما به او کمک می‌کنید.
- یک قسم منبر هم مربوط به مدایح و مراثى اهل‌بیت(علیهم‌السّلام) است. البته ما در باب مرثیه‌خوانى حرف‌هاى زیادى داریم.
- بارها هم ما توى همین جلسه به شما مداح‌هاى عزیز عرض کردیم، جاهاى دیگر هم گفتیم که در مرثیه‌خوانى بایستى به صدق واقعه پای‌بند بود. درست است که شما می‌خواهید مستمع خودتان را بگریانید، اما این گریاندن را به وسیله‌ى هنرنمایى در کیفیت بیان واقعه تأمین کنید، نه در ذکر واقعه‌اى که اصل ندارد.
- ما در گذشته‌ها سراغ داشتیم - ان‌شاءاللَّه حالا آن جور نیست - که بعضى‌ها فى‌المجلس یک چیزى را جعل می‌کردند. نکته‌اى همان جا به ذهنش مى‌آمد، می‌دید خوب است، موقعیت خوب است، همان جا می‌گفت و از مردم اشک می‌گرفت! این درست نیست. اشک گرفتن از مردم که هدف نیست؛ هدف، آمیختن این دلِ اشک‌آلود - که اشک را به چشم می‌رساند و چشم را اشک‌بار می‌کند - به معارف زلال است؛ البته با هنرنمایى.
- ما در مشهد یک منبرىِ معروفى داشتیم - خدا او را رحمت کند - مال پنجاه سال قبل است؛ مرحوم رکن الواعظین. او منبر می‌رفت و مردم پاى منبر روضه‌خوانى او مثل ابر بهار گریه می‌کردند. در حالى که خودش هم بارها می‌گفت من اسم نیزه و خنجر نمى‌آورم. واقعاً هم نمى‌آورد، بنده ده‌ها منبر از او دیده بودم. حادثه را آن چنان هنرمندانه تصویر می‌کرد که مجلس را منقلب می‌ساخت. بدون این که بگوید «کشتند»، بدون این که بگوید «تیر زدند»، بدون این که بگوید «شمشیر چنین زدند» یا «خنجر چنین زدند»؛ این‌ها را نمی‌گفت. می‌توان با شیوه‌هاى هنرمندانه، روضه‌خوانىِ خوب کرد و گریاند.
- البته این را هم به شما عرض بکنم؛ این که آقایان مداح‌ها و سابق‌ها روضه‌خوان‌ها - که ما حالا کم‌تر توفیق پیدا می‌کنیم ببینیم، اما در مواردى از افاضات مداح‌ها مستفیض می‌شویم - اصرار می‌کنند که بلند گریه کنید، لزومى ندارد؛ خوب، آرام گریه کنید. وقتى می‌خواهند سینه بزنند، اصرار بر این که «صدا، صداى این جمعیت نیست»؛ یا وقتى مردم می‌خواهند صلوات بفرستند، اصرار بر این که «صلوات، صلوات این جمعیت نیست!» شما بخواهید مردم صلوات بفرستند، ولو توى دلشان. گرم شدن مجلس به این شیوه‌ها، اصل نیست؛ کارى کنید که دل‌هاى مستمع را در اختیار بگیرید. دل مستمع وقتى در اختیار شما آمد، مقصود حاصل است؛ اگر آهسته هم گریه کند، باز مقصود حاصل است؛ اگر به شما توجه کرد، باز مقصود حاصل است.
- بنابراین حاصل عرض امروز ما این شد که کار مداحى کار بزرگى است، کار مهمى است، حرفه‌ى بسیار اثرگذارى است؛ می‌تواند مصداق درشت و برجسته‌اى باشد از مجاهدت فى‌سبیل‌اللَّه.
- این که می‌گویید ما حاضریم در میدان حضور داشته باشیم، این براى هر کسى یک جور حضور است: یک روز انسان توى میدان جنگ ظاهرى است، یک وقت انسان در میدان پیکار با دشمنانى است که در جنگ‌هاى فرهنگى و جنگ‌هاى نرم وارد مبارزه شده‌اند؛ این یک جور دیگر پیکار است؛ اقتضاى خودش را دارد.
- در کار شما مداحان، در میدان بودن و مجاهدت کردن، یعنى ارایه‌ى سخن اثرگذار و بیان هدایت‌گر براى دل‌ها؛ البته با شیوه‌هاى هنرمندانه.
(13/3/1389)[11]
- سینه‌زنی در هر عزایی نباشد!
- مسأله‌ى دیگر، مسأله‌ى روضه‌هاست. روضه‌خوانى و سینه‌زنى باید باشد؛ اما نه در هر عزایى.
- این را بدانید که روضه خواندن و گریه کردن مربوط به همه‌ى ائمه نیست؛ متعلق به بعضى از ائمه است.
- حالا یک وقت در جمع و مجلسى کسى روضه‌اى مى‌خواند، عده‌اى دلشان نرم مى‌شود و گریه مى‌کنند؛ این عیبى ندارد.
- اصلاً عزادارى کردن یک حرف است، روضه‌خوانى و سینه‌زنى راه انداختن یک حرف دیگر است.
- روضه‌خوانى و سینه‌زنى راه انداختن، مخصوص امام حسین(علیه‌السّلام) است؛ حداکثر مربوط به بعضى از ائمه است؛ آن هم نه به این وسعت.
- مثلاً در شب و روز تاسوعا و عاشورا به خصوص، در شب و روز بیست‌ویکم ماه رمضان، سینه‌زنى و عزادارى و برپایى جلسات خوب است؛ ولى مثلاً در مورد حضرت موسى‌بن‌جعفر(علیه‌السّلام) - با این‌که وفات آن بزرگوار از وفات‌هاى داراى روضه‌خوانى است - من لزومى نمى‌بینم که سینه‌زنى بشود؛ یا مثلاً در سالگرد شهادت حضرت زهرا(سلام‌اللَّه‌علیها) مناسبتى ندارد که ما بیاییم نوحه‌خوانى و سینه‌زنى کنیم؛ بهتر این است که در آن موارد، شرح مصایب‌شان گفته بشود. شرح مصایب، گریه‌آور است.
- من خودم الان در ایام ماه محرم که نمى‌توانم روضه بروم، چون آن احساس و عشقى که در دل هر شیعه هست و دلش مى‌خواهد در عزادارى شرکت کند، لذا من این را با خواندن «نفس‌المهموم» حاج شیخ عباس قمى - که یک کتاب عربى است - اشباع مى‌کنم؛ این خودش گریه‌آور است و براى من کار چند نفر روضه‌خوان را مى‌کند.
- حتماً لازم نیست که عزادارى به همان شکل سنتىِ روضه‌خوانى باشد که اولش چیزى مى‌خوانند و بعد هم احیاناً آخرش دمى مى‌گیرند و سینه‌اى مى‌زنند؛ نه، شرح حال را بیان کنید؛ مثلاً یک نفر با بیان خوب و لحن محزونى، وضع زندان رفتن حضرت موسى‌بن‌جعفر را بیان کند؛ حوادث تلخ زندان را بیان کند؛ بعد شهادت حضرت را بیان کند؛ بعد مراسم تشییع را بیان کند؛ در این صورت هر کس که آن‌جا نشسته باشد، دلش نرم مى‌شود.
- آن‌جاهایى هم که سینه‌زنى و نوحه‌خوانى هست، از مداح خوش‌صدا استفاده کنید.
- گاهى آدم‌هاى بدصدایى مى‌آیند و شما صداهاى ناهنجار نکره‌اى را در آن‌جا مى‌گذارید که با شنیدن این صداها آدم ناگهان از جا مى‌پرد و اصلاً بدش مى‌آید که این صداها چیست!
- نکته‌ى بعدى در زمینه‌ى جشن‌هاى مربوط به سالگرد ولادت ائمه در رادیوست. جشن باید شاد باشد؛ منتها جشن ائمه را باید با شادى روز سیزده‌‌بدر تفاوت گذاشت. اگر بنا باشد که روز تولد ائمه طورى شادى را تأمین کنیم که مثلاً در سیزده‌بدر تأمین مى‌کنیم؛ یکى بیاید لطیفه‌اى بگوید و جمعى را بخنداند؛ هر چند من این را منع نمى‌کنم، اما آن را به‌حساب معارف نگذارید.
- البته برنامه‌هاى شما به مناسبت ولادت ائمه، اصلاً نباید جنبه‌ى مصیبت و روضه‌خوانى و غم داشته باشد. اگر مى‌خواهید تحلیل هم بکنید - که عیبى ندارد - در آن جنبه‌هایى تحلیل کنید که این چیزها نباشد.
- در روزهاى ولادت باید مناقب و معجزات ائمه گفته بشود؛ البته معجزاتى که قابل قبول و قابل فهم باشد و سنگى در ذهن مخاطب نیندازد.
(13/12/1370)[12]
             آفات مداحی
تمجیدهای بی‌جا و تعبیرات نامناسب و سبک به کار نبرید
- چیز دیگرى که بنده در بعضى از خوانندگان جلسات مداحى اطلاع پیدا کردم، استفاده‌ى از مدح‌ها و تمجیدهاى بى‌معناست که گاهى هم مضر است.
- فرض کنید راجع به حضرت اباالفضل(سلام‌اللَّه‌علیه) صحبت مى‌شود؛ بنا کنند از چشم و ابروى آن بزرگوار تعریف کردن؛ مثلاً قربون چشمت بشم! مگر چشم قشنگ در دنیا کم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشم‌هاى قشنگش بوده؟! اصلاً شما مگر اباالفضل را دیده‌اید و مى‌دانید چشمش چگونه بوده؟! این‌ها سطح معارف دینى ما را پایین مى‌آورد.

- معارف شیعه در اوج اعتلاست. معارف شیعى ما معارفى است که یک فیلسوفِ در غرب پرورش یافته با مفاهیم غربى و بزرگ شده‌ى آشناى با معارف فلسفىِ غرب مثل هانرى‌کُربن را مى‌آورد دو زانو جلوى علامه‌ى طباطبایى مى‌نشاند؛ او را خاضع مى‌کند و مى‌شود مروج شیعه و معارف آن در اروپا. مى‌شود معارف شیعه را در همه‌ى سطوح عرضه کرد؛ از سطوح ذهن متوسط و عامى بگیرید تا سطوح بالاترین فیلسوف‌ها. ما با این معارف نباید شوخى کنیم.
- نباید بگذارید منبرِ ده دقیقه‌اى یا بیست دقیقه‌اى شما از معارف خالى بماند. امسال دیدم بعضى از برادران مداح در ماه محرم و در دهه‌ى فاطمیه بحمداللَّه این نکته را رعایت کرده بودند. در منبر مداحى حتماً در اول، فصلى اختصاص بدهید به نصیحت یا بیان معارف به زبان زیباى شعر. اصلاً رسم مداحى از قدیم این‌طورى بوده است؛ الان یک مقدار آن رسم‌ها کم شده [است]. مداح در اول منبر یک قصیده، یک ده بیت شعر – کم‌تر، بیش‌تر - فقط در نصیحت و اخلاق، با الفاظ زیبا خطاب به مردم بیان مى‌کرد؛ مردم هم مى‌فهمیدند و اثر هم مى‌گذارد.
- یک‌وقت یکى از برادران مداح مى‌گفت ما اگر از شعرهاى خوب و شعراى بزرگ شعرى انتخاب کنیم، مردم نمى‌فهمند؛ بنابراین مجبوریم از این شعرها استفاده کنیم. این‌طورى نیست؛ من این را قبول ندارم. وقتى با زبان شعر با مردم حرف بزنید، هرچه شعر پیچیده هم باشد، وقتى مداح با هنر مداحى خود توانست این را کلمه کلمه به مردم القا و مخاطبه کند، در دل مردم اثر مى‌گذارد.
- شعر را از لحاظ هنرى، سطح خوب انتخاب کنید؛ چون اثرگذار است. شعر خوب و شعر هنرى، همان خاصیت عمومى هنر را دارد.
- خاصیت عمومى هنر این است که بدون این‌ که خود گوینده حتى در خیلى از موارد توجه داشته باشد و غالباً بدون این‌ که مستمع توجه داشته باشد، اثر مى‌گذارد. تأثیر شعر، نقاشى، بقیه‌ى انواع هنر، صداى خوش و آهنگ‌هاى خوب - که این‌ها همه هنر است - روى ذهن مخاطب، من حیث لایشعر به‌وجود مى‌آید؛ یعنى بدون این‌ که مخاطب متوجه باشد، آن اثر را در او مى‌بخشد؛ این بهترین نوع اثرگذارى است.
- شما ببینید خداى متعال براى بیان عالى‌ترین معارف، فصیح‌ترین بیان را انتخاب کرد؛ یعنى قرآن. مى‌شد خداى متعال مثل حرف‌هاى معمولى، قرآن و معارف اسلامى را با بیان معمولى بگوید؛ اما نه، خدا این را در قالب فصیح‌ترین و زیباترین بیان هنرى ریخته که خود قرآن هم مى‌گوید نمى‌توانید مثل لفظ و ساخت هنرىِ آن را بیاورید؛ معنایش که معلوم است.
- نکته‌ى دیگرى که بعضى از آقایان به حق اشاره کردند، این است که از برخى تعبیرات درباره‌ى ائمه(علیهم‌السّلام) نباید استفاده کرد؛ این‌ها سبک است. براى فاطمه‌ى زهرا(سلام‌اللَّه‌علیها) - آن موجود قدسىِ والا، آن انسان برتر و آن معلّم بشر - از آن تعبیرى که هر شاعرى - چه شاعر درست و حسابى‌گوى و چه شاعر هرزه‌گوى - براى محبوب و معشوق خودش ذکر مى‌کند، نباید استفاده کرد؛ باید از تعبیرات متناسبى استفاده کرد.
- مبادا پانصد نفر، هزار نفر، گاهى ده هزار نفر در جلسه‌اى جمع شوند و یک ساعت براى آن‌ها نغمه‌سرایى شود؛ اما چیزى به آن‌ها داده نشود. شما در این یک ساعت مى‌توانید نکات زیادى را با شعر خوب منتقل کنید. البته شعر خوب - همان‌ طور که گفتیم - تنها شعرى نیست که معانىِ خوبى دارد؛ بلکه باید شعر هنرمندانه باشد و الفاظ خوب و کلمات مناسب هم در آن به کار رفته باشد.
(18/6/1380)[13]
از آهنگ‌های نامناسب استفاده نکنید
- بازى کردن با مسأله‌ى مداحى سزاوار نیست. مداحى را به صورت یک کار صرفاً سطحى، شکلى، ظاهرى در آوردن، آن را عبارةٌ اخراى تقلید از یک کار مبتذل غربى قرار دادن، هیچ جایز نیست. این را توجه بکنند، به خصوص جوان‌ها که توى این صراط وارد می‌شوند. هیچ اشکالى ندارد که از شعرى با زبان مردم استفاه شود، لیکن با مضمون درست، با مضمون صحیح.
- اگر چنانچه مداح و خواننده ما و ستایش‌گر اهل‌بیت(علیهم‌السّلام) از کسانى که خودشان غرق در حیرت و بدبختى‌اند - وادى هنرى غرب، به خصوص هنر موسیقى‌شان که به ابتذال کشانده شده - و در وادى حیرت و سردرگمى شیطانى و نه حیرت رحمانى هستند، این کار شریف و پاکیزه و مقدس را الگوگیرى کرد، این کار ناسزاوار است؛ کار ناشایستى است.
(4/4/1378)[14]
- بعضى از آهنگ‌هایى هم که انسان گوشه و کنار می‌شنود یا به گوش انسان می‌رسد، آهنگ‌هاى مناسبى نیست؛ حالا گیرم که چهار نفر را هم جذب کند. نه، آهنگ باید سنگین، متین و متناسب با محتوایى باشد که شما دارید عرضه می‌کنید؛ خداى نکرده به سمت آهنگ‌هاى حرام و آهنگ‌هایى که گناه است، سوق پیدا نکند. این هم خیلى نکته‌ى اساسى و مهمى است. هر شعرى، هر تصنیفى، هر ترانه و آهنگى که خوانده شد، قابل تقلید نیست. چیزهایى هست که خودش فى نفسه حرام است؛ اگر چنانچه وارد عرصه‌ى مداحى و بیان حقیقت و بیان خدا و پیغمبر شد، آن وقت حرمتش دو برابر خواهد شد. بنابراین آهنگ هنرمندانه و خوب و متناسب و شعر خوب و صداى خوش و شاید از همه بالاتر دل پاک و مطهر و با اخلاص مداح محترم، لازم و مهم است.
(13/3/1389)[15]
- من شنیده‌ام در مواردى از آهنگ‌هاى نامناسب استفاده مى‌شود. مثلاً فلان خواننده‌ى طاغوتى یا غیرطاغوتى شعر عشقىِ چرندى را با آهنگى خوانده؛ حالا ما بیاییم در مجلس امام حسین و براى عشاق امام حسین، آیات والاى معرفت را در این آهنگ بریزیم و بنا کنیم آن را خواندن؛ این خیلى بد است. خودتان آهنگ بسازید. این همه ذوق و این همه هنر وجود دارد. یقیناً در جمع علاقه‌مندان به این جریان کسانى هستند که مى‌توانند آهنگ‌هاى خوبِ مخصوص مداحى بسازند؛ آهنگ عزا، آهنگ شادى.
- این را هم عرض بکنم که آهنگ شادى از آهنگ عزا جداست. الان معمول شده که براى روزهاى عید جلساتى تشکیل مى‌دهند. بنده مخالف این کار نیستم؛ بد هم نیست که دست مى‌زنند. البته اگر از رادیو بشنویم - که بنده خودم گاهى از رادیو شنیده‌ام - و شعر را درست گوش نکنیم، خیال مى‌کنیم دارند سینه مى‌زنند! هم لحن، سینه‌زنى است؛ هم آن دستى که مى‌زنند، مثل زدن روى سینه است. این چه شادى‌اى شد؟!
- اگر براى روزهاى شادى، آهنگ‌هاى مناسب - نه آهنگ‌هاى مبتذل، نه آهنگ‌هاى طاغوتى، نه آهنگ‌هاى حرام - و شیوه‌هاى خوب انتخاب کنند، مؤثرتر و بهتر است.
- این‌طور نباشد که چون به روضه‌خوانى عادت کرده‌ایم، روز شادى هم که مى‌خواهیم حرف بزنیم، لحنمان بشود لحن روضه‌خوانى.
- به‌ هر حال میدان شما، میدان وسیعى است؛ میدان کار و اثرگذارى است. امروز مداحان جوان بحمداللَّه خیلى هستند؛ اقبال جوان‌ها هم خیلى زیاد است. این مزرع، بسیار مستعد و قابل بذرافشانى است. اگر خوب بذرافشانى شود، تأثیرات و محصولش فوق‌العاده با ارزش خواهد بود. از این فرصت استفاده کنید، استفاده کنیم، نظام اسلامى استفاده کند - شعر خوب، آهنگ خوب، مضمون خوب، اجراى خوب، صداى خوب - این یک چیز استثنایى و فوق‌العاده خواهد بود.
(5/5/1384)[16]
********************************
 پی نوشت‏ها:
2- سخنرانى در دیدار با مداحان اهلبیت علیهم اسلام ، به مناسبت میلاد حضرت فاطمهى زهرا سلام الله علیها،17/10/1369
3- بیانات در سالروز ولادت حضرت فاطمهى زهرا سلاماللهعلیها در دیدار مداحان اهلبیت علیهم اسلام ، (13/3/1389)
4- بیانات در دیدار جمعى از مداحان اهلبیت به مناسبت سالروز میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها، (18/6/1380)
5- بیانات در دیدار مداحان آل الله به مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها(19/7/1377)
6- بیانات در دیدار روحانیان و مبلغان در آستانهى ماه محرم،(5/11/1384)
7- سخنرانى در دیدار با روحانیون و مبلغان، در آستانهى ماه محرم،(20/4/1370)
8- بیانات در خطبههاى نماز جمعهی تهران، (7/1/1371)
9-  بیانات در دیدار روحانیون و وعاظ، در آستانه ى ماه محرم، (3/3/1374)
10- سخنرانى در دیدار با مداحان اهلبیت(علیهالسلام)، به مناسبت میلاد مبارک صدیقهى کبرى فاطمهى زهرا سلام الله علیها، (17/10/1368)
11- بیانات در سالروز ولادت حضرت فاطمهى زهرا سلام الله علیها  در دیدار مداحان اهلبیت علیهم اسلام ، (13/3/1389)
12-  بیانات در دیدار با اعضاى «گروه ویژه» و «گروه معارف اسلامى» صداى جمهورى اسلامى ایران، (13/12/1370)
13- بیانات در دیدار جمعى از مداحان اهلبیت به مناسبت سالروز میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها، (18/6/1380)
14- دیدار جمعى از مداحان و ستایشگران اهلبیت علیهم اسلام ، (4/4/1378)
15- بیانات در سالروز ولادت حضرت فاطمهى زهرا سلام الله علیها در دیدار مداحان اهلبیت علیهم اسلام ،(13/3/1389)
16- بیانات در سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، (5/5/1384)